ESC را فشار دهید تا بسته شود

کمپین حقوق بشر بلوچستان برای عدالت و برابری

وضعیت معادن بلوچستان و عدم اعطای حق مردم بلوچ‌ از این معادن

بلوچستان، با داشتن معادن غنی از جمله طلا مس و دیگر منابع طبیعی، یکی از مناطق استراتژیک از حیث مواد معدنی محسوب می شود. این منطقه با قرار داشتن بر روی کمربند فلزی و معدنی جهان که از کشور صربستان تا کشور پاکستان ادامه دارد یکی از مناطق ویژه و گسترده معدنی محسوب می‌شود.

معادن بلوچستان به دلیل ظرفیت‌های بالای ذخایر در رتبه‌های اول و دوم کشوری قرار دارند که این نشان‌دهنده ظرفیت، رشد و پتانسیل اقتصادی این منطقه است. این معادن حاوی ذخایر غنی از فلزات و کانسارهای معدنی از قبیل کرومیت، مس، منگنز، سرب و روی، قلع، تنگستن، طلا و همچنین عناصر و کانسارهای غیرفلزی نظیر تالک، منیزیت، گل‌سفید و سنگ‌های ساختمانی و تزئینی بویژه گرانیت و مرمر است.

از ۶۰ نوع ماده معدنی شناسایی شده در ایران، ۲۸ نوع آن به طور قطع و در شرایط کنونی در بلوچستان وجود دارند. همچنین از حیث داشتن عناصر معدنی فلزی، این استان از کم‌نظیرترین استان‌های کشور محسوب شده و بیشترین میزان آهن پلاسری، مس و آنتیموان و طلای کشور را با پراکندگی وسیع به خود اختصاص داده است.

داوود شهرکی رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت سیستان و بلوچستان در سال ۱۳۹۹، ذخیره کلی مواد معدنی کشف شده در بلوچستان تا سال مذکور را بالغ بر یک هزار و ۱۲۶ میلیون تن عنوان کرد که از این میزان ۷۶۳ میلیون تن در حال بهره‌برداری و ۳۶۳ میلیون تن نیز شناسایی شده و آماده واگذاری به سرمایه‌گذاران جهت بهره‌برداری بوده است.

این مقام مسئول همچنین در گزارش مذکور از اشتغال ایجاد شده در کنار استخراج معادن صحبت به میان آورده است که صحت اعداد و ارقام آن گزارش خصوصا ظرفیت های ایجاد شده برای اشتغال در منطقه را، در سایه نبود اسناد واضح و شفاف، مستقلا نمی توان تایید کرد. و با توجه به وضعیت فعلی اشتغال و اقتصاد در بلوچستان، باید پذیرفت که این استخراجات به شکل فراقانونی و ناعادلانه ای صورت گرفته است. سهم مردم بلوچ و رسیدگی به زیرساخت های منطقه ای آنها، در این ابر پروژه ها صورت نگرفته است. که این مساله مشکلات و نارضایتی های عمده‌ای را برای مردم بلوچ ایجاد کرده است.

بلوچستان سرزمین معادن

بلوچستان از منظر ساختار زمین‌شناسی محل قرارگیری انواع مختلف مواد معدنی می باشد. تاریخ معادن این استان به دوران باستان باز میگردد. که میتوان به کوره‌های قدیمی ذوب فلزات و سرباره‌های معدن مس چهل‌کوره در ناحیه گراغه از توابع زاهدان و معادن متروکه مس بین خارستان و بیدستر از توابع شهرستان تفتان، معادن موجود در دامنه کوه تفتان و دیگر معادن استخراج شده در طول تاریخ بلوچستان، به عنوان نمونه هایی برای درک اهمیت ویژه این منطقه در زمینه مذکور اشاره کرد. در دوران باستان پس از استخراج این مواد معدنی خصوصا مس، آن را برای تمدن های اطراف از جمله تمدن های حاشیه میان رودان صادر میکردند. و به طور کلی می‌توان گفت تاریخ استخراج معدن‌ در بلوچستان از دل دوران باستان تا دوره های اخیر، به طور پیوسته و در اغلب نقاط این منطقه وسیع و پهناور وجود داشته است در شرایط حاضر نیز دو معدن بسیار مهم طلا، یعنی معدن طلای “تفتان” و معدن طلای “بزمان”، که از اهمیت زیادی نیز برخوردارند در این استان قرار دارند. این معادن نه تنها بر اقتصاد منطقه بلکه بر اقتصاد کل کشور تاثیر گذار هستند. استخراج این معادن توسط شرکت‌های بزرگ وابسته به حکومت جمهوری اسلامی ایران انجام می‌شود که عملا و عمدا به جای تبدیل شدن به عاملی برای توسعه بلوچستان، عاملی برای عقب افتادگی و محرومیت مردم بلوچ‌ شده و چالشها و مشکلات فراوان اقتصادی و امنیتی را برای آنها ایجاد کرده است.

مشکلات و چالشهای مردم بلوچ در حاشیه استخراج معادن

مردم بلوچستان به این نتیجه رسیده اند که بر خلاف ادعای مسئولان، قرار نیست راه‌اندازی و استخراج این معادن و درآمد بسیار زیاد حاصل از آن صرف بهبود وضعیت آن‌ها و سرزمین شان بشود. از این روی بارها دست به اعتراض زده و گاها موجب توقف استخراج این معادن شده اند. به عنوان نمونه در تاریخ مهر و آبان ۱۴۰۱ اعتراضات مردم بلوچ موجب توقف کار استخراج معادن شد، اما پس از ورود نیروهای امنیتی و مذاکرات تهدیدآمیز با ریش سفیدان و معتمدان محلی تدریجا استخراج معادن دوباره از سر گرفته شد.

بلوچستان عموما با خبرهای حوادث شناخته می شود. کشتار سوختبران، مرگ کودکان در هوتک‌ها، بازداشت، شکنجه و اعدام شهروندان بلوچ، بی شناسنامه‌ها، مدارس کپری و مخروبه، تبعیضات عقیدتی و هویتی، و مشکلات بسیار زیاد دیگری که باعث می شود خبرهای مهمی همچون استخراج معادن در زیر سایه این اخبار حوادث ناپدید شده و بی اهمیت جلوه داده شوند. آمارهای دولتی نیز مؤید این شرایط هستند. شرایطی که بیانگر فقر، بیکاری، مشاغل کاذب،کودکان بازمانده از تحصیل، مدارس مخروبه، بی شناسنامه بودن و حتی عدم دسترسی شهروندان بلوچ به آب آشامیدنی سالم و وضعیت نابسامان بهداشت و درمان، هستند.

طبعا در چنین شرایطی که اکثریت قریب به اتفاق مردم درگیر اولویت های زندگی برای بقا هستند، فکر کردن و یا پیگیری اموری که شرکت های بزرگ با پشتوانه حکومت در حال انجام آن هستند، برای مردم عادی امری بسیار سخت محسوب میشود که جز واکنش هایی محدود چاره ای بزرگتر پیش روی آنها نمی ماند.

 اگرچه برخی از فعالان نسبت به وضعیت موجود همواره اعتراض خود را بیان کرده اند اما در مقابل مسئولان محلی مانند نمایندگان مجلس، فرمانداران و استاندران مختلف این استان، در طول این چهار دهه اعلام کرده‌اند که تلاش‌هایی برای بهبود وضعیت اقتصادی منطقه انجام شده است. اما آنچه پس از چهار دهه مشخص است این است که این تلاش‌ها به دلایل مختلفی آنطور که باید صورت نگرفته و به نتیجه نرسیده اند و مشخصا سخنان این مسئولان برای آرام کردن افکار عمومی در زمان آگاهی و اعتراض به وضعیت موجود، صورت گرفته است.

بهره‌برداری از معادن مختلف بلوچستان و عدم اعطای حقوق اقتصادی به مردم بلوچ‌، مشکلات عمده‌ای را برای این منطقه ایجاد کرده است. لذا تا زمانی که توزیع درآمدهای معدنی به طور عادلانه و با مدیریت صحیح انجام نشود، این مشکلات همچنان ادامه داشته و نارضایتی‌های اجتماعی و سیاسی در منطقه افزایش خواهد یافت. برای بهبود وضعیت این منطقه، نیاز است که دولت مرکزی و شرکت‌های معدنی، حقوق اقتصادی و اجتماعی بلوچ‌ها را به رسمیت بشناسند و بهره‌برداری عادلانه از منابع طبیعی را تضمین کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *