
اشتغال زنان بلوچ:بررسی آماری، مصاحبه و تحلیل وضعیت
کمپین حقوق بشر بلوچستان
(۱۸/۰۹/۱۴۰۳)
___________________
مقدمه:
“حقوق اقتصادی و وضعیت
اشتغال زنان بلوچ”
حقوق اقتصادی زنان اصطلاحی است که به آزادی های فردی و اجتماعی آنها در بحث اقتصاد و اشغال در تمامی مراحل زندگی اشاره داشته و عموما در جوامع مختلف از طریق قانون، سنتها یا اصول اخلاقی ممکن است به رسمیت شناخته شده و یا نادیده گرفته شوند. این بحث، حوزهای گسترده است که تمامی مسائل خصوصی و عمومی زنان را شامل میشود. به طوریکه در زمینه حقوق خصوصی، موضوعاتی مانند حق مالکیت، اشتغال، ازدواج، طلاق، مهریه، ارث، نفقه و مسائل مشابه آن و در حوزه عمومی، حقوق مدنی، سیاسی و اجتماعی آنها برای حمایت در مباحث اقتصادی مورد توجه قرار میگیرد.
حقوق اقتصادی زنان دائما به زمان و مکانی که زنان در آن حضور داشتهاند وابسته بوده است که با مطالعه تاریخچهی وضعیت زنان در جوامع مختلف برای ما مشخص میشود که مردسالاری در طول زمان تأثیری عمیق و ماندگار بر وضعیت حقوقی آنها داشته است. اگرچه در دنیای امروز، بهواسطه قوانین حمایتی، ارتقای سطح تحصیلات، مشارکت بیشتر زنان در عرصههای اجتماعی و سیاسی، و گسترش فناوری که از بار وظایف خانگی کاسته است، میزان ظلم به زنان کاهش یافته است؛ اما همچنان در بسیاری از جوامع، شاهد نابرابری و نقض حقوق آنها در تمامی زمینه ها از جمله حقوق اقتصادی هستیم.
در این مقاله تلاش شده است تا با بررسی عوامل محدودکننده “اشتغال زنان بلوچ”، با توجه به شرایط فرهنگی و اجتماعی خاص بلوچستان، مهمترین آنها شناسایی، تحلیل و بررسی شوند.
باید در نظر داشت که بازماندگی بلوچستان از زمینههای مختلف پیشرفت، به دلیل وجود برداشتهای خاص مذهبی، ساختارهای محکم سنتی و قبیلهای و در کنار آنها تبعیضات دولتی، شکل گرفته و مانع سختی برای فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی زنان بلوچ فراهم کرده است.
نگرش عمومی مردم بلوچستان نسبت به اشتغال زنان اغلب نامناسب است. باورهای سنتی رایج، که نتوانسته است خود را با دنیای جدید وفق بدهد، زنان بلوچ را عموما ضعیف و محدود کرده است. به طوریکه این نگرشها سدّ بزرگی در راه بروز توانمندیها و استعدادشان تلقی می شود. در برخی نقاط بلوچستان، کار خارج از خانه برای زنان، حتی در محیط زنانه نه تنها پسندیده نیست، بلکه عیب تلقی میشود و این دیدگاه، یکی از موانع اصلی ضعف اقتصادی زنان بلوچ محسوب می شود.
اما مهمتر از این موانع سنتی، بیتوجهی آشکار دولت به مسائل زنان بلوچ و فقدان سیاستهای حمایتی کارآمد برای آنان است. کمبود برنامهریزی برای توانمندسازی زنان، نبود فرصتهای برابر در زمینه آموزش و اشتغال، تبعیض در استخدام و بیتوجهی به نیازهای ویژه این قشر از جامعه، از جمله مسائل مهمی است که تاکنون با آن روبرو هستند. این کمبودها که ناشی از عدم برنامهریزی و عدم اجرای سیاستهای عادلانه هستند، فرصتهای برابر را از زنان بلوچ سلب کرده و مسیر توسعه و پیشرفت آنان را دشوارتر کرده است.
ما برای درک بهتر این شرایط، گفتوگوهایی با چند تن از زنان بلوچ ترتیب دادیم و با استفاده از سوالات از پیش طراحیشده، درباره محدودیتهای فردی، خانوادگی، اجتماعی و نقش دولت در بروز این محدودیتها پرسشهایی را مطرح کردیم. پاسخهای بهدستآمده نشان داد که تبعیضهای ساختاری، موانع فرهنگی و فقدان حمایت کافی از سوی، خانواده، جامعه و نهادهای دولتی و غیردولتی از مهمترین عوامل محدودکننده اشتغال زنان در بلوچستان میباشند.
پیش از ورود به مرحلهی سوالات و پاسخهای داده شده به آن لازم است اندکی از جهت آماری به وضعیت اقتصادی زنان بلوچ نگاه کرده و آخرین آمارهای مربوطه در این باره را ذکر و بررسی کنیم.
بررسی آماری:
“نگاهی به آمارهای کلی وضعیت
اقتصادی و اشتغال زنان بلوچ”
کمبود آمار دقیق و تناقضات آماری، همراه با تفاوت مواضع دولتها در تعریف شغل و شاغل، باعث شده است تا اطلاعات قابل اعتمادی درباره میزان اشتغال و وضعیت اقتصادی زنان و دختران بلوچ در دسترس نباشد. با وجود این مشکلات، به صورت مختصر به یکی از آخرین گزارشهای منتشر شده توسط مرکز آمار ایران اشاره میکنیم و تناقضات موجود در آن را شرح میدهیم.
آمارهایی که در ادامه ذکر میشود برگرفته از مقالهای است که در وبسایت تجارت نیوز با اتکا به گزارشهای مرکز آمار کشور، در تاریخ ۱ شهریور ۱۴۰۳ با عنوان “سهم اشتغال زنان سیستان و بلوچستان در صنعت؛ ۵۴ درصد/ چرا صدرنشین شدند؟”، منتشر شده است.
آمارهای منتشرشده توسط مرکز آمار ایران و ذکر شده در این گزارش، درباره اشتغال زنان و دختران بلوچ، تناقضات و ابهاماتی را در تعریف شغل و شاغل نمایان میکند. بهعنوان نمونه، در این گزارش نرخ بیکاری استان سیستان و بلوچستان در سال ۱۴۰۲ افزایشی بوده، درحالیکه این نرخ در کل کشور در سال مذکور روند کاهشی داشته است.

با این حال، در بهار ۱۴۰۳، کاهش نرخ بیکاری در این استان و کل کشور گزارش شده که همچنان نرخ بیکاری در این استان بالاتر از میانگین کشوری بیان شده است.

تناقضات آشکار این گزارش بیشتر در بخش “سهم اشتغال زنان در صنعت” مشاهده میشود. مرکز آمار ایران، سهم اشتغال زنان کل کشور در بخش صنعت را در بهار ۱۴۰۳ نسبت به زمستان ۱۴۰۲ افزایشی اعلام کرده و سیستان و بلوچستان را به عنوان استان پیشتاز در این شاخص معرفی کرده است. این در حالی است که در سالهای گذشته، سهم اشتغال صنعتی زنان در این استان روندی کاهشی داشته است؛ از ۳۷ درصد در سال ۱۴۰۱ به ۳۶.۵ درصد در سال ۱۴۰۲. این آمار، اگرچه بالاتر از میانگین کشوری است، اما با ارقام ذکرشده در دیگر بخشهای گزارش همخوانی ندارد. برای مثال، در همان گزارش عنوان شده که سهم اشتغال زنان در بخش صنعت این استان در تابستان ۱۴۰۲ به ۶۱ درصد و در بهار همان سال به ۵۷.۷ درصد رسیده است. چنین تفاوتهای قابلتوجهی در آمارها، نشاندهنده وجود یک اشکال است که با وضعیت جامعه بلوچ خصوصا زنان، همخوانی نداشته و بیانگر ضعف در تعریف دقیق شغل و شاغل است.

در نقد این آمارها تحلیل گران دیگری هم به این تناقضات اشاره کرده اند. به عنوان نمونه وبسایت اکو ایران در گزارشی تحت عنوان “معمای اشتغال زنان در سیستان و بلوچستان” که در تاریخ ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۳ منتشر کرده است، دلیل ارقام بالای اشتغال زنان بلوچ را در تعریف مشاغلی مانند سوزندوزی بهعنوان “شغل صنعتی” میداند. این تعریف، بدون در نظر گرفتن ماهیت سنتی و اغلب خانگی این نوع فعالیتها، میتواند آمار اشتغال صنعتی را بهطور غیرواقعی افزایش دهد.
به نظر میرسد که چنین رویکردی نه تنها موجب ارائه تصویری نادرست از وضعیت اشتغال زنان بلوچ میشود، بلکه سیاستگذاریهای مبتنی بر این آمار را نیز دچار اشکال میکند. از این رو، نیاز به بازتعریف دقیقتر و شفافتر شاخصهای آماری در این حوزه بیش از پیش احساس میشود.
مصاحبه ها:
“روایت هایی از موانع، محدودیتها
و امید زنان بلوچ در استقلال اقتصادی”
در چنین شرایطی که آمارهای دولتی نتوانستهاند دید مناسبی به ما برای شناخت وضعیت اشتغال زنان بلوچ بدهند، ما ناگزیر به ایجاد مجموعهای از پرسشهای ساده، دوستانه و از پیش طراحی شده در زمینه “وضعیت اشتغال زنان بلوچ و محدودیت های آن” شده و تلاش کردیم تا از طریق گفتگو با چند تن از زنان و دختران بلوچ این مساله را بررسی کنیم.
پاسخهایی که به این پرسشها داده شدهاند، نه تنها به تحلیل گزارشهای آماری عمق میبخشند، بلکه فرصت آن را فراهم میکنند تا از زاویه دید خود زنان بلوچ، مسائل، مشکلات، محدودیتها و موانع آنها را بهتر درک کنیم. این سوالات همچنین تلاش میکنند تا ابعاد مختلف چالشهای فردی، خانوادگی، اجتماعی و قانونی را که مانع فعالیتهای اقتصادی و پیشرفت زنان بلوچ در این زمینه شده اند را روشن سازند.
لازم به ذکر است که، افراد به سوالات به صورت یک به یک پاسخ ندادهاند، بلکه در یک روند مشخص و توضیح کلی به همهی آنها پاسخ دادهاند؛ لذا خواندن سوالات فهم ما از پاسخهای داده شده را آسانتر میکند. (پاسخ ها به شکل صدا و متن جمع آوری شده و در آرشیو کمپین حقوق بشر بلوچستان محفوظ هستند.)
در اینجا لیست سوالات مذکور قرار داده شده اند:
۱. چرا زنان و دختران بلوچ سختتر از زنان و دختران مناطق دیگر کار پیدا میکنند؟
۲. خانوادهها چطور روی شاغل شدن یا نشدن زنان و دختران بلوچ تأثیر میگذارند؟
۳. چه موانعی در خانه باعث میشود نتوانید کار کنید و یا کاری پیدا کنید؟
۴. جامعه چطور با زنان و دختران بلوچی که کار میکنند رفتار میکند؟
۵. چه موانعی در شهر یا روستای شما وجود دارد که زنان و دختران نتوانند راحت کار کرده و یا کار پیدا کنند؟
۶. بزرگترین مشکل زنان و دختران بلوچ برای راهاندازی کسبوکار چیست؟
۷. قوانین دولت به زنان و دختران بلوچ کمک میکند یا جلوی پیشرفت آنها را میگیرد؟
۸. چرا دولت برای کمک به شغل پیدا کردن زنان و دختران بلوچ کاری نمیکند؟
۹. فکر میکنید قوانین یا برنامههای دولتی باعث تبعیض در استخدام زنان بلوچ شده است؟
۱۰. چگونه میتوانید با سختیها و موانع کنار بیایید و موفق شوید؟
۱۱. فکر میکنید زنان و دختران بلوچ با زنهای بقیه مناطق ایران چه تفاوتی دارند؟
۱۲. چه آرزو یا هدفی برای کار و پیشرفت دارید؟
مصاحبه ها:
–مصاحبه شونده اول با نام مستعار”هانُل” که دارای تحصیلات دانشگاهی و در یک شرکت خصوصی کارمند است درباره سوالات عنوان شده بیان کرد: “بلوچستان مثل هر جامعه دیگری، به گروهها و مناطق مختلف با شرایط و طرز فکرهای متفاوت تقسیم میشه. مشکلات و موانع زنان هم بستگی به منطقه و فرهنگ محل زندگی متفاوتن. توی برخی مناطق، حتی خارج شدن کوتاهمدت زنها از خانه چالش بزرگیه، در حالی که توی مناطقی دیگری توی همین بلوچستان، متنوع نبودن شغلها مشکل اصلی محسوب میشه. نظرات مردم هم نسبت به اشتغال زنان متنوعه. بعضی میگن که زنها باید آزادی انتخاب برای کار کردن داشته باشن، اما بعضی هم، مثل من، معتقدن کار کردن زنها میتونه به همان اندازه که فرصت ایجاد میکنه، مشکلاتی رو هم به وجود بیاره. از این جهت، حس میکنم کار کردن زنها و دختران نه تنها ضرورتی نداره، بلکه میتونه گاها فشار بیشتری به اونها وارد بکنه.
محدودیت کار کردن زنان، لزوماً یک ظلم یا محرومیت نیست، آزادی زنان باید به اندازه ای باشه که بتونن تصمیم بگیرن بدون اجبار یا فشار دیگران توی خانه بمونن، یا کار کنن و شاغل باشن. در نهایت هم فکر میکنم، این موضوع باید از نگاه افرادی که معتقدن اشتغال زنان ضرورت داره یا کسانی که کار نکردن اونها رو نوعی محدودیت میدونن، به طور مشترک بررسی بشه.
حکومت ما هم یک حکومته که فکر میکنه اسلامیه و بیشتر دوست داره زن توی خانه باشه. از جهتی چون جمعیت کشور پایینه (البته از نظر اونها)، ترجیح میدن زن توی خونه باشه تا زاد و ولد بکنه. چون هرچه تعداد زنان کارمند بیشتر باشه، احتمالاً اونها کمتر تمایلی به بچه دار شدن دارن. تربیت اصلی هم چون با مادر هستش، هرچه این زن مستقلتر باشه، بچههایی که تربیت میکنه هم همینطوری میشن. برای حکومتی که دنبال یک ملت مطیع هست تا یک ملت سرکش، مستقل و منتقد، این موارد تأثیرگذار هستن.”
–مصاحبه شونده دوم با نام مستعار”دنیا” دانشجوی درحال تحصیل در یکی از رشته های پیراپزشکی، با کمی تفصیل در پاسخگویی، به تعصبات قومی و دوگانگی جامعه در امر اشتغال زنان، بی توجهی دولت و مشکلات دیگر اشاره کرده و عنوان کرد:”تعصبات قومی بعضی از خانوادهها مانع اشتغال زنها محسوب میشه. خیلی از خانوادهها اجازه فعالیت اقتصادی آزاد و خارج از خونه رو نمیدن و تأکید دارن که زنها فقط از طریق تحصیل و درس خوندن به شغل برسن. البته برای کسانی که میخوان کسبوکار شخصی راهاندازی کنن، نداشتن بودجه و سختی های گرفتن وام و پیدا کردن ضامن هم چالشهای بزرگی محسوب میشن. توی شهرها علاوه بر چالشهای دیگه داشتن پارتی، تأثیر زیادی توی پیدا کردن کار و یا استخدام شدن داره. خانوادهها معمولاً روی تحصیل دخترا تمرکز دارن و این رو تنها راه دستیابی به شغل مناسب میدونن. اگرچه تعدادی از کارهای سنتی مثل سوزندوزی پذیرفته شدن، اما خب کار بیرون از خونه اکثرا با مخالفت روبهرو میشه. این مخالفتها گاهی به این خاطر هستش که دختران و زنان توی خونه برای مراقبت از اعضای کوچکتر خانواده بمونن.
البته نگرش جامعه هم نسبت به کار کردن زنها دوگانه ست. بعضیا استقلال مالی زنان رو تحسین و تایید میکنن و اون رو نشانهای از توانمندی میدونن، اما بعضی هم حضور زنها توی محیطهای عمومی رو ناپسند میدونن. تشویق و نگاه مثبت میتونه انگیزه زنها رو برای فعالیت بیشتر بکنه. اما نبود امنیت کافی توی شهرها و روستاها و مشکلات رفتوآمد، خانوادهها رو نگران کرده و مانع کار کردن زنها میشه. علاوه بر این، نداشتن سرمایه اولیه و یک حامی، از دلایل مهم عدم ورود زنها به بازار کار هستن. این محدودیتها توی جوامع سنتی مثل جامعهی ما و با توجه به کمبود تحصیلات خیلی از زنان بلوچ شدیدتر هم میشه. بیتوجهی دولت به این منطقه هم شرایط رو برای زنان و دختران بلوچ خیلی سختتر کرده.
به نظر من دولت هیچ علاقهای به پیشرفت ما نداره؛ و گرنه حداقل باید نیازهای اولیه ما رو فراهم میکرد و اینطور ما رو در محرومیت نگه نمیداشت. اگر واقعاً به فکر بود، برای مناطق دور افتاده راه و چارهای میگذاشت تا دختران بتونن درست و حسابی تحصیل کنن. وقتی ما همچنان توی حداقل نیازهای خودمون، مثل تحصیل، دسترسی به آب، ساخت مدرسه، بیمارستان، امکانات و حتی پیداکردن شغل مناسب برای خودمون موندیم و توی فقر غوطهور هستیم، بعید میدونم که دولت کمکی به اشتغال ما بکنه. اگر کسب و کاری هم ایجاد میشه، نتیجه تلاش خود ماست. به نظر من به اندازه کافی نیروی بومی استخدام نمیشه و ظرفیتها عمداً کم شدن. حتی توی آزمونهای استخدامی مثل آموزش و پرورش، نزدیکانم بهسختی قبول میشن یا بارها پیش اومده که توی مصاحبه ها رد میشن.
با همه اینها، زنان و دختران بلوچ میتونن با پشتکار و اراده خودشون از این موانع عبور کنن. پیدا کردن علاقههای شخصی و تصمیمگیریهایی جدی به اونها کمک میکنه تا مسیر خودشون رو مشخص کنن. من علاوه بر تحصیلاتم به تجارت علاقه دارم. علاوه بر اون دوست دارم کارگاهی راه اندازی کنم که اونجا انواع چرخ خیاطی برای لباس وصل کردن و چرخ های چکن دوزی، تپه کامپیوتری و دستی، با کارکنانی که توی هر بخش مهارت دارن و حتی زنهایی که سفارش دوخت میگیرن، اونجا مشغول به کار بشن. در واقع دوست دارم بتونم هم به خودم و هم بقیه دختران و زنان بلوچ کمک کنم.”
–مصاحبه شونده سوم با نام “فاطمه” دانشجوی در حال تحصیل و علاقمند به سبک زندگی مدرن و جدید، اگر چه درباره داشتن خانواده ای حمایتگر خود را خوش اقبال میدید اما همچنان موانع دیگری از سوی خانواده مثل محدودیت در انتخاب شغل و مشکلات دیگر مثل نوع نگاه جامعه را یک مانع مهم میدید؛ وی در گفتگو با ما و در پاسخ به سوالات چنین عنوان کرد: “به دلیل نگاه حساسی که جامعه به زن داره نمیتونیم از همه فرصتهای شغلی استفاده کنیم و خیلی از شغل ها برای خانوادههای ما کسرشأن محسوب میشن. به این مساله که در آن شغل استعداد یا علاقه داریم اصلا توجهی نمیکنن. خانواده به شرطی اجازهی کار کردن به ما میدن که به قول خودشان شغلی باشه که در خور شأن و آبروی خانواده باشه. هر چقد هم که تعداد همکارهای مرد کمتر باشه خب خیلی هم بهتر میشه. خانواده از نظر من خیلی مهمه. حرف اول و آخر رو خانواده میزنه. وقتی خانوادهی شما با کار کردن شما مشکل داشته باشن شاید شما خیلی تلاش کنید بالاخره راضیشون کنید ولی این پایان ماجرا نیست بالاخره از یک جایی بهانهای دستشون میاد که مانع ادامه دادن شما بشن. مثلا کافیه که نیم ساعت دیرترخونه برسید، یا یک همسایه یا فامیلی چیزی بگه. خیلی از دوستان خودم رو میشناسم که خانواده مانع کار کردنشون شدن به همین بهانه ها. خانواده من برعکس اطرافیانم با کار کردن ما مشکلی ندارن ولی خب مهمه براشون که کار چه کاری باشه.
برای خود من اصلی ترین و مهم ترین مشکل همین نگاه جامعه بوده. تصور جامعه یا خصوصا اقوام ما به دختری که کار میکنه تصور خیلی بدیه. از نظر اونها دختر سالم فقط جاش توی خونه ست. ممکنه هیچ عمل خارج از عرفی هم از شما ندیده باشن ولی خب این ذهنیت بد همیشه هست. البته این رو هم بگم که در حال حاضر نگاهها خیلی بهتر از قبل شده. دلیلش هم همون کم شدن رفت و آمدهای خانوادگی و کاری به کار کسی نداشتن و حرف از این و اون نشنیدنه. کسانی که توی این زمینه ها موفقیتهایی داشتن به نوعی دارن الگو میشن، و من از این بابت خیلی خوشحالم.
وقتی وارد اجتماع میشید اگر بخواید با سختیها کنار بیایید باید کور،کر و لال بشید. شاید خیلی متلک بشنوید شاید بعضی جاها مورد بی احترامی قرار بگیرید چون اونجا مثل محیط امن خانه نیست. روزانه با هزار تیپ آدم سر و کار دارید. خانمهایی که روحیه حساسی داشته باشن خیلی براشون سخت میشه. شرایط زنان و دختران بلوچ با بقیه مناطق ایران خیلی فرق دارده. خانواده، نگاه جامعه، عرف جامعه، و چیزهای دیگه که اینجا با مناطق دیگه اصلا قابل مقایسه نیستن.
به نظر من فقر مالی منجر به فقر فرهنگی میشه. وقتی افراد در تأمین نیازهای اولیه خودشون با مشکل مواجهن، فرصتهای رشد فرهنگی و اجتماعی اونها کاهش پیدا میکنه. دولت هم امکانات استان ما رو محدود کرده و این محدودیتها باعث شده که مردم در تأمین امکانات تحصیلی، شغلی و رفاهی با مشکلات زیادی روبهرو بشن. این شرایط باعث شده ما توی یک دایره بسته از محرومیت و ناتوانی قرار بگیریم. و به نظر من این وضعیت تصادفی نیست. بلکه یک سیاست از پیش مشخص شده هست و با هدف کنترل و محدود کردن پیشرفت مناطق محروم اجرا شده.”
–مصاحبه شونده چهارم که یک دختر جوان بلوچ اهل چابهار، فارغ التحصیل در مقطع فوق لیسانس، شاغل در کسب و کار شخصی و تجربه کار در شرکت های خصوصی را داشت درباره مشکلات فردی، خانوادگی، اجتماعی و دولتی پیش روی زنان و دختران بلوچ اینگونه به سوالات ما پاسخ داد: “به عنوان یک دختر بلوچ توی بلوچستان، در زمینه علایق خودم فرصت شغلی نداشتم. چیزی که خارج از علایق هم بوده دنبالش رفتم اما فرصت شغلی کافی وجود نداشت. خارج از استان هم رفتم اما نگاه سنتی خانواده اجازه ادامه دادن نداد. زنان بلوچ ساده هستن دوام نمیارن مگر اینکه صبور باشن. باید در چند شغل برن کار کنن، تجربه کنن و صبوری کنن. زنهای شهرستانی که به بلوچستان میان، از همون اول با خیلی از این مقولهها آشنا هستن، یعنی با مشکلات و چالشها. حتی با نوع ارتباط گرفتن در محیط کار آشنا هستن اما یک زن بلوچ با این مسائل آشنا نیست. چون مادر یا خاله ها یا اطرافیان خودش رو در این موقعیت ندیده که یاد بگیره.
طبعا تحصیلات در این موضوع تاثیر داره، اما اکثر خانمها هنوز خانه دار هستن. و بهترین زن هنوز هم کسی محسوب میشه که خانه دار بهتری باشه. ته ته تحصیلاتشون هم دیپلمه. چون نمیگذارن درس بخونن. و خودشون هم به نوعی پذیرفتن و میگن خب بعد از دیپلم چه کار کنیم؟ یعنی شرایط و زیرساخت کار فراهم نیست. قاعدتا چنین مواقعی بهترین کار پیدا کردن یک همسر خیلی خوب و ازدواج با چنین همسریست، در غیر این صورت احساس میکنن به موفقیت و خوشبختی نرسیدن.
حمایت خانواده خیلی تاثیر داره، وقتی وارد یک محیط تازه میشید باید دل شما قرص باشه به پشتیبانی اونها. خانواده خیلی در این موضوع تاثیر گذارن. مثلا من به عنوان یک دختر بلوچ رفتم دنبال علایق خودم، علایق من علایق کمی هم نیستن. اما از نظر اونها در بلوچستان این علایق جایگاهی ندارن. در حالیکه من دوره هایی حرفهای با یک سری مدارس حرفه ای و قوی گذروندم که در گفتگو با بعضی مدیران مدارس غیرانتفاعی وقتی رزومهی خودم رو بیان کردم، خیلی خوشحال شدند و تحویلم گرفتن، حتی از من خواستن که با اونها مشارکت و همراهی کنم و ایده های خودم رو پیاده کنم. اما خب خانواده م حمایت نکردن. اگر خانواده حمایت میکردن من در چه جایگاهی قرار میگرفتم؟ یک سال، دو سال، پنج سال اگر از طرف خانواده برای تکمیل دوره های حرفهای حمایت میشدم الان جایگاهم کجا بود؟ پس میشه گفت خانواده به قدری تاثیر گذارن که مسیر زندگی شما رو میتونن تعیین کنن.
بین مردم بلوچ هنوز هم بهترین شغل برای یک زن معلمیه. حتی این مساله در ازدواج شما موثره. یعنی مردها به دنبال یک زن معلم هستن؛ اگر معلم باشید کیسهای مناسب و پيشنهادات بهتری برای ازدواج خواهید داشت. خانوادهها اکثرا از این معلم شدن حمایت میکنن. اول معلمی بعد کارمندی. هر راه دیگه ای مثل کارآفرینی یا خویشکاری رو برید تا زمانیکه به درآمد نرسیدید خانواده از شما حمایت نمیکنن. زمانیکه به حمایتشان نیاز دارید حمایت نمیکنن. ممکنه یک زمانی بعد از تحمل مشقتهای زیاد که به موفقیت و درآمد رسیدین از شما حمایت کنن اما خب چه فایده داره این حمایت!
بلوچ ها از طرفی به خاطر شرایط اقتصادی بد مایل هستن زنها کار بکنند، از یک جهتی هم با در نظر گرفتن بعضی مسائل، نه. البته شهر به شهر هم فرق میکنه مثلا در بلوچستان و در شهر ایرانشهر اگر شما کارمند باشی بهتر و بیشتر تایید و حمایت میکنن. ولی در خاش، زاهدان و چابهار و این اطراف، کسی که خانه دار و یا معلمه بیشتر حمایت و تایید میشه. من الان در جامعه فعال هستم، خب مردم زن فعال مستقل در جامعه را کم حمایت میکنن. این دختران حتی برای ازدواج دچار مشکل میشن. مثلا من یک مرد مشابه خودم پیدا میکنم که فعال و مستقله، ازش خوشم هم میاد برای ازدواج اقدام میکنم، اما اون حاضر به ازدواج با شخصی مثل من نیست و حتی حاضر به تبدیل شدن زنان اطراف خودش به شخصی شبیه من نیست.
برای کار خودش که یک کار آزاد و کارآفرینیه باز هم از زنان و دختران خانوادهی خودش یا مثل من استفاده نمیکنه. از زنان غریبه و غیربلوچ استفاده میکنه. اما از زنان و دختران خانواده که خیلی هم مستعدتر و قوی تر هستن استفاده نمیکنه. اصلا وارد کارشون نمی کنه. این نگاه از کجا میاد؟ از همونجا که اینها نمیخوان زن در اجتماع بیاد نمیخوان زن دیده بشه.
من اگر بخوام با این اشخاص کار هم بکنم، اقتضاش اینه که مخفیانه با اینها کار بکنم، کمتر توی دید مردم باشم، کمتر در اجتماع باشم. اما خب گفتم فضای شهرها با هم متفاوته. شهرهایی مثل ایرانشهر شخصیت من پذیرش بیشتری داره تا شهرهایی مثل زاهدان و چابهار.
بزرگترین مشکل هم برای ما نبود سرمایه ست. اگر حمایتی نباشه، اصلا هیچ چیزی نباشه ولی سرمایه داشته باشی موفق می شی. خیلی از دختران با استعداد این پشتکار رو دارند که حتی بدون حمایت ادامه بدن. اما اگر سرمایه نداشته باشن هیچ کاری از دستشون بر نمیاد.
من تا حالا از حمایت های دولتی استفاده نکردم. ولی خب گروههای قومی خاصی هستن در بلوچستان که با پارتی بازی برش بیشتری دارن از بلوچ ها، امتیازات بیشتری در بلوچستان میگیرن. عملاً هم دولت نمیخواد جامعه بلوچ پیشرفت کنه. اگر دختران و زنان بلوچ آگاه بشن، ما جامعه آگاهی خواهیم داشت، اما اونها نمیخوان جامعه آگاهی داشته باشیم. خب ما یک مجموعه فرهنگی ساختیم؛ چندین نفر بودیم که میخواستیم فعالیت فرهنگی کنیم. یک تیم قوی تشکیل دادیم و وظایف را توزیع کردیم، اما دولت اجازه نداد و آنقدر با احضار و فشار، اذیت و سنگاندازی کرد که عملاً همه ما کار رو رها کردیم و هر کدام به دنبال فعالیتهای شخصی خودمان رفتیم. خب، دولت معلوم است که با هر کاری که ربطی به آگاهی و خصوصاً آگاهی زنان بلوچ داشته باشه، به هر شکلی اون رو متوقف میکنه و جلوش میایسته.
تبعیض هم که آشکارا وجود داره. شما ببینید مثلاً یک زن در تهران میتونه همان کتاب رو با همان نشر و همان نویسنده بخونه، اما یک زن در بلوچستان نباید اون کتاب رو در دست بگیره. یورش میبرن به خونهاش و کتابهاش رو جمع میکنن. اگر این تبعیض نیست، پس چیه؟! جهت دیگر تبعیض، باز هم بین ما و یک اقلیت قومی در استانه، بین ما و زابلیها، که خودش یکی از انواع تبعیضهاست. کاملاً مشخصه که نمیخواهند ما پیشرفتی بکنیم. ما با گوشت و پوست و استخوان این مسئله رو فهمیدیم و درک کردیم.
به نظر من شرایط زنان بلوچ سختتر از شرایط زنان جاهای دیگه ست، اگر شرایط بیرونی رو حتی نگاه نکنیم، همین شرایط داخلی مثل جنگیدن با برخی طرز فکرها، باورها و سبک زندگیی که با اون بزرگ شدیم خودش بزرگترین مانعه؛ از این که گذر کنیم بعد خانواده مانع بزرگیه، از اینها که گذر کنیم شاید تازه بتونیم خودمون رو بلند کنیم.
شرایط زن بلوچ با زنان مناطق دیگه خیلی تفاوت داره؛ البته نه از نظر استعدادی. از نظر شرایط و باورها فرق میکنن. تلاش و پشتکار زیادی میخواد مقابله با این مسائل.”
–مصاحبه شونده پنجم با نام “ساره” که یک خانم خانه دار بلوچ، از مشکلات زنان متاهل و خانه دار بلوچ، در مدیریت کسب و کارهای خانگی شان گفت و به دیگر موانع اشتغال در سطح جامعه، خانواده و مقایسه وضعیت زنان بلوچ با زنان دیگر مناطق ایران پرداخت و عنوان کرد: “از نظر من نبود و یا کمبود محیطهای شغلی امن یکی از دلایل مهم هست که زنان بلوچ در پیدا کردن کار دچار مشکل میشن؛ نگاههای جنسیتی هم میشه گفت یکی از عوامل هستن. خانوادههای بلوچ معتقدن که زن نیازی به کار نداره و باید توی خونه باشه. البته طولانی بودن ساعات کاری بعضی از شغلها که ساعتهای کاری زیادی مثلاً تا غروب یا شب دارن هم بی تاثیر نیست و یکی از موانع موافقت خانوادهها برای کار کردنه.
توی محیطهای مردانه آزار و اذیت کلامی زیاد وجود داره؛ فامیل و خویشاوند هم به خانوادهها به خاطر حضور ما در بیرون از خونه و صرفاً بهخاطر حضور خارج از خونه، فشار میارن و حرف و حدیث زیادی میگن. هر حرف و کنایهای از سمت نزدیکان باعث فشار به خانواده و در نهایت فشار به دختری میشه که میخواد کار بکنه. در نهایت هم این فشارها باعث کار نکردن میشن. خانوادههای بلوچ عموما خیلی به حرف مردم اهمیت میدن؛ و این مساله یعنی کار کردن با وجود این چالشها را بیآبرویی حساب میکنن. نبود اعتماد و حمایت کافی از سمت خانواده باعث دلسردی دختران و زنان بلوچ میشه. در این میان مشکل ترسو بودن ایجاد میشه، ترس از حضور در اجتماع. یعنی زنان و دختران بلوچ از اینکه حتی برای امورات شخصی خودشون وارد اجتماع بشن دچار یک ترس میشن.
شیوه و نحوهی رفت و آمد خاص و امنی برای خانمها در نظر گرفته نمیشه که این مساله هم برای خانواده دختر و هم برای خودش یک چالش برای رفتن و رسیدن به سر کار محسوب میشن.
اگر فرد متاهل باشه به خاطر حس مسئولیت نسبت به همسر و داشتن زمان کافی برای تربیت فرزند، باز هم کار کردن براش سخت میشه. نظافت، پخت و پز با همکاری شوهر و بچهها نیست؛ چون اونها معتقدن اینها وظیفهی زنه. اگر هم مجرد باشه، کلا چون کار کردن جا نیفتاده، از انجام کار منع میشه.
در مساله کار فریلنسری، از سمت کسانی که به خانه شما رفت و آمد دارن حریم شخصی رعایت نمیشه و محیط آرامی میشه گفت وجود نداره که بشه روی کار تمرکز کرد، و البته مسئولیتهای دیگه ای هم که توی خونه وجود دارن، بی تاثیر نیستن. حتی از سمت کارفرما و همکاران با این شرایطی که داریم، فشار وارد میشه و هنوز درک کاملی از فریلنسری و کار کردن توی خونه وجود نداره. بعضی هم فکر میکنن حقوقی که میدن نباید برابر باشه؛ اکثر خانمهایی که کار میکنن حتی بیمه نمیشن.
فکر میکنم اگر اول با سماجت بیش از حد برای کاری که بهش علاقه داریم و تا حدودی در شکستن حد و مرزهای غیرضروری خانوادهها تلاش کنیم، تا اعتماد خانواده جلب بشه و بتونیم حمایتشون رو دریافت کنیم، میتونیم تا حدودی یک مشکل رو حل کنیم اما نه همه مشکلات رو.
زنان و دختران بلوچ تفاوتشون با زنان مناطق دیگه از لحاظ فرهنگی و مذهبی خیلی زیاده و شرایطشون به شدت سختتره. خیلی از خانوادهها دخترانشون رو نمیفرستن دانشگاه صرفاً به خاطر محیط مختلط. بیزبان بار آوردن دخترها در اینجا یک رویه ست. در حالیکه در هر محیط کاری دختر باید آنقدری قدرت و جسارت داشته باشه که بتونه درباره حق و حقوق خودش حرف بزنه و یا دفاع کنه.”
–مصاحبه شونده ششم با نام مستعار”حسنا”، متاهل، دانشجوی فارغ التحصیل در مقطع لیسانس و شاغل در کسب و کار آزاد در زمینه مهندسی، در پاسخ به سوالات مطرح شده گفت:”تحصیلات و تخصص اهمیت دارن، اما به دلیل نگاه سنتی جامعه خیلی از تخصصها در دسترس نیستن. خانوادهها برای ادامه تحصیل حمایت مالی نمیکنن و جامعه همچنان نگاهی سنتی داره. اگرچه زنان وارد بازار کار شدن، اما کارفرماها به زنان اعتماد کمتری نسبت به مردان دارن. زنان شاغل با قضاوتهای بد روبرو هستن، حتی اگر پوشش مناسبی داشته باشن، باز هم با نگاه های منفی مواجه میشن.
نقش خانواده زیاده، به نظر من حدود ۷۰ درصد مشکلات به خانواده و ۳۰ درصد به مسائل دیگه مربوط میشه. حمایت خانواده برای حل مشکلات حیاتیه. اگر خانواده همراه نباشن، زنها با مشکلات زیادی روبرو میشن. توی جامعه خانهداری و بچهداری به عنوان وظیفه زنان دیده میشه، هرچند که از نظر شرعی اینطور نیست. نگاه جامعه به زنان شاغل اغلب منفیه. جامعه برابری زن و مرد رو نمیپذیره و مردم هم زنان شاغل رو سرکش یا خشن توصیف میکنن. اما به نظر من زنان خانهدار بیشتر در معرض آسیب هایی مثل افسردگی هستن و زنان شاغل واقعبینانهتر به زندگی نگاه میکنن. زنانی که در محیطهای کاری مثل کافه، باشگاه یا آرایشگاه کار میکنن با قضاوتهایی مثل “زیادهخواه” مواجه میشن. در حالی که ممکنه این اشخاص از روی نیاز کار کنن.
امنیت زنان بلوچ در بلوچستان خیلی پایینه و این مسئله در مناطق جنوبیتر شدیدتر هم میشه. مثلا من یک ماموریت کاری به سمت نیکشهر و قصرقند داشتم، افرادی که توی محیط کار با آنها روبرو شدم اولا مردها رو متخصصتر از زنها در این زمینه شغلی میدیدن و دوما نگاه منفی و بدی داشتن از زنی که کار میکنه. انگار انتظار دوستی و رابطهای فراتر از محیط کار داشتن. یعنی زنان توی محیط کار با نگاههای نامناسب روبرو هستن و رفتوآمد هم برای اونها سخته. بعضا به دلیل فشارهای فرهنگی و اجتماعی ترجیح میدن کارمند باشن تا کارآفرین. اعتماد به نفس زنان بلوچ خیلی پایینه و این موضوع مانعی برای پیشرفت و راهاندازی کسبوکار شخصیه. دختران بلوچ اکثرا به دلیل ترس از شکست به سمت شغلهای کارمندی میرن. تجربه راهاندازی کسب وکار در بین اونها کمه. مگر اشخاصی که به شهرهای دیگه مهاجرت کردن.
قوانین استخدامی دولت هم عموما به نفع مردان هستش و زنها در خیلی از زمینه های کاری دولتی حضور ندارن. این نابرابری باعث میشه زنان به استقلال مالی دست پیدا نکنن و انگیزه پیشرفت رو از دست بدن. توی بقیهی مناطق ایران زنان تا حدودی موفق شدن جایگاه خودشون رو پیدا کنن، اما در بلوچستان تغییرات چندانی دیده نمیشه.
انگار زنها خودشون میخوان این رو عادی کنن، اما این یک ستیزه بین زنها و جامعه. بهتره که جامعه این رو قبول بکنه. اما جامعه قصد نداره نگاهش رو تصحیح بکنه درباره حضور زنان و درباره اینکه زنانی که بیرون کار میکنن بد نیستن. زور چیزی رو حل نمیکنه. زور روی تفاوت فکری مؤثر نیست. زنان بلوچ هم متاسفانه از حقوق خودشان آگاه نیستن.
من توی بعضی کلانشهرها زندگی کردم مثل مشهد. اما در اونجا نگاهها سنگین نبوده. زنها در تهران با پوشش دلخواه میرن بیرون. حالا کسی که پوشش نامناسب داره انتخاب خودش هست، اما خب بحث ما نوع نگاه به زنانه که در جامعه کوچک ما سختتر و شدیدتره.
آرزو دارم نگاه منفی و حرفهای منفی نسبت به زنان حذف بشن و اعتماد به خانمها ایجاد بشه و خانمها خودشون رو باور کنن. آرزوی من اینه که زنان بلوچ آگاه بشن. آرزو دارم با راه اندازی یک کارگاه تولیدی صدها زن بلوچ رو در این زمینه شاغل کنم که حقوق برابری با مردان داشته باشن. این تولید مدنظر ما نیاز به ظرافت داره که اتفاقاً زنان اون رو خیلی بهتر انجام میدن. در بحث مدیریت، وقتی یک خانم میتونه خونه رو مدیریت کنه، پس میتونه کارهای بزرگتر هم انجام بده و مدیریت کنه. من میخوام همه زنان بلوچ در تمام دنیا این رو باور کنن که توانمند هستن، تا هر کسی جرئت گفتن هر چیزی به اونها رو به خودش نده. زنان ما همیشه از خودگذشتگی داشتن، بهترین چیزها رو برای همسر و بچههای خودشون نگه داشتن. و کمترین چیز رو برای خودشان برمیداشتن. من میخوام زنان بلوچ به این نتیجه برسن که ما هم لایق داشتن بهترین چیزها هستیم. آرزو دارم در قوانین تعادل ایجاد بشه. زن و مرد هرکدام تواناییهای خودشون رو دارن. تفاوت آنچنانی بینشون وجود نداره. باید این نگاه بد و زشت از روی زنان برداشته بشه. زنها باور کنن همینطوری زیبا هستن. دنبال اثبات خودشان با چیزهای مصنوعی نباشن. فقط به دنبال زیبایی ظاهری نباشن بلکه تفکر خودشون رو هم زیبا بکنن.”
تحلیل مصاحبهها:
پاسخهای بهدستآمده از مصاحبهها نشان داد که تبعیضهای ساختاری، موانع فرهنگی و فقدان حمایت کافی از سوی خانواده، جامعه و نهادهای دولتی و غیردولتی از مهمترین عوامل محدودکننده اشتغال زنان در بلوچستان هستند. در سطح فردی، مصاحبه کنندگان به نداشتن اعتماد به نفس، ترس از شکست، ترک تحصیل و عدم تکمیل تحصیلات بهعنوان موانعی مهم اشاره کردند. این عوامل باعث شدهاند که زنان و دختران بلوچ نتوانند بهصورت مستقل در مسیر اشتغال گام بردارند یا به شغلهای پرچالش وارد شوند.
از منظر خانوادگی، فشار بر زنان برای ورود به مشاغل خاصی همچون معلمی، کارمندی و پزشکی بهوضوح احساس میشود، در حالی که از خویشکاری و انجام کارهای مستقل پرهیز میشود. خانوادهها اغلب به دلیل ترس از حرف مردم، بر انتخاب شغل دختران خود تأثیر میگذارند و حتی گاهی کار کردن زنان را در برخی مشاغل بیآبرویی تلقی میکنند. این نگرشها، همراه با اهمیت بیش از حدی که به انتقادات و نظرات دیگران داده میشود، محدودیتهایی جدی برای اشتغال زنان ایجاد میکنند.
در بعد اجتماعی، جامعه بلوچستان زنان را عمدتاً به نقش خانهداری محدود میکند. با این حال، مشکلات اقتصادی موجب شده که میل به مشارکت زنان در مخارج منزل افزایش پیدا کند. این تناقض فرهنگی، نوعی دوگانگی در رویکرد اجتماعی نسبت به زنان بلوچ ایجاد کرده است. جامعه بهطور کلی زن خانهدار را بهترین الگو میداند و نسبت به زنان شاغل نگرش منفی دارد. زنانی که کار میکنند، اغلب با نگاههای قضاوتآمیز مواجه میشوند و حتی گاهی رفتارها و پیشنهاداتی غیراخلاقی از سوی برخی افراد جامعه نسبت به زنان شکل میگیرد.
دولت نیز نقش مهمی در ایجاد محدودیتهای اشتغال زنان بلوچ دارد. سیاستهای دولتی بهطور کلی از زنان و دختران بلوچ حمایت نکرده و کافی نیستند. در مسائل سادهای مانند توزیع و خواندن یک کتاب نیز تبعیض میان زنان بلوچ و زنان سایر مناطق کشور مشاهده میشود. کتابهایی که در سایر مناطق آزادانه در دسترس است، برای زنان بلوچ محدود تلقی میشوند و خواندن آنها با سختگیریهای شدید مواجه است. دولت زیرساختهای لازم برای تحصیل و اشتغال زنان بلوچ را فراهم نکرده و در استخدامها نیز تبعیض آشکاری مشاهده میشود. پایین بودن میزان استخدام زنان بلوچ در مشاغل دولتی و رد شدن آنها در گزینشها یکی دیگر از مشکلاتی ست که دولت مسبب اصلی آن است. در بلوچستان به طور کلی آمار استخدام زنان بلوچ نسبت به مردان بسیار پایینتر است، و این وضعیت زمانی بغرنجتر میشود که متوجه پایین بودن وضعیت کلی استخدام دولتی در بلوچستان باشیم.
نتیجه:
نتایج این پژوهش نشان میدهد که وضعیت اشتغال زنان بلوچ بهطور قابلتوجهی تحت تأثیر عوامل متعدد فردی، خانوادگی، اجتماعی و دولتی قرار دارد. در سطح فردی، نبود اعتماد به نفس، ترس از شکست و ناتمام ماندن تحصیلات موانع اصلیاند. در سطح خانوادگی، فشار برای انتخاب مشاغل خاص و پرهیز از فعالیتهای مستقل، همراه با ترس از قضاوتهای اجتماعی، محدودیتهای جدی ایجاد کرده است. جامعه نیز با دوگانگی در انتظارات اقتصادی و فرهنگی، زن را به نقش خانهداری محدود کرده و زنان شاغل را با نگاه منفی مواجه میکند. دولت نیز نقش خود را در قبال زنان بلوچ آنطور که باید انجام نداده است.
در این میان، آمارهای رسمی نیز به دلیل طبقهبندیهای نادرست، مانند تلقی سوزندوزی بهعنوان شغل صنعتی، تصویری غیرواقعی از وضعیت اشتغال زنان بلوچ ارائه دادهاند. این آمارها نهتنها گمراهکنندهاند، بلکه مشکلات ساختاری مانند نبود زیرساختهای شغلی و تبعیضهای دولتی در استخدام و حمایتهای مالی را پنهان میکنند.
برای بهبود وضعیت اشتغال زنان بلوچ، به بازنگری در سیاستگذاریها، رفع تبعیضها، ایجاد فرصتهای برابر شغلی، تغییر نگرشهای اجتماعی، و توانمندسازی زنان از طریق آموزش و حمایتهای مالی و شغلی نیاز داریم. این اقدامات میتوانند مسیر را برای اشتغال پایدار و عادلانه زنان بلوچ هموار کنند.
در این مقاله تلاش شد با ارائه تصویری واقعی از وضعیت، ضمن شفافسازی مشکلات، راه را برای درک بهتر و اقدامات مؤثرتر باز کنیم. این تحلیلها و یافتهها بیانگر این حقیقت است که تغییر در وضعیت اشتغال زنان بلوچ، نه تنها یک ضرورت اقتصادی، بلکه گامی اساسی در جهت تحقق عدالت اجتماعی و توسعه پایدار در بلوچستان محسوب میشود.
دیدگاهتان را بنویسید