ESC را فشار دهید تا بسته شود

کمپین حقوق بشر بلوچستان برای عدالت و برابری

زنان بلوچ قربانیان طرح توسعه سواحل مکران

مقدمه

طرح “توسعه سواحل مکران” که از سوی حکومت ایران به‌عنوان پروژه‌ای ملی معرفی شده است، در ظاهر با هدف توسعه اقتصادی، رونق تجاری و جذب سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی آغاز شده، اما در عمل این طرح موجب تصرف زمین‌های بومیان بلوچ و حذف آنان از سرزمین‌های آباء و اجدادی‌شان شده است. ساکنان قدیمی سواحل مکران، که نسل‌ها در این مناطق زندگی کرده‌ و صاحبان این سرزمین محسوب می‌شوند، اکنون با تخریب خانه‌ها، اخراج از زمین‌ها، و محرومیت از حق مالکیت خود روبرو هستند.

واگذاری زمین‌ها به شرکت‌های بزرگ داخلی و خارجی و شهرک‌سازی‌ها برای اسکان جمعیت غیربومی، نه‌تنها ساختار اجتماعی و فرهنگی بومیان را تهدید می‌کند، بلکه آنان را در برابر بی‌عدالتی و خشونت سازمان‌یافته آسیب‌پذیرتر کرده است. گزارش‌ها و روایت‌های شاهدان عینی از خشونت و سرکوب بومیان به‌ویژه زنان بلوچ، عمق بحران انسانی این طرح را آشکار می‌کند.

روایت آوارگی‌ها از زبان زنان بلوچ

۱. شاهده افروز؛ زن بیوه‌ و سرپرست خانوار از روستای داردپ در شهرستان چابهار، یکی از قربانیان مستقیم این طرح است. سه روز پس از یورش نیروهای نظامی به همراه نیروهای بنیاد مسکن به خانه او و تخریب منزلش، او همچنان بر آوار خانه‌اش نشسته است.

او با صدایی پر از ناراحتی و خشم در ویدئویی که برای رسانه‌ها ارسال کرده، می‌گوید: «بچه‌های شما در تخت‌های گرم می‌خوابند، اما بچه‌های من در فضای باز روی ریگ و خارها زندگی می‌کنند. خانه‌ای که با کمک مردم ساخته بودیم، توسط بنیاد مسکن تخریب شد و ما را بدون هیچ سرپناهی رها کردند.»

بر اساس شهادت او، در نیمه‌شب ۱۷ دی‌ماه ۱۴۰۳، نیروهای نظامی و بنیاد مسکن با ورود به خانه‌اش، او را کتک زدند، لباسش را پاره کردند و به دستش آسیب جدی وارد کردند. فرزندانش نیز از این خشونت در امان نماندند و مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. این حمله دومین تخریب خانه او توسط بنیاد مسکن بود.

۲. رابعه شیری؛ زن بلوچ دیگری که او نیز سرپرست خانوار است و در برابر چشمان فرزندانش مورد ضرب و شتم قرار گرفته است، در اظهارات دخترش روایت مشابهی از خشونت‌های نیروهای تخریب‌گر علیه زنان و کودکان بلوچ ارائه شده است. او توضیح می‌دهد که چگونه نیمه‌شب نیروهای نظامی به خانه‌اش هجوم آورده، او و مادر و دیگر خواهر و برادران کوچکش را از خواب بیدار کرده، با بی‌رحمی همراه با ضرب و شتم آنان را از خانه بیرون کرده‌اند.

بنا بر تحقیقات کمپین حقوق بشر بلوچستان از چند منبع مختلف، خانم رابعه شیری از ساکنان بسیار قدیمی روستای احمدآباد است، او که مدتی را در چابهار گذرانده بود با بازگشت به روستای اجدادی خود خانه‌ای کوچک برای خود می‌سازد که پس از مدتی مورد خشونت نیروهای دولتی قرار گرفته و در تاریخ ۱۹ دی ۱۴۰۳ در نیمه شب خانه‌اش تخریب و خود به همراه کودکانش مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته و به بیمارستان منتقل می شود.

یکی از اهالی چابهار در گفتگو با کمپین حقوق بشر بلوچستان می‌گوید: حدود پنج سالی می‌شود که دیگر به کسی مجوز ساخت در این مناطق نمی‌دهند، حتی اگر زمین شخصی باشد نمی‌گذارند ساخت و ساز کنند. برخی خانه‌ها که بر اثر سیلاب و باران سال‌های اخیر آسیب دیده اند نیز از این محدودیت‌ها مصون نبوده و به آنها اجازه ترمیم خانه حتی داده نمی‌شود. اگر کسی بخواهد این کار را انجام بدهد باید شبانه، پنهانی و در نیمه‌شب این کار را انجام دهد.

زمین‌های منطقه ” رمین” تا حوالی تالاب صورتی هیچکدام سند ندارند؛ نمیدانم دلیلش چیست، فقط یک قطعه زمین در این محدوده سند دارد که آنهم متعلق به یک فرد غیربومی اهل خراسان رضوی‌ست؛ این زمینی هم‌ توسط این فرد تصرف و سند شده متعلق به خویشاوندان ماست نمی‌دانم چطور به دست اینها افتاده و حتی سند شده است. عموم این زمین‌ها البته از زمان شاه “قبض” دارند، در حال حاضر سند نمی‌دهند اما زمین‌ها به نام‌ بومیان قبض دارند.”نیروهای تخریب‌گر در ابتدا تعدادی از خانه‌ها را در منطقه گلشن، یکی از محله‌های رمین، تخریب کردند. گلشن در نزدیکی روستای احمدآباد قرار دارد و کمی قبل از آن واقع شده است. پس از این تخریب‌ها، نیروها به محله‌های دیگر یورش بردند و خانه‌هایی را ویران کردند.

این افراد برای تأمین تجهیزات خود به محلی که با نام “پاسگاه احمد ریزه” شناخته می‌شود رفته‌ و از یک شرکت آب‌شیرین‌کن که در همان نزدیکی قرار دارد، لودری اخذ کردند. سپس با این لودر به سمت احمدآباد حرکت کرده و خانه‌های این منطقه را نیز تخریب کردند.طبق گزارش‌ها، در آن شب، این گروه تخریب‌گر حدود هشت خانه را ویران کردند. یکی از شاهدان که این نیروها را از نزدیک دیده است، گفت که آنان در حالت عادی نبوده و رفتاری غیرطبیعی از خود نشان می‌دادند.ساکنان این خانه‌های تخریب‌شده همگی بلوچ‌هایی از مناطق مختلف مانند زاهدان، چابهار و خود رمین بوده‌اند.

طرحی برای آوارگی و محرومیت

شواهد و گزارش‌های موجود نشان می‌دهد که این یورش‌ها و تخریب‌ها نه‌تنها بدون حکم قضایی صورت گرفته، بلکه در سکوت کامل مسئولان محلی و نهادهای نظارتی بوده است. این در حالی است که این تخریب‌ها به بهانه اجرای طرح توسعه صورت می‌گیرد، اما اهداف واقعی آن واگذاری زمین‌ها به شرکت‌های خارجی، ساخت شهرک‌های لوکس و حذف تدریجی مردم بومی است.

بومیان بلوچ، که قرن‌ها در این مناطق زندگی کرده‌اند، اکنون باید شاهد تخریب منازلشان، خشونت علیه زنان و کودکانشان، و محرومیت از حداقل حقوق انسانی باشند. طرح توسعه‌ای که می‌توانست به بهبود زندگی مردم منجر شود، به ابزاری برای حذف و سرکوب آنان تبدیل شده است.

نتیجه

طرح توسعه سواحل مکران نشان می‌دهد که در غیاب نظارت شفاف و حمایت از مردم بومی، پروژه‌های کلان می‌توانند به بحران‌های انسانی تبدیل شوند. روایت شاهده افروز و رابعه شیری تنها دو نمونه از صدها داستان ناگفته‌ای است که نشان می‌دهد چگونه زنان بلوچ، به‌عنوان آسیب‌پذیرترین قشر جامعه، بار سنگین این بی‌عدالتی را به دوش می‌کشند.اگرچه هدف اعلام‌شده این طرح توسعه و رونق اقتصادی است، اما نتیجه عملی آن تنها آوارگی، فقر و نابودی فرهنگ بومیان بوده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *