
مقدمه
در سالهای اخیر، شیوع بیماری ایدز در منطقه دشتیاری چابهار یکی از مسائل مهمی بوده که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. برخی گزارشهای مردمی، مانند گزارشی که توسط کمپین فعالین بلوچ به نقل از اهالی دشتیاری در نوامبر ۲۰۱۹ منتشر شد، حکایت از آن داشت که بیش از ۱۰۰ نفر از اهالی روستای “درگس دشتیاری” به ویروس HIV مبتلا شدهاند.
این آمار با توجه به جمعیت چند صد خانواری روستا، هشدار جدی را برای مسئولان و مردم منطقه به همراه داشت. در این گزارش مردمی همچنین به عدم واکنش مسئولان حکومتی به این بحران اشاره شده و عنوان شده بود که هیچ اقدامی در جهت شناسایی و درمان افراد مبتلا تا زمان مذکور صورت نگرفته است.
علیرغم اینکه گزارش کمپین فعالین بلوچ با استناد به منابع محلی، وضعیت مبتلایان به ایدز را گزارش کرده بود؛ گزارشهای دولتی تلاش کردند این موضوع را کتمان کرده یا اغراق آمیز بنامند.
نخستین گزارش دولتی البته مربوط به سال ۲۰۱۸ است که رئیس اداره بهزیستی چابهار از ابتلای ۷۸ نفر از اهالی روستای “درگس” به بیماری HIV خبر داده بود، اما به دلیل حساسیتهای موجود، از انتشار این آمار به صورت رسمی و گسترده جلوگیری شد. دومین گزارش دولتی نیز در سال ۲۰۱۹ منتشر شد و رئیس شبکه بهداشت و درمان چابهار، به طور کامل آمار ۱۰۰ نفر مبتلا را رد کرده و آن را یک شایعه مطرح شده از سوی رسانههای معاند عنوان کرد. این گزارش همچنین از محرمانه بودن اطلاعات مربوط به مبتلایان این بیماری و تلاش دولت برای شناسایی مبتلایان از طریق برنامههای کشوری صحبت کرده بود.
کمپین حقوق بشر بلوچستان در یک گفتگوی جدید که با یکی از اهالی مناطق تحت ابتلا، انجام داده است؛ به بررسی آخرین وضعیت شیوع بیماری ایدز در این منطقه پرداخته و بر اساس آن، گزارشهای مردمی را تایید کرده و به انکارها و محافظهکاریهای مسئولان دولتی واکنش نشان داده است.
موقعیت جغرافیایی و جمعیت منطقه دشتیاری
منطقه دشتیاری شامل روستاهای بسیار زیادی بوده و روستاهای درگز، کهیربُرز بالا و پایین، گرمبیت بالا و پایین، سیدآباد و تعدادی دیگر از روستاها، از جمله مهمترین مناطق شیوع این بیماری محسوب میشوند و هرکدام از این روستاها از صدها خانوار تشکیل شدهاند که به عنوان جزئی از جمعیت بیش از ۳۵ هزار نفری بخش باهوکلات محسوب میشوند. مردم منطقه که بیشتر به مشاغل سنتی مثل کشاورزی و دامداری مشغولاند سطح دسترسی بسیار پایینی به خدمات بهداشتی و درمانی دارند. درمانگاههای روستایی واقع در این مناطق اغلب از امکانات و نیروی متخصص کافی برخوردار نیستند و مراجعه به بیمارستانهای بزرگتر در شهرهایی مثل چابهار با امکاناتی محدود و یا زاهدان با فاصلهای بسیار زیاد، اغلب برای این بیماران چارهساز نیست.
تاریخچه و روند شیوع بیماری
بر اساس گفتگوی انجام شده کمپین حقوق بشر بلوچستان با یکی از اهالی دشتیاری، بیماری اچآیوی از حدود ۱۵ الی ۲۰ سال پیش در این منطقه و از طریق سرنگهای مشترک و آلوده در میان افراد معتاد شایع و تدریجا در میان این جامعه روستایی گسترش پیدا کرده است. مصاحبهشونده تأکید دارد که این بیماری به ویژه در میان جوانان شایع است.
فرد مصاحبه شونده در پاسخ به این سوال ما که پرسیدیم این بیماری چگونه وارد منطقه شده است و چه گزارشاتی در این مورد منتشر شده است و به طور کلی داستان این بیماری چیست؟ به ما گفت:
“اینجا بیماری اچآیوی، که ما به آن ایدز میگوییم، وجود دارد. پسر خالهام به خاطر این بیماری وفات کرد. من خودم او را به زاهدان بردم، اما زاهدان اصلاً این بیماران را تحویل نمیگیرند. میگویند این بیماران را به خانه ببرید. یک پسر عمویی هم دارم که او هم بیمار است و اعتیاد دارد، اما تاکنون زنده است. پیشتر یکی دیگر از اقوام نیز به خاطر همین بیماری ایدز فوت کرد. پزشکان میگویند این بیماری علاجی ندارد و فقط داروهایی برای کنترل آن وجود دارد. با این حال، این داروها هم توان کنترل بیماری را ندارند.
مریضی که من برده بودم زاهدان، این داروها را مصرف کرد، اما فایدهای نداشت و بیماری کنترل نشد. وقتی پیش دکتر رفتیم، گفت بیمار را به خانه ببرید. روز بعد، پیش یک دکتر دلسوز رفتیم که کمی تحویل گرفت و او را به بخش عفونی بستری کرد. بعد از مدتی، بیمار گفت هیچ تغییری نکرده است و حالش مثل قبل است. از ما خواست او را از بیمارستان خارج کنیم. پزشکان گفتند این بیماری در اینجا درمان نمیشود.
این بیماری هم از یک سرنگ آلوده به یک انسان معتاد منتقل شده و سپس در روستا شایع شده است. خدا بهتر میداند. اما این بیماری همچنان پیشروی میکند و خیلیها به ظاهر سالم به نظر میرسند اما بیماری را دارند. خیلیها هم با همین بیماری فوت کردهاند.”
در ادامه وقتی از او پرسیده شد که آیا پروندههای پزشکی شما وجود دارند در بیمارستان و درمانگاههایی که رفتهاید، تا بتوان بر اساس مستندات پیگیری کرد؟ پاسخ داد:
“پرونده شاید در درمانگاه و بیمارستان داشته باشند، ولی ما دسترسی نداریم. پرونده از آنجایی میگویم در بیمارستان و درمانگاه دارند که بعضاً افراد مبتلا را احضار میکنند و دارویی بهشان میدهند و آزمایشی میگیرند از آنها به همین شکل. کار خاص دیگری انجام نمیشود، یک آزمایش و مقداری قرص تحویلشان میدهند. از این نظر میگویم امکان اینکه در اینجاها پرونده داشته باشند هست، چون گاهی احضار میشوند.”
اگرچه مردم محلی از شیوع این بیماری آگاهاند، اما هنوز تابوها و موانع فرهنگی درباره گفتوگو و اطلاعرسانی در مورد آن وجود دارد.
قربانیان و مبتلایان
تاکنون چندین نفر بهطور قطعی به بیماری اچآیوی مبتلا شدهاند و برخی نیز جان خود را از دست دادهاند. بر اساس اطلاعات ارائهشده فرد مصاحبه شونده، تعداد مبتلایان قطعی فقط در حوالی او، بین ۱۰ الی ۱۵ نفر تخمین زده میشوند و دستکم پنج یا شش نفر نیز تاکنون فوت کردهاند. و از جمله قربانیان این بیماری، به طور قطع میتوان به نام افراد زیر اشاره کرد:
۱.عبدالسلام زمینکار، فرزند اسماعیل (وفات حدود دو سال پیش-سال ۱۴۰۱)
۲. نعیم اشکانی، فرزند عثمان (وفات چهار یا پنج ماه پیش- ۱۴۰۳)
۳.رحیمبخش برم، فرزند اللهداد (وفات حدود پنج سال پیش)
افراد فوتشده اغلب جوانانی بین ۳۰ تا ۳۵ سال بودهاند.
مشکلات درمانی و خدمات بهداشتی
یکی از بزرگترین چالشهای این منطقه، کمبود خدمات درمانی و عدم پذیرش این بیماران از سوی مراکز درمانی است. به گفته فرد مصاحبهشونده، بیمارستان امام علی زاهدان و بیمارستان امام علی چابهار از جمله مراکزی هستند که مبتلایان بیماری ایدز به آنها ارجاع داده میشوند. با این حال، این مراکز معمولاً بیماران اچآیوی را پذیرش نمیکنند یا تنها به ارائه داروهای کنترلی غیرموثر و محدود اکتفا میکنند.
داروهایی که برای کنترل بیماری ارائه میشوند، در قوطیهای کوچک و با نوشتههایی با حروف انگلیسی عرضه میشوند که برای مصرف کنندگان نامشخص و نامفهوماند، و تنها در مراکزی مانند درمانگاه روستای درگس یا بیمارستان چابهار موجود هستند. اگرچه این داروها بهصورت رایگان ارائه میشوند، اما مصاحبهشونده تأکید دارد که «این داروها توان کنترل بیماری را ندارند و تأثیری بر روند بیماری نمیگذارند.»
یکی دیگر از مشکلات جدی این بیماران، عدم صدور برگه تأیید بیماری از سوی درمانگاهها برای تسهیل روند درمان آنها است. بدون این برگهها، بیماران نمیتوانند به مراکز دیگر مراجعه کنند و یا حتی خدمات درمانی محدود دریافت کنند.
انکار دولت و عدم پیگیری
یکی از نگرانیهای عمده، انکار وجود بیماری از سوی مقامات دولتی و عدم توجه به مشکلات مردم بومی است که پیشتر به آن اشاره شد. مصاحبهشونده اظهار میدارد که تاکنون هیچ رسانهای به طور ویژه به این موضوع نپرداخته و هیچ مقام دولتی نیز برای بررسی وضعیت یا ارائه خدمات درمانی مناسب به مبتلایان، اقدام نکرده است.
به گفته وی، «دولت نه تنها این موضوع را انکار میکند، بلکه حتی از احوال بیماران نیز جویا نمیشود. بیمارانی که به درمانگاهها مراجعه میکنند، پس از مدت کوتاهی رها میشوند و عملاً خدمات درمانی مناسبی دریافت نمیکنند.»
نتیجه
شیوع بیماری اچآیوی در منطقه دشتیاری نه تنها به ضعف زیرساختهای بهداشتی، بلکه به مشکلات اجتماعی و فرهنگی نیز مرتبط است. از یک سو، تابوهای اجتماعی و فرهنگی درباره این بیماری و از سوی دیگر، ضعف حکومت در ایجاد بستری مناسب برای رسیدگی به وضعیت چنین بیمارانی، این مشکل را تشدید کرده است.
همچنین، این بررسی نشان میدهد که بخش دشتیاری با بحران جدی شیوع بیماری اچآیوی مواجه است. کمبود خدمات درمانی، انکار مقامات، و موانع اجتماعی و فرهنگی از جمله عواملی هستند که باعث شدهاند این بیماری بهطور گستردهتری در منطقه شیوع پیدا کند و مبتلایان از دریافت خدمات مناسب محروم بمانند.
دیدگاهتان را بنویسید