
کارگران بلوچ در ایران، در موقعیتی قرار گرفتهاند که نه از حمایتهای اجتماعی بهرهمند هستند، نه از حقوق کارگری مصرح در قوانین، و نه حتی از حداقل امنیت شغلی و جانی برخوردارند. آنها سالهاست که به دلیل فقر تحمیلی در بلوچستان و نابودی عامدانه ظرفیتهای اقتصادی این سرزمین، ناچار به مهاجرت به استانهای برخوردار همجوار شدهاند.
کارگران بلوچ در این مناطق در سختترین، پرخطرترین و بیثباتترین مشاغل به کار گرفته میشوند. آنها دائما با استثمار، عدم پرداخت حقوق، کار آزمایشی بدون حقوق در بازه های سه تا چهار ماهه و اخراج غیرقانونی قرار میگیرند. بسیاری از آنان ماهها بدون دریافت دستمزد کار میکنند و در نهایت ناچار میشوند با دست خالی به مناطق خود بازگردند. گزارشهای متعددی هم از قتل و ناپدید شدن شمار قابل توجهی از کارگران بلوچ در سالهای اخیر و در استانهای دیگر وجود دارد؛ چنین مواردی اغلب بدون پیگیری قضایی و بدون امکان دادخواهی برای قربانیان و خانوادههایشان رها شدهاند.
صدای کارگران بلوچ، در هیچ آمار رسمی یا نهاد حامی کارگری بازتاب نمییابد و رنج و مصائبشان اغلب در خاموشی مطلق رخ میدهد.
فاجعهی انفجار اخیر در بندر رجایی بندرعباس در فروردین ۱۴۰۴، تنها یک نمونه آشکار از این وضعیت است. در این حادثه که بیش از هزار زخمی و ۷۰ کشته بر جای گذاشت، دستکم شش کارگر بلوچ جان خود را از دست دادند و یک تن دیگر نیز مجروح شد؛ جوانانی که از فقر تحمیلی در بلوچستان گریخته بودند، اما در غیاب هرگونه حمایت و نظارت ایمنی، به بخش قابل توجهی از قربانیان این انفجار بدل شدند.
هویت کارگران بلوچی که در انفجار مجروح شده و یا جانباختند این گونه احراز شده است:
۱. ادریس خارکوهی، فرزند جمعه، اهل زاهدان، متاهل
۲. داوود خارکوهی، اهل زاهدان، متاهل، دارای شش فرزند (جانباخته)
۳. حمید صفرزائی، اهل زاهدان، ساکن بندرعباس، متاهل دارای سه فرزند (جانباخته)
۴. ماهالدین رخشانی، حدود ۳۱ ساله، اهل زاهدان، متاهل (جانباخته)
۵. حیاتالله توحیدی (کشانی)، حدود ۲۵ ساله، فرزند محمد، اهل زاهدان (جانباخته)
۶. عبدالباسط شاهوزهی، فرزند مهرجان، اهل و ساکن لوتک زابل (جانباخته)
۷. عبدالرزاق رخشانی، ۳۶ ساله، فرزند نورالدین، اهل زاهدان و ساکن بندرعباس (مجروح)
این حادثه و آسیبهای وارد شده به کارگران بلوچ، حاصل دهها سال اجرای سیاستهای عامدانه و نادرست در بلوچستان، و بیتوجهی به نیازها و خواستههای مردم این منطقه است.
علاوه بر حادثهی فوق، تنها در بازهی کوتاه دوماههی سال ۱۴۰۴ و بر اساس گزارشهای میدانی منابع خبری مستقل بلوچ، فهرستی از حوادث و مشکلات کارگران بلوچ به ثبت رسیده که بازتابی از بحرانی عمیقتر است. در ادامه بخشی از آنها را ذکر میکنیم:
۱. در تاریخ ۲ فروردین ۱۴۰۴، دستکم بیست نیروی بومی شاغل در شرکت «ماهور بافان بلوچی» منطقه آزاد چابهار، بدون هشدار قبلی اخراج شدند. هویت این کارگران اخراجی به شرح زیر است:
۱.حکیم بلوچ ۲. قاسم بلوچ ۳.مهدی خرم ۴.محمد دیدادی ۵.شعیب کدخدایی ۶.یوسف ساده ۷.شعیب ربوده ۷.طاها میربلوچزهی ۸.عمران درخشنده ۹.مهدی رئیسی ۱۰.منصور بلوچ ۱۱.نادر پناهی ۱۲.امامبخش ساده ۱۳.میثم مجیدیان ۱۴.محمدکریم چاکرزاده ۱۵.عثمان میائی ۱۶.سعید نرمانشیری ۱۷.ادریس پاداش ۱۸.کمال آذرپیرا ۱۹.هادی میرشکار ۲۰.نصرالله شهمیری
۲.دو کارگر بلوچ به نامهای احمد برم و یوسف رسانه، در ۵ فروردین توسط نیروهای امنیتی شهرستان قشم بدون حکم قضایی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.
۳. یک کارگر بلوچ به نام احمد پرستنده، شاغل در شرکت آسفالتکاری، در حین کار هدف شلیک افراد مسلح قرار گرفت و از ناحیه گردن مجروح شد.
۴. یک کارگر بلوچ با هویت عبدالغفور دلیری، ۵۰ ساله، به دلیل فقدان ایمنی در محل کار، از ساختمان ۹ طبقهای در بندرعباس سقوط کرد و جان باخت.
۵. یک کارگر بلوچ با هویت عبدالحمید پرمگس (نوحانی)، پس از عزیمت به شیراز برای کار، از ۱۵ فروردین ناپدید شده و تاکنون اطلاعی از وی در دست نیست.
۶. در تاریخ ۱۷ فروردین ۱۴۰۴، صد و پنجاه نیروی کار در کارخانه «آویسا پارسه زابل» با خطر اخراج دستهجمعی روبرو شدند.
۷. در تاریخ ۷ اردیبهشت ۱۴۰۴، اعتصاب کارگران بلوچ شرکت کشت و صنعت مکران در منطقه کهیر، به دلیل اخراج آنها علی رغم پنج سال سابقه کار
این آمارها تنها بخشی از وضعیت کارگران بلوچ است. در نبود سازمانهای حامی و سکوت رسانهای، مصائب کارگران بلوچ نه ثبت میشود و نه پیگیری. در شرایطی که کارگران در سایر کشورها از حقوق صنفی و حمایتهای اجتماعی برخوردارند، کارگران بلوچ در ایران، همچنان در موقعیتی فراتر از حاشیه، بیصدا قربانی سیاستهای تبعیضآمیز و مناسبات استثماری هستند.
دیدگاهتان را بنویسید