
این گزارش، یک بررسی تفصیلی از وضعیت بحران آب در بلوچستان است؛ بحرانی که سالهاست گریبان مردم این منطقه را گرفته، و با وجود وعدهها، پروژهها و برنامههای متعدد، اکنون در حال تبدیل شدن به یک ابر بحران انسانی و امنیتی است. هرچند در سالهای اخیر دولت مدعی انجام اقداماتی چون ساخت سد، حفر چاههای ژرف، و آغاز پروژههایی مانند انتقال آب شده است، اما این اقدامات نهتنها نتوانستهاند تأثیر قابلتوجهی بر وضعیت آب در بلوچستان بگذارند، بلکه بسیاری از مناطق همچنان با بیآبی شدید، کاهش منابع آبی پایدار، خالی شدن روستاها از سکنه و مهاجرت فزاینده به سوی شهرها مواجهاند.
نبود زیرساختهای مناسب، مدیریت نامتوازن منابع، و بیتوجهی مزمن به نیازهای زیربنایی مناطق مختلف بلوچستان، باعث شده تا اقدامات انجام شده به نتایج ملموسی منجر نشوند. در انتهای این گزارش، مجموعهای از گزارشهای میدانی و رسانهای سه ماه نخست سال ۱۴۰۴ نیز پیوست شده که بهروشنی وضعیت بحرانی آب در بلوچستان را نشان میدهند.
این گزارش شامل شش بخش است.
بخش اول_مقدمه: بحران آب در بلوچستان
بلوچستان، به طور همزمان با خشکسالی حاد و کاهش باران فصلی مواجه است که این شرایط باعث افت شدید منابع آب زیرزمینی و سطحی شده است. گزارشی از خبرگزاری ایرنا که در بهمن ۱۳۹۶ منتشر شده بود، نشان میداد که برداشت بیرویه از سفرههای زیرزمینی و کمشدن بارشهای فصلی، وضعیت بلوچستان را به حد بحران رسانده است به طوریکه سالانه بیش از ۱۴۰ میلیون مترمکعب کسری ذخیره سفرهها در بلوچستان ثبت میشود. این گزارش همچنین ۹۲ درصد از سهم منابع آبی بلوچستان را مختص کشاورزی و تنها ۶ درصد آن را مربوط به بخش خانگی و آشامیدنی میدانست. دو درصد دیگر سهم صنعت و محیط زیست بلوچستان شناخته شده بودند.
در چنین شرایطی، اهداف تعیین شده برای آبرسانی و زیرساختهای در نظرگرفته شده برای مردم بلوچستان مطلقا ناکافی هستند. بر اساس گزارش تسنیم-منتشر شده در سال ۱۳۹۸ شمسی- قریب به یک میلیون نفر در بلوچستان که بیشتر در روستاها ساکن هستند، به طور کامل فاقد شبکه آب لولهکشی هستند و از تانکرها سیار و به شکل سقایی آبرسانی میشوند. تنها در یک مورد و در شهر چابهار، فقط ۲۱٪ جمعیت شهری به شبکه آبرسانی دسترسی دارند و ۹۰٪ روستاهای این شهرستان دچار بحران بیآبی هستند. هر چند برخی گزارش های رسمی این آمار را در سال ۱۴۰۴ با کمی تغییرات نسبی ذکر کرده اند اما واقعیت های میدانی همچنان شرایط این شهر را مانند گذشته نشان میدهند.
خشکسالی چندینساله در بلوچستان منجر به کاهش شدید سطح آب در مناطق پاییندست سدها شده است. وزیر نیروی دولت پزشکیان اخیراً اعلام کرد که استانهای خراسان، تهران، مرکزی، هرمزگان و بلوچستان در وضعیت قرمز بحران آب قرار دارند. وی هشدار داد که در صورت تداوم الگوی کنونی مصرف، احتمال قطعی آب در این مناطق وجود دارد. وزیر نیرو با ابراز نگرانی نسبت به وضعیت سدهای کشور، احتمال از دست رفتن برخی از آنها را در آینده نزدیک مطرح کرد. او راهحل موقت برای عبور از این بحران را واردات (خرید) آب از کشورهای همسایه نظیر ترکمنستان، افغانستان، تاجیکستان و ازبکستان دانست. این در حالی است که پیشتر دولت افغانستان، در پاسخ به انتقادات درباره پرداخت نشدن سهم قانونی (رایگان) آب هیرمند، بیآبی و و کمبود آب داخلی را دلیل ناتوانی در عمل به تعهدات خود عنوان کرده بود؛ مسئلهای که مستقیماً بر وضعیت بحرانی آب در بلوچستان تأثیر گذاشته و عملاً ساکنان مناطق شمالی بلوچستان را با تشنگی شدید و مهاجرت اجباری مواجه کرده است. هرچند هنوز بهطور مشخص معلوم نیست که این واردات آب باعث بهرهمندی برخی مناطق بلوچستان همچون ساکنان حوزه آبریز هیرمند میشود یا خیر؛ اما بهاحتمال زیاد، این طرح صرفاً به آبرسانی به استانهای واقع در شمال بلوچستان محدود خواهد بود.
نکته مهم دیگر در بحران آب بلوچستان آن است که این منطقه نهتنها با کمآبی شدید مواجه است، بلکه در زمان بارندگی های شدید با سیلابهای ناگهانی و روانآبهای موقت نیز درگیر است. منابعی که میتوانند نقشی اساسی در تغذیه آبخوانهای در حال فرسایش داشته باشند، اما به دلیل نبود زیرساختهای مناسب، بهسادگی هدر میروند.گزارش ایرنا در خرداد ۱۴۰۴ نشان داد که خاک نفوذناپذیر در بسیاری از نواحی جنوبی بلوچستان موجب شده حجم بالایی از روانآبها بهجای نفوذ به منابع زیرزمینی، از دسترس خارج شوند. این در حالی است که بنا بر اظهارات محمد فرامرز، مدیرکل دفتر کنترل سیلاب و آبخوانداری سازمان منابع طبیعی ایران، مناطق جنوبشرق، از جمله بلوچستان، جزو مستعدترین نواحی کشور برای اجرای پروژههای پخش سیلاب و تغذیه مصنوعی سفرههای آب زیرزمینی هستند.فرامرز در گفتوگویی که با خبرگزاری ایسنا در تیر ماه ۱۴۰۳ انجام شده اعلام کرد که حدود ۱۴۰ میلیارد مترمکعب کسری در آبخوانهای کشور وجود دارد و هر هکتار از این پروژهها میتواند تا ۱۰۰۰ مترمکعب روانآب را به سفرههای زیرزمینی بازگرداند. با این وجود، بهرغم تعیین بیش از ۴ میلیون هکتار از اراضی کشور بهعنوان مناطق مناسب برای پخش سیلاب، از جمله در بلوچستان، اجرای این پروژهها به کندی پیش میرود و بسیاری از آنها به دلیل کمبود بودجه یا ضعف نگهداری، نیمهفعال یا فرسوده شدهاند. در نتیجه، بلوچستان با دور باطل خشکسالی و سیلاب روبهروست؛ در فصول خشک با کمآبی و در فصول بارش با اتلاف منابع بالقوه آبی.
بخش دوم_مواضع مسئولان درباره بحران آب بلوچستان
در کنار دادهها و واکاویهای علمی درباره بحران آب بلوچستان، بررسی مواضع مسئولان و نمایندگان بومی نیز تصویری روشنتر از وضعیت بلوچستان میدهد؛ بهویژه آنجا که تجربه زیسته مردمشان با زبان هشدار و مطالبهگری در سخنان برخی از آنان بازتاب مییابد. در این بخش به مرور دیدگاهها، نگرانیها و وعده مقامات رسمی چه در سطح منطقه و چه کشوری مربوط به بلوچستان میپردازیم.
خبرگزاری مهر در گزارشی که در تیرماه ۱۳۹۷ منتشر کرد به نقل از عبدالاحد ریگی مدیرعامل آب و فاضلاب شهری بلوچستان وضعیت شهرها و روستاهای بلوچستان را از نظر دسترسی به آب شرب بحرانی توصیف کرد. وی عنوان کرد که از میان ۳۷ شهر بلوچستان ۱۶ شهر بحرانی از نظر وضعیت آب داریم. البته تعدادی شهر جدید نیز به استان افزوده شده که قطعاً آنها هم با بحران کمآبی مواجه هستند به عبارتی بالغبر ۶۰ درصد جمعیت بلوچستان در زمان پیک مصرف دچار تنش آبی هستند. شهر زاهدان نمونهای از کلانترین مجتمع جمعیتی است که از این مسئله رنج میبرد.
در بهمنماه ۱۴۰۲، محسن حیدری، مدیرکل هواشناسی بلوچستان اعلام کرد که بلوچستان از سال ۱۳۷۷ تاکنون درگیر روندی شدید و مداوم از خشکسالی بوده است. به گفتهی او، میزان بارش از ابتدای سال زراعی ۱۴۰۲ تا ۲۲ بهمن تنها حدود ۱۵ میلیمتر بوده که کاهش ۶۷ درصدی نسبت به میانگین بلندمدت و ۴۰ درصدی نسبت به سال گذشته را نشان میداد. وی همچنین خاطرنشان کرد که دمای هوای بلوچستان در ۳۰ سال گذشته بیش از ۲ درجه افزایش یافته و این تغییر اقلیم، بهمعنای واقعی کلمه، بلوچستان را «خشکتر و گرمتر» کرده است؛ تغییری که نهتنها منابع آب، بلکه سلامت و شرایط زندگی مردم را نیز تهدید میکند.
در ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۲، اسماعیل حسینزهی، نماینده خاش در مجلس، درباره خطر جدی تنش آبی در بسیاری از شهرهای بلوچستان هشدار داد و اعلام کرد که در دو ماه آینده، نهتنها مرکز استان بلکه تمامی مناطق بلوچستان با جمعیت چندهزار نفری، با کمبود شدید آب آشامیدنی روبهرو خواهند شد. این هشدارها خیلی زودتر از آنچه وی اظهار کرده بود به واقعیت پیوست. محمد درویش، کنشگر محیطزیست، در واکنش به بحران آب بلوچستان در همین زمان خبر داد که تنها در یکیدو هفته، بیش از ده هزار نفر از مردم زابل به دلیل بیآبی ناچار به مهاجرت شدهاند؛ و اگر بحران ادامه یابد، جمهوری اسلامی ممکن است با موج مهاجرتی تا ۴۰۰ هزار نفر مواجه شود.
در خرداد ماه ۱۴۰۲، مهدی زارع پژوهشگر زلزله و مسئول مرکز پیشبینی زلزله نوشت که خشکسالی شدید به زودی بیش از نیم میلیون نفر در جنوب شرق بلوچستان را مجبور به مهاجرت به سایر نقاط کشور خواهد کرد چرا که بسیاری از مردم بلوچستان کشاورز هستند، اما خشکسالی معیشت آنها را از بین برده است.
روزنامه شرق در مرداد ۱۴۰۲ از ورود بحران آب در بلوچستان به مرحلهای تازه و بحرانیتر خبر داد. این روزنامه به نقل از معینالدین سعیدی، نماینده سابق مردم چابهار در مجلس، عنوان داشت که علیرغم دسترسی مردم جنوب بلوچستان به آبها و آب شیرین کن ها و وجود سدهای پرآب در این منطقه، مردم همچنان با بیآبی روبهرو هستند.
مساله بحران آب تاکنون نیز حل نشده و نمایندگان اخیر مجلس در بلوچستان، همچنان از سوء مدیریت وزارت خانه و سازمان های مربوطه انتقاد میکنند.
رحمدل بامری نماینده مجلس در خرداد ۱۴۰۴ از سوء مدیریت در وزارت خانهی مربوطه انتقاد کرد و گفت متاسفانه خشکسالیهای ممتد، برداشتهای بی رویه از منابع آبی و عدم نظارت دستگاههای متولی (وزارت جهاد کشاورزی) موجب شده است با چالشهایی جدی و اساسی مانند فرونشست در همه استانها و خشک شدن تالابها، رودخانهها و سفرههای آب زیرزمینی مواجه باشیم.
در همین زمان فرهاد شهرکی، نماینده مجلس، با انتشار اسامی ۱۹ روستای شهرستان هیرمند که دچار تنش آبی هستند، بیتدبیری مزمن در مدیریت زیرساختهای حیاتی را عامل اصلی این اتفاق بیان کرد.
پیشتر و در شهریور ۱۴۰۳ نیز محمدانور بجارزهی نماینده چابهار بر پایان دادن به وضعیت آب جیرهبندی شده در شهر چابهار بعد از سال ها تاکید کرد و گفت که مشکل آبرسانی به چابهار و حاشیه نشینی باید برطرف شود.
تمامی این اظهارات بیانگر این است در طی این سالها بحران آب نه تنها حل نشده است بلکه به عمق آن افزوده شده و در حال تبدیل شدن به یک ابر بحران انسانی و امنیتی است.
بخش سوم_ وضعیت قنوات، چاهها، هوتکها، سدها، رودخانهها و تالاب های بلوچستان:
-وضعیت قناتها در بلوچستان:
در سالهای پیش از این بحران، بهرغم افزایش جمعیت، خشکسالیهای پیاپی، و تغییرات اقلیمی، هیچگونه توسعهی چشمگیری در زیرساختهای آبرسانی بلوچستان انجام نشده است. قناتها، چاههای آب، هوتکها و دیگر روش های کنترل و ذخیره آب در بلوچستان که قدمتی چندصد ساله داشتند، بر اثر فرونشست زمین، بهرهبرداری نادرست، و بیتوجهی به لایروبی و احیا، رو به زوال گذاشتند.
محمد نعیم امینی فرد در خرداد ماه سال ۹۷ در صحن علنی مجلس گفت: از هزار و ۳۰۰ قنات موجود در بلوچستان، ۹۰ درصد قناتها خشک شده یا آبدهی آن به اندازهای پایین آمده است که امکان مصارف کشاورزی ندارد. او با اشاره به اینکه قنات ابتکار نیاکان ما بوده و برخلاف چاههای کشاورزی کمترین صدمه را به سفرههای زیرزمینی وارد میکند، به دلیل این که زیرِ زمین جریان دارد و کمترین تبخیر را هم دارد، گفت: متاسفانه دولت و مجلس در ارتباط با تامین آب برای بلوچستان طرح جامعی ندارند و بیشتر به شکل جزیرهای عمل میشود و تخصیص اعتبارات هم نامتوازن است.
حسینعلی رمرودی سرپرست مدیریت آب و خاک جهاد کشاورزی بلوچستان در سال ۱۴۰۱ تعداد قنوات بلوچستان را برابر با هزار و ۹۲۵ رشته قنات با ۲ هزار و ۳۲۷ کیلومتر طول اعلام کرد که بیشترین آنها در شهرستانهای خاش، نیکشهر، سراوان و ایرانشهر قرار دارند.
وی برنامه جهاد کشاورزی برای احیای قنوات بلوچستان را وابسته به تامین بودجه دانست؛ مساله ای که پیشتر آقای دکتر امینیفرد از آن با عنوان نبود طرح جامع برای حل این بحران، یاد کرده بود.
-وضعیت چاههای آب در بلوچستان
بر اساس یک گزارش اخیر از محمدامین بارانی، مدیرعامل شرکت آب منطقهای بلوچستان، در حال حاضر چهار هزار و ۸۰ حلقه چاه دارای فرم ۵ فعال در سطح بلوچستان وجود دارد. از این تعداد، ۲هزار و ۴۰۶ حلقه چاه از منابع آب زیرزمینی و یکهزار و ۶۷۴ حلقه از آبهای سطحی برداشت میکنند. این آمار نشان میدهد بخش قابلتوجهی از آب مصرفی در بلوچستان، بهطور مستقیم از سفرههای زیرزمینی تأمین میشود؛ سفرههایی که سالهاست دچار افت شدید شدهاند.
با این حال، تمامی چاههای منطقه هنوز شناسنامهدار نیستند. بخشی از آنها در فرآیند بررسی و تعیین تکلیف قرار دارند و تحت عنوان چاههای دارای فرم ۱ شناخته میشوند. بر اساس اعلام رسمی، تعداد این چاهها ۱,۹۰۵ حلقه است که وضعیتشان بهصورت زیر تفکیک شده:
- ۶۵ حلقه دارای پروانه بهرهبرداری هستند؛ یعنی مجوز رسمی برای فعالیت گرفتهاند.
- ۶۶ حلقه بهدلیل نداشتن مجوز یا شرایط فنی، پر و مسدود شدهاند.
- برای باقی چاهها، فرم اعلام وضعیت صادر شده است.
این چاهها تنها در صورتی میتوانند وارد چرخه قانونی بهرهبرداری شوند که دو شرط را فراهم کنند: نخست، نصب کنتور هوشمند برای ثبت و کنترل میزان برداشت آب؛ و دوم، ارائه سند رسمی مالکیت زمین. اما در شرایط خاص بلوچستان، بسیاری از زمینها فاقد سند قطعی هستند و مالکان آنها سالهاست در پیچوخم دادرسی قضایی به دنبال اثبات مالکیت خود هستند.
در سالهای اخیر، گزارشهای متعددی از مسدودسازی این چاهها از سوی ارگانهای دولتی منتشر شده است. در کنار این اقدامات، گرمایش اقلیمی، خشکسالیهای پیاپی و سوءمدیریت منابع آبی باعث افت شدید ذخایر زیرزمینی، خشک شدن چاههای متعدد و در نهایت، شکلگیری ناترازی آشکار در تأمین و مصرف آب در بلوچستان شدهاند.
-وضعیت هوتکها در بلوچستان:
در حوزهی آبریز دریای مکران، یکی از چالشهای اساسی در شرایط بحران آب، گسترش استفاده از هوتکها بهعنوان منبع اصلی تأمین آب است. در جنوب بلوچستان، بهویژه در مناطق دشتیاری و چابهار، حدود ۱۰۰۰ هوتک شناسایی شدهاند که عمدتاً با روانآبهای فصلی و بارانهای محدود منطقه پر میشوند. هوتکها در واقع گودالهایی طبیعی یا نیمهمصنوعی با عمقهای متفاوت گاهی تا بیش از ۲۰ متر هستند که قادرند حدود ۱۰ تا ۲۰ هزار مترمکعب آب را ذخیره کنند. این منابع سنتی، سالهاست که به دلیل نبود زیرساختهای پایدار و بیتوجهی به توسعه شبکههای مدرن آبرسانی، همچنان بهعنوان راهکار بومی مورد استفاده قرار میگیرند، آن هم در شرایطی که استفادهی مشترک انسان و دام، این آبها را در معرض آلودگی شدید قرار داده است.
با وجود قدمت این روش، دولت به جای جایگزینی آن با سامانههای ایمن و پایدار، اقدام به ساماندهی محدود برخی هوتکها کرده است. در فاز نخست ساماندهی، ۷۵ هوتک پرخطر در ۴۴ روستا تحت پوشش قرار گرفت که مجری آن بنیاد مسکن بود. این اقدام در عمل بهجای حل بحران، نوعی سلب مسئولیت حاکمیت از تأمین آب شرب سالم تلقی میشود که تداوم استفاده از منابع غیربهداشتی را نهادینه کرده است. پژوهشگران محیط زیست هشدار دادهاند که در صورت عدم پاکسازی و ایمنسازی این منابع، هوتکها میتوانند به تهدیدی جدی برای سلامت بهویژه کودکان و زنان تبدیل شوند؛ موارد متعدد غرقشدن نیز در سالهای اخیر ثبت شده است.
از سوی دیگر، بسیاری از این مناطق فاقد سامانهی فاضلاب شهری هستند. نفوذ فاضلاب و پسماندهای انسانی به منابع آب، بهویژه هوتکها و چاههای کمعمق، موجب آلودگی گسترده و شیوع بیماریهای واگیر شده است. نبود تصفیهخانه و نظارت مستمر بر کیفیت آب، بر وخامت اوضاع افزوده و سطح بهداشت عمومی را در این نواحی به شدت کاهش داده است. در حالیکه توسعهی فناوری و دسترسی به روشهای نوین تأمین آب در کشور ممکن شده، ادامه استفاده از هوتک بهعنوان راهکار، بیانگر شکاف عمیق در سیاستگذاری و اولویتهای توسعهای در مناطقی مثل بلوچستان است.
مساله ی مشترک بودن این هوتک ها بین انسان و حیوان، همچنین باعث شده است تا سالانه تعداد زیادی از کودکان و زنان قربانی تمساح های پوزه کوتاه ساکن در برخی از این هوتک ها بشوند. علاوه بر آن و در صورت طعمه ی تمساح نشدن این کودکان و زنان، غرق شدن آنها در این هوتک ها تقریبا مساله ای ناگزیر و تکراری است که هر ساله اتفاق می افتد. چنانکه در برخی از موارد چند نفر به صورت یکجا غرق و یا طعمه تمساح می شوند.
-وضعیت رودخانهها در بلوچستان:
در حال حاضر گزارشهای آماری و اطلاعاتی دقیق درباره وضعیت رودخانههای بلوچستان یا وجود ندارد، یا بسیار محدود هستند. با این حال، بهطور کلی بلوچستان دارای رودخانههای متعددی از جمله هیرمند، بمپور، کاجه، سرباز، کهیر، ماشکل، رابچ، باهوکلات، سیانجان (تهلاب) و شاخههای کوچکتر و محلی بسیاری است.
وضعیت این رودخانهها متغیر و وابسته به عوامل اقلیمی و مدیریت منابع آب است. برخی از آنها فصلی و برخی دائمیاند، و میزان آبدهیشان تحتتأثیر عواملی چون میزان بارش، وضعیت سدها و همچنین برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی قرار دارد.
در مجموع، رودخانههای بلوچستان در حال حاضر با کمآبی و کاهش شدید منابع آبی روبهرو هستند و از خشکسالی گسترده آسیب دیدهاند.
-وضعیت سدها در بلوچستان:
درباره بلوچستان تصور بر آن است که این منطقه دسترسی به آب شرب کافی ندارد و علت آب رسانی سقایی به ده ها هزار نفر در بلوچستان، نبود و یا کمبود آب است در حالیکه با توجه به گزارشات مختلف از جمله گفتگوی آقای امان الله کردی استاد دانشگاه علوم دریایی چابهار با نشریه شهر و شهروند در بهار سال ۱۳۹۶، و بر خلاف باور عمومی که تصور می شد در سطح بلوچستان آبی وجود ندارد، حجم آب این منطقه در طول سال به میلیاردها متر مکعب آب با کیفیت می رسد که فقط به دلیل ضعیف زیر ساختها از بین می رود.
آقای کردی در گفتگوی خود با اشاره به منطقه ای به نام ماشکید در شرق و مرکز بلوچستان و سطح آبهای زیر زمینی بسیار فراوان آن میگوید در این منطقه و در عمق یک و نیم متری دسترسی راحتی به آب شیرین با کیفیت بسیار بالا وجود دارد. منطقه ای که حدود سیصد کیلومتر با دریا فاصله دارد و برای شهرهای مرکزی بلوچستان همچون سراوان، خاش، ایرانشهر و دیگر شهرهای کوچک این حوزه بهترین نقطه ی دسترسی به آب شرب است که حجم بی نهایتی از آب شیرین در آن وجود داشته و دسترسی به آن تماما به استحصال و بهره برداری بهینه از آن ارتباط دارد.
در حوزه ی آب ریز دریای مکران حد فاصل شهرستان چابهار هم سه سد بزرگ پیشین، کهیر و زیردان وجود دارند که سالانه میلیونها متر مکعب آب را در خود ذخیره میکنند اما ضعف و اشکال اساسی که وجود دارد عدم تعریف صحیح و درست شبکه ی توزیع آب برای زمین ها و مردم پایین دست این سد ها است که باعث شده در طول سالهای اخیر با معضل نبود و کمبود آب در این مناطق مواجه باشیم.
نماینده سابق حوزه انتخابیه جنوب بلوچستان آقای معین الدین سعیدی در طول دوره نمایندگی خود بارها و طی گزراشات مختلفی به ضعف شبکه توزیع و انتقال آب سدهای مذکور به پایین دست اشاره کرده و از رنج و مشکلات وحشتناک ساکنان بیش از ۴۰۰ روستای منطقه با جمعیتی بیش از ۱۵۰ هزار نفر خبر داده بود.
در بلوچستان طبق آمار منتشر شده در سال ۱۴۰۳، هفت سد مخزنی و حدود ۲۰ سد تغذیهای وجود دارد. سدهای مخزنی بلوچستان گنجایش ذخیره حدود دو میلیارد مترمکعب و سدهای تغذیهای هم گنجایش ذخیره حدود ۳۰ میلیون متر مکعب آب را دارند.
فقط در بازه زمانی ۱۰ تا ۳۰ سال گذشته، پنج سد در جنوب بلوچستان ساخته شده است اما هیچکدام از آنها به تاسیسات لازم برای انتقال آب به پایین دست مجهز نیستند و بخش زیادی از آبی که در مخازن آنها ذخیره است، تبخیر میشود.
-وضعیت تالاب ها:
-تالاب هامون:
درباره شهرهای شمال بلوچستان همچون زابل و زاهدان نیز مساله به همین منوال است با این تفاوت که وابستگی این دو شهر به رودخانه ای خارج از مرزهای ایران است. آب رودخانه ی هیرمند که از کوه های هندوکش سرچشمه گرفته و با طی مسیری بیش از هزار کیلومتر وارد دشت سیستان و تالاب هامون و از طریق کانالهایی وارد چاه نیمه ها می شود. سپس از طریق شبکه ی انتقال و توزیع آب به دو شهر زابل و زاهدان منتقل می گردد.
چاه نیمهها، چالهها و گودالهای طبیعی بزرگی هستند که در فاصله ۵۰ کیلومتری شهر زابل و ۵ کیلومتری شهرستان زهک و در کنار روستای قلعه نو قرار دارند. در شمال بلوچستان چهار چاه نیمه وجود دارد که آب مازاد رودخانه هیرمند توسط کانالی به آن هدایت میشود.گنجایش مجموع چاه نیمههای ۱، ۲ و ۳ در مجموع حدود ۷۰۰ میلیون متر مکعب و چاه نیمه ۴ نیز تا ۸۰۰ میلون متر مکعب است که به صورت دریاچه مصنوعی درآمدهاست. ظرفیت کل این چاه نیمهها در بهترین حالت یک هفتم تالاب بینالمللی هامون است.
مساله آب رودخانه هیرمند در سالهای اخیر به دلیل خشکسالی ها و تغییرات اقلیمی در دو کشور ایران و افغانستان، تبدیل به یک اهرم سیاسی برای چانه زنی و در نتیجه خشکسالی و نابودی مناطق شمالی بلوچستان در سایه ضعف و سوء مدیریت دو کشور مذکور شده است. شدت خشکسالیها در شمال بلوچستان در حال حاضر به قدری ست که آقای مهدی زارع شاخص ترین چهره ی زلزله شناسی کشور با انتشار گزارشی در روزنامه ی اعتماد در این باره عنوان کرد که این خشکسالی ها موجب مهاجرت بیش از نیم میلیون انسان از بلوچستان به دیگر مناطق همجوار خواهد شد.
این در حالی ست که بر اساس معاهدات قانونی مربوط به رودخانه هیرمند که در سال ۱۳۱۷ بین دو دولت ایران و افغانستان بسته شده است دولت افغانستان حق نداشت سدی به جز سد کمالخان در مسیر هیرمند احداث و یا با مسیرهای دست ساز مسیر رودخانه را تا رسیدن به ایران منحرف کند. اما افغانها از همان ابتدا مشکلاتی را ایجاد کردند. در دوره محمدظاهر شاه در افغانستان و محمد رضاشاه در ایران، نماینده ایران در سازمان ملل آقای منصور السلطنه عدل در سال ۱۳۲۷ شمسی نسبت به بد عهدی افغانها در خصوص رودخانه هیرمند و تحرکات آنها مبنی بر توسعه زیرساختهای آبی به نفع دولت افغانستان، شکایتی را در سازمان ملل مطرح کرد. پیش از او هم آقای محمد علی منصف نماینده بیرجند و قائنات در تاریخ ۲ اسفند ۱۳۲۴ شمسی بیانیه ای را در صحن علنی مجلس شورای ملی مطرح کرده و نسبت به حفاری های مشکوک افغانها در مسیر رودخانه هیرمند، هشدار داد. همچنین در سالهای آخر دوره ی پهلوی، نخست وزیران دو کشور افغانستان و ایران آقایان “محمد موسی شفیق” و “و امیر عباس هویدا” در کابل با میانجیگری آمریکا توافق جدیدی را امضا کردند که به موجب آن افغانستان وظیفه داشت سالانه ۸۵۰ میلیون مترمکعب آب را به ایران بدهد.
در دوره ی جمهوری اسلامی و از آن سو در دوره ی طالبان اول، دولت فراگیر و طالبان دوم، هیچگونه معاهده ی جدیدی به دلیل شرایط افغانستان شکل نگرفت و حتی حقآبه هیرمند به دلیل آشفتگی اوضاع افغانستان به تدریج و به شکل وحشتناکی کاهش یافت. به طوریکه در سال ۱۴۰۲ فقط دو درصد از این سهم به ایران داده شد. اما مقامات جمهوری اسلامی صرفا به هشدارهایی ساده بسنده کرده و از آن سو نیز افغانها مساله ی کمبود آب موجود به دلیل تغییرات اقلیمی را، دلیل کاهش سهم ایران عنوان میکنند. در این میان، مردم بلوچستان قربانی بیتدبیری و منازعات سیاسی میان دو کشور شدهاند، بیآنکه سهمی در این بحران یا نقشی در تصمیمگیریها داشته باشند.
مستندات زیادی نشان میدهد که در دوره های مختلف دولت و مردم افغانستان مسیر آب را تغییر داده و یا به شمار بندهای روی آب رودخانه هیرمند افزوده اند. از جمله بند سراج، بند کز کشک، بند رودبار، بند مهرآباد، بند چهار برجه، بند کمال خان، بند قلعه فتح، بند خوابگاه و بندهای دیگر که باعث کاهش چشمگیر سهمیه آب ایران و تلف شدن هزاران راس دام، نابودی هزاران هکتار زمین کشاورزی و نابودی صدها رسته شغل و نهایتا مهاجرت گسترده ساکنان این منطقه در طول یک قرن گذشته شده است.
در حال حاضر وضعیت شهرهای شمال بلوچستان از زاهدان تا زابل به شدت بحرانی گزارش شده است به گونه ای که به طور مکرر مردم در این شهرها با قطعی آب مواجه بوده، دولت به ناچار با طرح های موقت و به صورت سقایی در زمان های بحرانی اقدام به آبرسانی در سطح این شهرها میکند. طبعا وضعیت روستاهای تابع این شهرها به مراتب بحرانی تر بوده، عموما و پیوسته به طریق سقایی و با تانکر آبرسانی می شوند.
-تالاب جازموریان:
تالاب جازموریان که در حال حاضر به دلیل تقسیمات سیاسی بین بلوچستان و کرمان واقع شده، از سال ۱۳۸۹ تاکنون تقریباً بهطور کامل خشک شده و حتی در مواقع بارندگی نیز تنها برای چند روز آبدار باقی میماند. به گفته امیرحمزه درخشانی، مسئول دبیرخانه تالابهای استان کرمان، این تالاب در پنج سال گذشته در هیچ دورهای به شکل پایدار آبگیری نشده و سال گذشته نیز سیلاب فروردین تنها ده روز دوام داشت. وی عنوان کرده است که برای احیای تالاب باید وضعیت آبی به ثبات برسد و بخشی از حقابه آن که معادل ۱۳ درصد است از سد هلیلرود که در فاصله ۲۰۰ کیلومتری تالاب است تأمین شود. با این حال این حقابه به بند انحرافی پاییندست نمیرسد، و باقی آب مورد نیاز باید از طریق مدیریت منابع زیرزمینی و کنترل چاههای غیرمجاز تأمین شود.
خشکی شدید تالاب، کاهش رطوبت منطقه و از بین رفتن پوشش گیاهی باعث افزایش گردوغبار و بروز مشکلات تنفسی در ساکنان شده و مهاجرت پرندگان بومی را نیز بهدنبال داشته است. این موضوع شهرهای مختلف بلوچستان در اطراف این تالاب، از قلعه گنج و رودبار تا بمپور و ایرانشهر را تحت تاثیر شدید این تغییرات قرار داده است.
بخش چهارم_طرح انتقال آب از دریای مکران به بلوچستان و دیگر استانها:
عملیات احداث خط انتقال آب از دریای مکران موسوم به «کریدور شرق» که از سال ۱۴۰۰ آغاز شده، یکی از مهمترین پروژههای انتقال آب در ایران به شمار میرود. این طرح، شامل مسیر ۱۳۴۰ کیلومتری است که در فاز زودهنگام آن، انتقال روزانه ۱۰۰ میلیون مترمکعب آب در مسیری ۵۵۳ کیلومتری برنامهریزی شده است. طبق اسناد رسمی، بخشی از این آب برای مصرف آشامیدنی بلوچستان و خراسان در نظر گرفته شده و طبق وعده مسئولان، این پروژه قرار است تا پایان سال ۱۴۰۴ یا اوایل ۱۴۰۵ به بهرهبرداری برسد.
در همین راستا، استاندار بلوچستان با اشاره به پیشرفت ۳۲ درصدی طرح انتقال آب از چابهار به زاهدان، از آن بهعنوان «نقطه عطفی» در رفع بحران آب یاد کرده است. با این حال، بحران فعلی کماکان بر جای خود باقی است و بیش از ۱۲۰۰ روستا از مجموع ۳۴۴۲ روستای دارای بیش از ۲۰ خانوار، هنوز هم بهوسیله تانکر آبرسانی میشوند، و بسیاری از مناطق روستایی و حتی شهری، با تنش آبی روزانه روبهرو هستند. چنانکه بر اساس گزارش اخیر خبرگزاری تسنیم، صد در صد مناطق بلوچستان درگیر خشکسالی اعلام شدهاند.
در مجموع، پنج خط لوله اصلی برای انتقال آب از سواحل جنوب ایران به استانهای داخلی در دست اجرا است که دو خط از آنها از دریای مکران و سه خط دیگر از خلیج فارس منشأ میگیرند. این خطوط با هدف تأمین آب شرب، کشاورزی و صنعتی طراحی شدهاند و طول مجموع آنها به چند هزار کیلومتر میرسد، که یکی از بزرگترین طرحهای زیرساختی انتقال آب در کشور به شمار میآید.
در حالی که بسیاری از روستاهای بلوچستان با تانکر سیار آبرسانی میشوند، عملیات انتقال آب از دریای مکران، شاخه سیریک، به استان اصفهان از سال ۱۴۰۱ آغاز شد؛ پروژهای عظیم که در دو فاز، در مجموع ۴۷۰ میلیون مترمکعب آب را به قلب صنعتی کشور منتقل میکند. فاز اول این طرح، با هدف رساندن ۷۰ میلیون مترمکعب آب به اصفهان، مهرماه ۱۴۰۱ کلید خورد و اکنون به اصفهان رسیده است. و فاز دوم آن یک سال بعد، در مهر ۱۴۰۲ با حضور ابراهیم رئیسی آغاز شد و تاکنون در دست اجراست.
طبق گفتههای مسئولان، هدف اصلی از اجرای این پروژه، قطع وابستگی صنایع بزرگ اصفهان به آب زایندهرود است؛ تا بهاصطلاح آب بیشتری برای مصارف دیگر در استان باقی بماند. با این حال، در اعلام میزان دقیق آبی که تاکنون منتقل شده، میان مسئولان اختلاف وجود دارد: استاندار اصفهان، مهدی جمالینژاد، میگوید که فاز اول تکمیل شده و ۷۰ میلیون مترمکعب آب به استان رسیده است؛ اما سخنگوی صنعت آب کشور، عیسی بزرگزاده، این عدد را ۴۰ میلیون مترمکعب اعلام کرده است.
جمالینژاد از پروژهای میگوید که ۸۰۰ کیلومتر خط انتقال، مخازن بزرگ، ایستگاههای پمپاژ و زیرساختهای گستردهای را شامل میشود. او تأکید کرده که آب نمکزداییشده در فاز اول، به پالایشگاه اصفهان و صنایع شمال استان اختصاص یافته و در روزهای آینده، مجتمع فولاد مبارکه و دیگر صنایع جنوب اصفهان نیز به این منبع جدید متصل خواهند شد.
نکته مهم اما اینجاست: آبی که اکنون در فاز اول به اصفهان میرسد، از طریق خط مستقیم مربوط به این پروژه نیست. بلکه این آب، بخشی از خط انتقال آب به یزد بوده و حالا بناست از یزد به اصفهان برسد.
طبق گفتهی احسان انصاری، مدیرعامل شرکت تأمین و انتقال آب خلیجفارس، این پروژه از بندر سیریک در دریای مکران آغاز میشود، از کرمان و یزد عبور کرده و به اصفهان میرسد. خط انتقال آن بین ۹۲۰ تا ۱۰۸۰ کیلومتر طول دارد. فعلاً قرار است در اتصال موقت به خط اول، تا بهار ۱۴۰۴، سالانه ۳۰ میلیون مترمکعب آب به اصفهان برسد. ظرفیت نهایی، ۴۰۰ میلیون مترمکعب در سال است و طبق برنامه، بهرهبرداری کامل تا پایان ۱۴۰۶ انجام خواهد شد.
با وجود آغاز همزمان پروژههای انتقال آب و نزدیکی نسبی شهرهای بلوچستان به دریای مکران، استانهای دوردستتر مانند کرمان، یزد و اصفهان زودتر به شبکه انتقال آب متصل شده و از آن بهرهمند شدهاند، در حالی که بلوچستان هنوز مسیر طولانی و چالشبرانگیزی برای دریافت این آب در پیش دارد. نکته عجیب و مهم دیگر این است که انتقال آب به خراسان صرفاً از طریق بلوچستان انجام نمیشود؛ بلکه از طریق خطوطی صورت میگیرد که ابتدا وارد کرمان میشوند. این نوع توزیع و تقسیمبندی نشان میدهد که انتقال آب به داخل بلوچستان در واقع در انتهای زنجیرهی انتقال و توزیع قرار گرفته است؛ وضعیتی که پیشتر نیز در شبکهی توزیع گاز دربارهی بلوچستان مشاهده شده بود.
بخش پنجم_تأثیرات خشکسالی بر مناطق مختلف بلوچستان:
بحران خشکسالی در بلوچستان تبعات فراوانی داشته است. از جمله اینکه معیشت اغلب مردم این منطقه را که روستا نشین بوده و با کشاورزی و دامداری روزگارشان را سپری میکرده اند دچار مشکل کرده است. بی آبی و از بین رفتن زمین های کشاورزی و مراتع دام ها، موجب کاهش شدید درآمد روستائیان و هجوم آنان به سمت شهرهای داخل و خارج از بلوچستان، ساخت جامعه ای حاشیه نشین با مشکلات فراوان شده است. خشکسالی در برخی مناطق بلوچستان به قدری شدید بوده است که تخریب های ناشی از آن به گونه ای جبران ناپذیر باقی مانده اند. به طوریکه در سال ۱۳۹۳ آقای جواد هروی نماینده قائنات در مجلس شورای اسلامی اعلام کرد که ۲۰۰ روستای بلوچستان به دلیل خشکسالی و بحران آب خالی از سکنه شده اند. طبعا این آمار محافظهکارانه و مربوط به بیش از یک دهه پیش است؛ آماری که گزارشهای دیگر آن را زیر سؤال میبرند. به عنوان نمونه، نمایندهی خاش در سال ۱۴۰۰ با اشاره به تخلیهی گستردهی روستاها، از خالی از سکنه شدن تا ۴۰ درصد از روستاهای بلوچستان خبر داده بود. با توجه به آمارهای مختلف درباره تعداد کل روستاهای بلوچستان، این رقم میتواند بین ۱۷۰۰ تا ۳۷۰۰ روستا را شامل شود.
گسترش خشکسالی و بحران آب در طول دو دهه ی گذشته در حوزه آب ریز مکران نیز باعث نابودی کشاورزی در بخش بسیار زیادی از این منطقه شده است. به طوریکه مدیر جهاد کشاورزی شهرستان چابهار در سال ۱۳۹۷ با اعلام خبری عنوان کرد که خشکسالی ۲۰ ساله در این منطقه باعث ضرری بیش از ۲۶۳ میلیارد تومان در بخش کشاورزی شده است. وی همچنین در این گزارش که مربوط به حدود ۷ سال پیش است از نابودی بیش از هزار و سیصد هکتار باغات موز و انبه و خشک شدن سه هزار و نود هکتار از اراضی باغی کشاورزی بعلاوه ی ۶ هزار هکتار از زمین های زراعی و بیکار شدن هزاران نفر فقط در حوزه ی آب ریز شهرستان چابهار خبر داده است، که تمامی این آمارها مربوط به بیش از ۷ سال پیش بوده و قطعا تاکنون تغییرات منفی چشمگیر و بیشتری ایجاد شده است.
بخش ششم_ پیوست گزارشات سه ماه اول ۱۴۰۴ درباره بحران آب در مناطق مختلف بلوچستان:
۱ فروردین ۱۴۰۴ – در پی سرقت سیمها و تجهیزات برق پمپ آب روستای گزشاهان دلگان، آب آشامیدنی این روستا برای چهار روز متوالی قطع شد.. مسئولان بهجای جبران خسارت یا پیگیری سرقت، از مردم خواستهاند ۳۰ میلیون تومان برای تأمین مجدد تجهیزات پرداخت کنند. مردم با انتقاد از این رویکرد، خواستار پاسخگویی مسئولان و ورود نهادهای نظارتی و امنیتی برای حل مشکل و بازگرداندن خدمات اولیه شدهاند.
۱۳ فروردین ۱۴۰۴ – مردم روستای گواتر (هُن) از توابع چابهار با بحران شدید بیآبی مواجه شدند؛ با وجود قرار داشتن یک واحد آبشیرینکن در فاصله ۱۵ کیلومتری، هیچ سهمی از آن به روستا نمیرسد. اهالی ناچارند برای تهیه آب آشامیدنی مسیرهای طولانی و پرهزینهای را طی کنند. با وجود درخواستهای مکرر، مسئولان پاسخی ندادهاند و مردم خواهان اقدام فوری برای تأمین آب سالم و پایدار هستند.
۲۰ فروردین ۱۴۰۴ – مردم روستای گوروک احمدآباد در بخش جلگه دلگان از بحران چندساله کمآبی و نبود آب آشامیدنی سالم رنج میبرند؛ بحرانی که موجب بروز بیماریهایی چون عفونتهای کلیوی و دیسک کمر شده است. با وجود وعدههای مکرر مسئولان، هیچ اقدام مؤثری صورت نگرفته و مردم ناچارند در گرمای رمضان برای تهیه آب مسافتهای طولانی طی کنند. اهالی خواستار دخالت فوری مسئولان استانی و کشوری برای تأمین آب سالم هستند و این وضعیت را مصداق آشکار نقض حقوق اولیه انسانی میدانند.
۲۸ فروردین ۱۴۰۴ – اهالی روستای تپوک از نبود جاده مناسب و عدم لولهکشی آب شرب گلایه دارند و به دلیل شرایط نامناسب مسیر حتی تانکرهای آبرسانی نمیتوانند وارد شوند. مردم خواستار رسیدگی فوری مسئولان به وضعیت راهها و تأمین آب پایدار هستند.
۲۸ فروردین ۱۴۰۴ – خرابی سه هفتهای پمپ اصلی آب در روستای درواسک از توابع کصرکند باعث شده مردم برای تأمین آب از رودخانه و با گالن و تراکتور آب را جمعآوری کنند. پیگیریهای اهالی بینتیجه مانده و مردم همچنان با مشقت شدید آب تهیه میکنند.
۲ اردیبهشت ۱۴۰۴ – شماری از اهالی روستای ناصری خاش در اعتراض به قطعی و نبود آب مقابل اداره آب و فاضلاب تجمع کردند و از وعدههای عملی نشده مسئولان گلایه داشتند.
۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۴ – اهالی روستای زبری بگ از توابع سرباز برای تأمین آب شرب از رودخانه و جویهای آلوده با فرغون آب را به خانه میآورند. پروژه چاه حفر شده ۱۵ سال پیش بلااستفاده مانده و مردم خواستار زیرساختهای آبرسانی پایدار هستند.
۱۷ شهریور ۱۴۰۴ – مردم شهرک جهاد زاهدان با قطعی مکرر و فشار بسیار پایین آب مواجهاند، بهطوری که جریان معکوس آب باعث خالی شدن آب از لیوان میشود و کار و زندگی آنان را مختل کرده است.
۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۴ – مردم بلوچ در برخی مناطق فنوج با قطعی کامل آب روبهرو هستند و با وجود روشن بودن پمپها، شبکه آبرسانی کار نمیکند.
۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴ – آب لولهکشی منطقه اسلام آباد خاش، کدر، آلوده و غیرقابل استفاده است که سلامت مردم را به ویژه کودکان و سالمندان تهدید میکند. مسئولان تاکنون اقدامی نکردهاند.
-مردم روستای حسین آباد پیشین از توابع راسک مجبورند روزانه ۵ تا ۶ کیلومتر برای تأمین آب پیاده بروند در حالی که آب در عمق کم وجود دارد و تنها بیتوجهی مسئولان مشکلساز شده است.
۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۴ – آب شهر چامپ از توابع نیکشهر به علت خرابی پمپ اصلی به مدت ده روز قطع شده و در طول این ده روز، مسئولان هیچ اقدامی نکردند. مردم گلایه دارند که مسئولان با بی پروایی عمل میکنند و شهر بدون مدیریت رها شده است.
تاریخ نامشخص –وعده تعویض لولههای فرسوده روستای همتآباد از توابع زرآباد با گذشت دو سال بینتیجه مانده و مردم از مدیران بیکفایت و بیتفاوت گلایه دارند و خواهان مدیریت صحیح هستند.
۲ خرداد ۱۴۰۴ –اهالی روستای پر جمعیت جکیگور به دلیل قطعی مکرر و نبود آب سالم مجبورند در گرمای شدید مسیرهای طولانی تا رودخانه را طی کنند. منطقه اقتصادی مهمی که در بیتوجهی مسئولان گرفتار شده است.
۳ خرداد ۱۴۰۴ – بحران زیستمحیطی، بیآبی در منطقه قرقری زابل و خشکی تالاب هامون پوزک و طوفانهای شن معیشت مردم را نابود کرده و آنان خواهان بازگرداندن حقآبه تالاب و جلوگیری از فقر و مهاجرت هستند.
۵ خرداد ۱۴۰۴ – سه روز قطعی آب در خیابان پیربخش زاهدان با اعتراض به تبعیض در توزیع آب؛ مردم خیابان پیربخش سه روز آب نداشتند و اعتراض کردند که محله مجاور همیشه آب دارد و تبعیض در توزیع آب وجود دارد.
۵ خرداد ۱۴۰۴ – نبود آب سالم و انباشت فاضلاب در منطقه کلات به داییآباد زاهدان؛ ابتلای مردم به بیماریهای پوستی و گوارشی؛ مردم مجبورند از آب چاه استفاده کنند در حالی که اطراف محل زندگیشان پر از زباله و فاضلاب است و بیماریهای پوستی و گوارشی شیوع یافته است.
۶ خرداد ۱۴۰۴ – قطع ۲۵ روزه آب شرب در محله شیرآباد زاهدان و بیپاسخی مسئولان؛ ساکنان شیرآباد بیش از ۲۵ روز بدون آب شرب بودهاند و با گرمای شدید دست و پنجه نرم میکنند، مسئولان تاکنون اقدامی نکردهاند.
تاریخ نامشخص – آلودگی شدید آب لولهکشی در منطقه چمران زاهدان و تهدید سلامت شهروندان؛ آب خروجی لولهها رنگ و بوی نامطبوع داشته و مردم نگران سلامت خود هستند، اما مسئولان هنوز پاسخگو نبودهاند.
۷ خرداد ۱۴۰۴ – گل و لجن در خط لوله انتقال آب به نوبندیان و هشدار درباره سلامت آب شرب مردم؛ خط انتقال آب ترکیده و داخل لولهها مملو از گل و لجن است که مردم خواستار تعویض فوری آن شدهاند.
۷ خرداد ۱۴۰۴ – صدور قبض آب برای هوای لولهها در شهرک گاوداران زاهدان؛ کنتورهای آب بدون جریان آب فعالاند و برای هوایی که از لولهها خارج میشود، قبض صادر میشود؛ مردم خواستار رسیدگی هستند.
۷ خرداد ۱۴۰۴ – قطع آب شهری در جکیگور راسک؛ مردم حتی با دینام هم به آب دسترسی ندارند؛ قطع کامل آب باعث شده مردم حتی با دینام نتوانند آب بکشند و وضعیت بحرانی است.
۹ خرداد ۱۴۰۴ – کمبود شدید آب در کهنشهر مهرستان و اعتراض به جیرهبندی شدید آب؛ مردم به دلیل جیرهبندی شدید آب با مشکلات جدی مواجهاند و کودکان و سالمندان در صفهای طولانی برای آب ایستادهاند.
۸ خرداد ۱۴۰۴ – قطعی طولانی آب در روستای چاهجمال ایرانشهر و ذخیره آب در دیگها برای بقا؛ مردم مجبورند آب را در دیگهای آشپزخانه ذخیره کنند تا در زمان قطعی بتوانند از آن استفاده کنند.
۱۶ خرداد ۱۴۰۴ – قطعی سهشبانهروزه آب در خیابان ابوذر زاهدان همزمان با عید قربان؛ ساکنان خیابان ابوذر سه شبانهروز بدون آب بودند و نسبت به شرایط سخت و بیتوجهی مسئولان اعتراض کردند.
۱۸ خرداد ۱۴۰۴ – دو روز قطعی آب در خیابان سرباز خاش؛ آب دو روز در خیابان سرباز بهطور کامل قطع شده و مردم برای تأمین آب با بحران مواجهاند و خواستار رسیدگی مسئولان هستند.
۲۲ خرداد ۱۴۰۴ – کوچ اجباری دهها خانوار روستای گیران فنوج به دلیل بیآبی مطلق و بیتوجهی مسئولان؛ بیش از چهار ماه بیآبی باعث شده ۱۰ تا ۱۲ خانوار مجبور به ترک خانههای خود شوند، در حالی که پیگیریها بینتیجه مانده است.
دیدگاهتان را بنویسید