
مقدمه:
در سالهای اخیر، بحران ریزگردها و طوفانهای گرد و خاک در بلوچستان به یکی از جدیترین تهدیدهای زیستمحیطی و انسانی این منطقه تبدیل شده است. این بحران که در طول سال و بهویژه در فصلهای گرم شدت میگیرد، گاه موجب مراجعه گسترده مردم به مراکز درمانی، تهدید جدی سلامت جسمانی و مرگ آنان میشود.
خشکسالیهای پیدرپی و طولانیمدت، همراه با کاهش شدید منابع آبی و خشک شدن رودخانهها و تالابهای مهمی مانند هامون هیرمند در شمال بلوچستان و هامون جازموریان در مرکز، زمینهساز از بین رفتن پوشش گیاهی و رطوبت خاک شده است. نابودی آبگیرهای محلی در دشتهای ساحلی و از بین رفتن پوشش گیاهی در مناطق مختلف بلوچستان، موجب تشدید پدیده فرسایش بادی و افزایش حجم گرد و غبار در هوا شده است. همچنین قطع و نابودی درختان بومی مانند کهور و گز و به طور کلی عدم احیای پوشش گیاهی بومی، توان طبیعی منطقه در مقابله با گرد و خاک را بهشدت کاهش داده است.
وزش بادهای فصلی و طوفانهای ۱۲۰ روزه که پیشتر محدود به دورههای مشخص سال بودند، اکنون بهدلیل خشکی گسترده زمین و تغییرات اقلیمی، مدت و شدت بیشتری پیدا کردهاند و ذرات معلق را در مقیاسی وسیع جابهجا میکنند. بخشی از این ریزگردها منشأ فرامرزی دارند و از بیابانهای خشک کشورهای مجاور و حتی مناطق کویری داخل ایران به بلوچستان منتقل میشوند.
پیامد این وضعیت، افزایش چشمگیر بیماریهای تنفسی مانند آسم، مشکلات قلبی و چشمی و در نهایت کاهش تدریجی سلامت و مرگ زودرس در میان مردم بلوچ است. طبق گزارشات منتشر شده و آمار مراکز درمانی، سالانه هزاران نفر از اهالی شمال، مرکز و جنوب بلوچستان بر اثر قرار گرفتن در معرض گرد و خاک دچار مشکلات حاد تنفسی میشوند که گاهی با درمان سرپایی و بستری موقت ترخیص، و در بسیاری از مواقع نیز با مرگ روبرو می شوند.
با وجود ابعاد گسترده این بحران و تأثیر مستقیم آن بر حق زیستمحیطی مردم بلوچ، تاکنون آمار دقیقی از وضعیت آلودگی هوای بلوچستان، بیماریهای ناشی از آن، تعداد مرگ و میرها بر اثر آلودگی هوا و همچنین اقدامات مؤثر و پایدار مقامات مسئول برای آگاهیبخشی، کاهش یا جبران خسارات انسانی و زیستمحیطی ارائه نشده است. این گزارش میکوشد با بررسی بخشی از دادههای موجود، وضعیت آلودگی هوا، شیوع بیماریها و پیامدهای انسانی آن را در سه منطقه شمالی، مرکزی و جنوبی بلوچستان تشریح کند.
آلودگی هوا و شاخصهای آن؛ وضعیت بحرانی در بلوچستان
بر اساس تعریف سازمان جهانی بهداشت WHO، آلودگی هوا به وجود هرگونه ذرات یا گازهای مضر در هوا گفته میشود که میتوانند سلامت انسان، سایر موجودات زنده و محیط زیست را تهدید کنند. خطرناکترین آلاینده شناختهشده در ارزیابی کیفیت هوا، ذرات معلق کمتر از ۲.۵ میکرون PM2.5 است؛ ذراتی بسیار ریز که قادرند تا اعماق ریهها و حتی جریان خون نفوذ کنند و با بیماریهای قلبی، تنفسی و سرطان ارتباط مستقیم دارند.
سازمان جهانی بهداشت در رهنمود سالانه خود، حد مجاز غلظت این ذرات را ۵ میکروگرم در هر متر مکعب تعیین کرده است. بر اساس استاندارد ملی ایران این رقم ۱۲ میکروگرم در متر مکعب است. مقادیری که بیش از این آستانهها ثبت شوند، نشاندهنده شرایط ناسالم برای گروههای حساس یا کل جمعیت هستند. در شاخص کیفیت هوا AQI نیز، عبور از عدد ۱۵۰ به معنای خطر جدی برای همه افراد است و مقادیر بالای ۳۰۰ بهعنوان «شرایط بحرانی» یا «خطرناک» طبقهبندی میشوند که نیازمند اقدام فوری برای کاهش مواجهه مردم است.
در سالهای اخیر، شهرهای حسینآباد (زابل) و پهره (ایرانشهر) در بلوچستان، بهعنوان آلودهترین نقاط کشور شناخته شدهاند. طبق گزارش وزارت بهداشت، در سال ۱۴۰۱ غلظت سالانه ذرات معلق در حسین آباد بیش از ۱۶ برابر حد مجاز سازمان جهانی بهداشت بوده است. پهره نیز در زمره شهرهایی قرار دارد که بهطور مداوم از این حد فراتر میرود. این ارقام نشان میدهند که ساکنان بخشهای شمالی و مرکزی بلوچستان، بهطور مداوم در معرض سطوحی از آلودگی قرار دارند که چند برابر سطحی است که سازمان جهانی بهداشت آن را ایمن میداند.
افزایش طوفانهای گرد و غبار در بلوچستان مستقیماً با خشک شدن منابع آبی حیاتی منطقه، از جمله رودخانه هیرمند و تالابهای هامون هیرمند و هامون جازموریان، در ارتباط است. این شرایط باعث شده که نهتنها شاخص آلودگی هوا بهطور مستمر در وضعیت ناسالم باقی بماند، بلکه در برخی روزها وارد محدوده بحران شود. در چنین شرایطی، مطابق استانداردهای جهانی، باید اقداماتی مانند تعطیلی مراکز آموزشی، کاهش تردد وسایل نقلیه، محدود کردن فعالیتهای صنعتی و تجاری و تأمین ماسک و پناهگاههای ایمن برای جمعیت اجرا شود؛ اما چنین استانداردهایی برای بلوچستان نه تنها تعریف نشده است بلکه در اوج این بحران نیز تمامی فعالیت های انسانی و صنعتی کاملا در جریان است. نبود زیرساختهای پایش آنلاین کیفیت هوا در بسیاری از شهرها، اطلاعرسانی ناکافی به مردم، و فقدان برنامه عملیاتی برای کاهش مواجهه، باعث شده که جمعیت این منطقه سالها بدون حمایت مؤثر در معرض سطوح خطرناک آلودگی قرار گیرد. این وضعیت، نقض آشکار حق مردم بلوچ از محیط زیست سالم و سلامت عمومی است.
دکتر عباس شاهسونی، رئیس گروه سلامت هوا و تغییر اقلیم وزارت بهداشت، آلودگی هوا را دومین علت مرگ ناشی از بیماریهای غیرواگیر در جهان و مهمترین تهدید محیط زیستی برای سلامت انسان دانسته و میگوید طبق گزارش سازمان جهانی بهداشت، آلودگی هوا هر ساله موجب مرگ زودرس بیش از ۷ میلیون انسان در جهان میشود؛ یعنی از هر ۹ مرگ، یک مرگ مستقیماً به این بحران منتسب است. همچنین، ۹۹ درصد جمعیت جهان در کشورهایی زندگی میکنند که میزان ذرات معلق PM2.5 در هوای آنها بالاتر از حد مجاز سازمان جهانی بهداشت یعنی ۵ میکروگرم در متر مکعب است.
در بلوچستان نیز این وضعیت بحرانی گزارش شده است. طبق گزارش وزارت بهداشت در سال ۱۴۰۱، غلظت سالانه ذرات معلق در حسینآباد (زابل) بیش از ۱۶ برابر حد مجاز جهانی بوده و این شهر بیشترین تعداد روزهای «هوای خطرناک» در کشور را تجربه کرده است. در مقابل، بیشترین تعداد روز هوای پاک متعلق به سنندج بوده، که نشاندهنده فاصله چشمگیر کیفیت هوا میان مناطق مختلف کشور است. پهره (ایرانشهر) نیز در فهرست آلودهترین شهرهای بلوچستان و جهان قرار دارد، اما متأسفانه آمار تفصیلی و دقیق درباره آن، همانند دیگر شهرهای مرکزی و جنوبی بلوچستان، منتشر نمیشود.
این کمبود دادهها درباره شهرهای مختلف بلوچستان، خود به مشکلی جدی تبدیل شده است. تمرکز آمار و گزارشها به شمال بلوچستان بهویژه به منطقه زابل، ولو به شکل محدود و نه به صورت کامل، باعث شده وضعیت دزّاپ (زاهدان)، پهره(ایرانشهر)، چهبار و سایر شهرهای جنوبی و مرکزی بلوچستان در سایه قرار گیرد. این در حالی است که شواهد میدانی و گزارشهای منتشر شده توسط خبرگزاری های بلوچ از افزایش قابل توجه شدت و طول مدت آلودگی هوا به سبب برخی فعالیتهای صنعتی محدود، طوفانها و انتشار ریزگردها، در این مناطق نسبت به سالهای گذشته حکایت دارد.
در سطح کشور، آمار وزارت بهداشت نشان میدهد که در سال ۱۴۰۱، ۲۶ هزار و ۳۰۷ مرگ در شهرهای تحت پایش منتسب به مواجهه طولانیمدت با PM2.5 بوده است. این رقم در سال ۱۴۰۲ به ۳۰ هزار و ۶۹۲ مورد افزایش یافت؛ یعنی رشد ۱۷ درصدی در یک سال، که خود بر پایه افزایش ۲۶ درصدی نسبت به سال قبل از آن است. با وجود صدرنشینی نسبتا دائمی حسینآباد(زابل) و پهره(ایرانشهر) در آلودگی هوا، سهم دقیق بلوچستان در این آمارها اعلام نمیشود و به نظر میرسد اطلاعات مربوط به مرگومیر و بیماریهای ناشی از آلودگی در این منطقه، به دلایل مختلف از جمله امنیتی، بهصورت عمومی منتشر نمیشوند.
خبرگزاری ایراناینترنشنال در تاریخ ۲۲ دیماه ۱۴۰۳ گزارش داد که در حالیکه طوفانهای گرد و غبار طی سال گذشته در مناطق غربی ایران کاهش یافته است، در مناطق شرقی بهویژه در دو شهر زابل (حسین آباد) و ایرانشهر(پهره) در بلوچستان شدت گرفته است. شاهسونی این دو شهر را بهعنوان آلودهترین شهرهای کشور معرفی کرده است. افزایش طوفانهای شن در بلوچستان ارتباط مستقیمی با خشک شدن رودخانهها و تالابهای کلیدی منطقه، از جمله هیرمند، هامون و جازموریان دارد. این گزارش همچنین بیان میکند که روند بحران آلودگی هوا در سالهای اخیر، وضعیت نقاط مختلف بلوچستان را به سطحی نگرانکننده رسانده است.
بر اساس گزارشهای رسمی سازمان محیط زیست و ادارهکل هواشناسی بلوچستان، چهار شهر اصلی حسینآباد(زابل)، هامون، (پهره)ایرانشهر و چهبار از جمله مناطقی هستند که بیشترین میزان آلودگی هوا را تجربه کردهاند و ساکنان آنها با تهدیدات جدی برای سلامت و کیفیت زندگی مواجهاند.
این شهرها در زمانهای متعددی با شاخص کیفیت هوا تا ۵۰۰ واحد مواجه شدهاند، یعنی بیش از سه برابر حد مجاز. این سطح از آلودگی که در رنگبندی استاندارد با قرمز تیره مشخص میشود، در دسته «خطرناک» قرار میگیرد و حتی افراد سالم نیز باید از هرگونه فعالیت در فضای باز خودداری کنند. در زابل، شاخص ۲۴۴ نیز ثبت شده که در گروه «بسیار ناسالم» طبقهبندی میشود و خطرات قابلتوجهی برای سلامت ایجاد میکند. وزش بادهای شدید با سرعتهای بالای صد کیلومتر بر ساعت در زابل و سایر شهرهای شمالی و مرکزی بلوچستان، علاوه بر افزایش غلظت ذرات معلق، دید افقی را به محدودههایی بین ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ متر و حتی بسیار کمتر از این کاهش داده و مسیرهای ارتباطی استانی و بین استانی را برای ساعتها و روزهای طولانی به طور مکرر مسدود میکند.
شدت بحران در جنوب بلوچستان، بهویژه در شهرستانهای دشتیاری و چابهار نیز، شکل روزمره و پایدار به خود گرفته است. گرد و غبار ناشی از بادهای موسمی، توفانهای فصلی و خشکسالیهای دو دهه اخیر در این مناطق بهگونهای است که در بسیاری از روستاها، از ظهر به بعد، گردوخاک و حرکت شنهای روان جادههای ارتباطی، حاشیه روستاها و مزارع را فرا میگیرد. دشتیاری و بخشهایی از پلان و مرکزی چهبار، در بیشتر روزهای بهار و تابستان با این پدیده جوی روبهرو هستند. روستاهایی همچون کلانیها، سندها، دور، سماچ، سیتارها، لکوکچها، دلگانها، دیزیها، بمباسری، الگداری، گرگیج بازار، کرگیها و ریمدان بهطور مستقیم در معرض این گردوغبار قرار دارند و نیازمند تخصیص اعتبارات و توجه فوری برای اجرای طرحهای آبخیزداری هستند تا هم این معضل کاهش یابد و هم شرایط پایداری برای جمعیت شهری و روستایی این مناطق فراهم شود.
عوامل اصلی گردوغبار در مناطق جنوبی بلوچستان به دلیل تغییرات فشار هوا بین خشکی و دریا (نسیم دریا به خشکی) و نبود مدیریت صحیح منابع آب در مناطق بیابانی است که باعث افزایش شدت بادها شده است. از دیگر عوامل مؤثر، ساخت سد و تخصیص ناکافی سهم آب زیستمحیطی به مناطق پاییندست است؛ امری که در سالهای اخیر موجب تشدید گردوغبار شده و آب باران این مناطق نیز بدون استفاده بهینه، از مسیر مشخص به دریا میریزد. پیامدهای این وضعیت در دشتیاری شامل کاهش منابع آب، خشکی و فرسایش خاک، افزایش بیماریهای تنفسی و چشمی، خسارت به محصولات کشاورزی و دامی، تخریب راههای روستایی و حتی اختلال در سیگنالهای مخابراتی است.
بر اساس گفته غلامرضا راهداری، رئیس اداره منابع طبیعی و آبخیزداری چابهار، سطح بیابان در شهرستانهای چابهار و دشتیاری بیش از ۲۵۰ هزار هکتار است و ۳۸ هزار هکتار از آن در محدوده کانون بحران فرسایش بادی قرار دارد. بیش از ۲۰۰ هزار نفر از جمعیت این مناطق در بیش از ۱۰۰ روستا، از جمله پارَگ، وشنام، طیس کوپان، کچو، ریمدان، دمپک، باهوکلات، کالدان، کلانی و سندها، بهطور مستقیم در معرض خطر وزش بادهای فصلی و گردوغبار شدید هستند.
با وجود این ابعاد بحران، محمد انور بیجارزهی، نماینده مردم چابهار، نیکشهر، کنارک، قصرقند، دشتیاری و زرآباد در مجلس شورای اسلامی، در آذر ۱۴۰۳ اعلام کرد که در برخی شهرستانهای جنوبی بلوچستان همچون زرآباد، قصرقند و دشتیاری حتی اداره هواشناسی وجود ندارد. این کمبود، امکان پیشبینی شرایط جوی و ارائه هشدارهای بهموقع را از بین برده و آسیبپذیری مردم و بخشهای مختلف کشاورزی، حملونقل و تجارت را افزایش داده است.
در اسفند ۱۴۰۳، شرکت توسعه پتروشیمی نگین مکران از افتتاح نخستین ایستگاه کامل پایش آنلاین هوای محیطی در چابهار خبر داد. اگرچه این کار به منظور ایجاد اعتماد میان شرکت پتروشیمی که سابقه نامحبوبی در جنوب بلوچستان دارد و مردم بلوچ انجام شده است، اما گزارشهای کلان تأکید دارند که صنایع بزرگ، بهویژه پتروشیمیها و توسعه آنها، با توجه به سابقه عملکرد حکومت ایران، بدون در نظر گرفتن ملاحظات محیطزیستی پیش رفته و خود میتوانند از مهمترین منابع انتشار آلایندهها در آینده این مناطق از بلوچستان باشند.
همچنین، در دوم اردیبهشت ۱۴۰۲، تصویری از انتشار گسترده آلودگی توسط کارخانه سیمان چابهار واقع در نزدیکی شهرستان راسک در جنوب بلوچستان منتشر شد که حجم بالای ذرات معلق ناشی از فعالیت روزانه این کارخانه را نشان میداد. چنین شرایطی، در صورت توسعه صنایع پتروشیمی در جنوب بلوچستان که قرار است بهعنوان قطب سوم صنعت پتروشیمی ایران شکل گیرد میتواند در کنار طوفانها، تهدیدی جدی برای سلامت و کیفیت زندگی مردم بلوچ باشد.
تأثیر آلودگی هوا و ریزگردها بر سلامت مردم بلوچ و شیوع بیماریها در بلوچستان
در سال ۱۳۹۷، گزارش ایرنا با استناد به نظر دکتر محمدرضا فضلاللهی، عضو مرکز تحقیقات ایمونولوژی، آسم و آلرژی دانشگاه علوم پزشکی تهران، وضعیت آسم در برخی استانهای کشور از جمله بلوچستان، خوزستان، ایلام و کرمانشاه را به عنوان مناطقی با بیشترین میزان شیوع این بیماری معرفی کرد. طبق این گزارش، مواجهه مداوم ساکنان این استانها با ریزگردها و آلایندههای محیطی عامل اصلی شیوع بالاتر آسم نسبت به سایر نقاط کشور است؛ بهطوری که در بلوچستان و خوزستان، شیوع آسم در بزرگسالان به بیش از ۱۵ درصد رسیده است.
همچنین در اردیبهشت ۱۳۹۶، دکتر فخیره، مسئول واحد بیماریهای غیرواگیر مرکز بهداشت زاهدان، با تأکید بر شرایط خاص اقلیمی بلوچستان و خشکسالیهای طولانیمدت این منطقه، بلوچستان را به عنوان منطقهای با بیشترین میزان شیوع آسم در کشور معرفی کرد. وی با بیان این موضوع، هزینههای مستقیم و غیرمستقیم ناشی از این بیماری را بر بیماران و خانوادههای آنان سنگین دانست؛ موضوعی که نشاندهنده تأثیرات گسترده این بیماری در بلوچستان است.
در همان سال، در سمیناری که با حضور مسئولان بهداشت بلوچستان برگزار شد، دکتر مهدی زنگنه، معاون فنی مرکز بهداشت بلوچستان، سهم مردم بلوچ از بیماری آسم را ۷ درصد از جمعیت اعلام کرد که در تناقض آشکار با آمار ارائه شده توسط دانشگاه تهران بود. وی شرایط زیستمحیطی نامطلوب، به ویژه گردوغبار و ریزگردها را عامل اصلی بروز حملات تنگی نفس و عدم کنترل مناسب بیماری دانست. او همچنین آسم را به عنوان یکی از بیماریهای التهابی مجاری تنفسی معرفی کرده و آلودگی هوا را از جمله عوامل اصلی آن برشمرد. در ادامه این همایش، اعلام شد که بیماریهای تنفسی از جمله آسم، بین ۸ تا ۱۰ درصد از مرگومیرها در بلوچستان را به خود اختصاص دادهاند و بیشتر این موارد به دلیل طوفانهای گرد و غبار رخ داده است؛ مسئلهای که عمق بحران زیستمحیطی و بهداشتی در این منطقه را نشان میدهد.
در تازهترین گزارش ایسنا که در سال ۱۴۰۴ منتشر شده است، با اشاره به این مسالهکه آسم بیماری عفونی نیست اما عفونتها میتوانند حملات آن را آغاز یا شدت ببخشند، استانهای خوزستان، بلوچستان و مرکزی را در صدر فهرست سهگانه مناطقی با بالاترین شیوع آسم در کشور قرار داد.
علاوه بر تاثیرات گسترده آلودگی هوا بر دستگاه تنفسی و افزایش چشمگیر بیماریهای آسم، پیامدهای ناشی از ریزگردها به بخشهای دیگر سلامت مردم نیز تسری یافته است. بیماریهای چشمی ناشی از طوفانهای گرد و غبار نیز، آسیبهای جدی به کیفیت زندگی و سلامت جسمی مردم بلوچ وارد کرده است. داود میرشکار، مدیرکل محیطزیست بلوچستان، در سال ۱۴۰۲ به این واقعیت تلخ اشاره کرد که این توفانهای خاکی، آرامش اقلیم را ربوده و بار سنگینی از بیماریهای مرتبط با آلودگی، مانند بیماریهای تنفسی و چشمی را بر دوش مردم گذاشتهاند.
مشاهدات و هشدارهای پزشکان بلوچستان نیز این بحران را تأیید میکند. در ۲۷ شهریور ۱۳۹۶، دکتر ولیداد، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی دزّاپ(زاهدان)، در گفتگو با صدا و سیما بیان کرد که بیشترین مشکلات ناشی از گرد و غبار و اثر آن در چشمها به صورت ریزش اشک، خارش و سوزش بروز میکند. این پزشک ذرات گرد و غبار را حاوی مواد حساسیتزایی دانست که با ورود به چشم موجب تحریک و التهاب شده و عامل اصلی شکلگیری عفونتهای چشمی هستند. ولیداد با هشدار درباره اینکه التهاب ملتحمه یا زخم قرنیه حتی میتواند فرد را نابینا کند، گفت ریزگردها قادرند به زیر لنز نفوذ کرده و آسیب مستقیم ایجاد کنند. همکار او، دکتر شهرکی، جراح و متخصص چشم و رئیس بیمارستان چشمپزشکی الزهرا زاهدان، نیز تأکید کرد که ریزگردها باعث گسترش و تشدید بیماریهای چشمی در بلوچستان شدهاند، هرچند آمار دقیقی در این باره وجود ندارد.
گزارش منتشر شده توسط باشگاه خبرنگاران جوان در سال ۹۶ نیز، ریزگردها را به عنوان مهمترین عوامل بیماری های چشمی دانسته و عنوان کرد که این آلودگیها باعث تحریک، التهاب و در نهایت بروز عفونتهای چشمی شده، در برخی موارد میتوانند به زخم قرنیه و حتی نابینایی منجر شوند.
خبرگزاری مهر در تاریخ ۸ آذر ۱۳۹۸ به نتایج مطالعهای از موسسه چشم پزشکی UCL انگلستان اشاره کرد که نشان میداد آلودگی ناشی از ذرات بسیار ریز، خطر ابتلا به بیماری آب سیاه را تا ۶ درصد افزایش میدهد. آب سیاه یکی از اصلیترین علل نابینایی غیرقابل بازگشت در جهان است و بیش از ۶۰ میلیون نفر را تحت تاثیر قرار داده است. این بیماری به دلیل افزایش فشار مایع درون چشم ایجاد شده و به عصب بینایی آسیب میرساند.
این مطالعه، در کنار گزارشهای قبلی مبنی بر تاثیر ریزگردها بر بروز عفونتها و حساسیتهای چشمی در مناطق متاثر از آلودگی هوا مانند بلوچستان، اهمیت بیشتری به رابطه مستقیم آلودگی هوا با بیماریهای چشمی میبخشد.
نتیجه:
بحران آلودگی هوا و طوفانهای ریزگرد در بلوچستان، یکی از جدیترین مشکلات زیست محیطی این منطقه هستند که سلامت و کیفیت زندگی مردم بلوچ را به طور مستقیم تهدید کرده، باعث مرگ و میر گسترده اما پنهان میشوند. این بحرانها که ناشی از خشکسالیهای مکرر، تخریب پوشش گیاهی، خشک شدن تالابها و سوءمدیریت منابع آبی است، باعث تشدید آلودگیهای هوا و گسترش بیماریهای تنفسی، چشمی و قلبی شده است. علاوه بر این، کمبود زیرساختهای پایش کیفیت هوا، بهداشت و درمان و نبود اطلاعرسانی دقیق و فقدان اقدامات مؤثر و پایدار از سوی مسئولان، وضعیت مردم بلوچ را در معرض آسیبهای جدی قرار داده است. از منظر حقوق بشری، سلامت و داشتن محیط زیستی سالم جزو حقوق اولیه هر انسان است و نادیده گرفتن این موضوع، نقض آشکار حقوق مردم بلوچ به شمار میرود.
نبود دادههای دقیق و تفکیکی درباره تأثیرات آلودگی هوا بر گروههای مختلف جمعیتی بلوچستان، به ویژه در مناطقی که دسترسی به خدمات درمانی محدود است، مانعی جدی برای برنامهریزیهای بهداشتی و حمایتی محسوب میشود. این خلأ اطلاعاتی و مدیریتی، در کنار فشارهای زیستمحیطی، باعث افزایش آسیبپذیری و ایجاد مشکلات جدی در حفظ رفاه و کیفیت زندگی مردم بلوچ شده است.
دیدگاهتان را بنویسید