
تحصیل، یکی از ابتداییترین و بنیادینترین حقوق انسانی است. با این حال، در بسیاری از مناطق ایران، بهویژه در بلوچستان، هزاران کودک از این حق محروماند؛ کودکانی که به جای نشستن بر نیمکتهای مدرسه، بهدلیل فقر، نبود زیرساختهای آموزشی یا موانع اداری، کودکی خود را در خانه یا خیابان سپری میکنند.
بررسی دادههای رسمی نشان میدهد فقر و نابرابری آموزشی در بلوچستان دیگر صرفاً یک معضل محدود به مناطق محروم نیست، بلکه به بحرانی ساختاری و ریشهای در سراسر شهرها، بخشها و روستاهای این منطقه تبدیل شده است. تحلیل شاخصهای آموزشی در سال ۱۴۰۴ نشان میدهد که میزان محرومیت از حق تحصیل به دلایل مختلف به شکل نگرانکنندهای افزایش یافته و آموزش باکیفیت در بسیاری از نقاط بلوچستان به کالایی نایاب بدل شده است.
در روزهای آغازین سال تحصیلی ۱۴۰۴–۱۴۰۵، دهها گزارش از شهرهای بلوچستان از جمله دزاپ، شستون، پنوچ و دیگر شهرهای بلوچستان منتشر شده که از ممانعت مدارس در پذیرش دانشآموزان فاقد مدارک هویتی حکایت دارد. در بسیاری از این مناطق، حتی کودکانی که سال گذشته مشغول تحصیل بودند، امسال از ادامهی تحصیل بازماندهاند.
در تاریخ ۱۲ مهرماه ۱۴۰۴، رسول خادم، کشتیگیر ایرانی، با انتشار ویدئویی در صفحه اینستاگرام خود به وضعیت کودکان بدونشناسنامه بلوچستان پرداخته است. کودکانی که میگویند آرزو داشتیم شناسنامه داشته باشیم تا درس بخوانیم.
در ۱۳ مهرماه ۱۴۰۴، یک گزارش منتشر شده توسط خبرگزاری های بلوچ نشان داد که مسئولان یک مدرسه -شهریاری- در منطق هوشک سراوان از ثبتنام دانش آموزان بلوچ بهدلیل نبود ظرفیت، سر باز زدهاند.
یک گزارش دریافتی از کمپین حقوق بشر بلوچستان در همین روز نشان میدهد که جمعی از دانشآموزان هنرستان فنیوحرفهای یزدانشناس شهرستان پهره (ایرانشهر) در آستانه ترک تحصیل قرار گرفتهاند. طبق این گزارش، درخواستهای مکرر و مبالغ سنگین مالی از سوی مسئولان مدرسه، خانوادههای این دانشآموزان را که توان پرداخت ندارند، با چالشها و فشارهای جدیمواجه کرده و ادامه تحصیل آنان را با خطر جدی روبهرو ساخته است.
در ویدئوی دیگری که به دست کمپین حقوق بشر بلوچستان رسیده است و به مشکلات تحصیلی دانشآموزان بلوچ در سال جاری میپردازد، پسربچهای اهل سراوان دیده میشود که تا کلاس سوم ابتدایی درس خوانده اما به دلیل نداشتن شناسنامه از ادامه تحصیل محرومشده است.
همچنین در مهرماه امسال، یک کودک بلوچ با انتشار ویدئویی مقابل مدرسهی «رسالت» از محرومیت دستکم ۲۵۰ کودک دیگر در شرایط مشابه خود به دلیل نداشتن شناسنامه خبر میدهد.
علاوه بر این، ویدئویی از مدرسه ابتدایی «آرمان» زاهدان در تاریخ ۶ مهر ۱۴۰۴ نشان میدهد که دانشآموزان بیشناسنامه بلوچ از این مدرسه اخراج شدهاند؛ در حالی که سالهای گذشته بدون هیچ مشکلی در همین مدرسه تحصیل میکردند.
در تاریخ ۵ مهر نیز یک ویدئوی دریافتی توسط کمپین نشان میدهد که مدیر مدرسه «استقلال» زاهدان از ادامه تحصیل دانشآموزان فاقد شناسنامه بلوچ ممانعت کرده و آنان را مدرسه اخراج کرده است.
مسئله ممنوعیت از تحصیل تنها به دانشآموزان بیمدرک محدود نمیشود. ویدئویی از روستای «گیران» از توابع فنوج در تاریخ ۱۲ شهریور ۱۴۰۴ نشان میدهد با وجود احداث یک مدرسه دخترانه توسط خیرین، آموزش و پرورش به دلیل «نداشتن کد رسمی» اجازه بازگشایی آن را نداده است. این در حالی است که ۲۰ دختر در این روستا سال گذشته به دلیل نبود مدرسه از تحصیل بازمانده بودند.
این گزارش در ادامه، تلاشی است برای بررسی همهجانبه وضعیت آموزشی دانشآموزان بلوچ و ترسیم تصویری روشنتر از ابعاد این بحران؛ از حق بنیادین تحصیلتا کمبود امکانات آموزشی، ازبازماندگی و ترک تحصیلتا تبعیض زبانی و موانع آموزش به زبان مادری.
پیشزمینه تاریخی و حقوقی “حق تحصیل”
حق تحصیل، یکی از حقوق بنیادین و شناختهشدهی بشری است که در قوانین داخلی و تعهدات بینالمللی ایران نیز مورد تأکید قرار گرفته است. مطابق اصل ۳۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همهی ملت تا پایان دورهی متوسطه فراهم سازد. علاوه بر این، قانون آموزش همگانی و اجباری، دولت را مکلف میکند تا زمینهی دسترسی همهی کودکان به آموزش رایگان را بدون هیچگونه تبعیضی فراهم کند.
ایران همچنین از اعضای «کنوانسیون حقوق کودک» و «میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی» است. ماده ۲۸ کنوانسیون حقوق کودک و ماده ۱۳ میثاق یادشده، کشورها را ملزم میکند آموزش ابتدایی رایگان و بدون تبعیض را برای همهی کودکان فراهم کنند. بر این اساس، دولت ایران نه تنها از منظر قوانین داخلی بلکه بر اساس تعهدات بینالمللی خود، موظف به تضمین دسترسی برابر به آموزش است.
در سالهای گذشته، در بلوچستان رویهای نانوشته وجود داشت که امکان ثبتنام کودکان فاقد شناسنامه را از طریق نامهنگاری فرمانداریها و شوراهای محلی فراهم میکرد. این روند گرچه بند و ماده قانونی مکتوب شده نداشت اما حداقلی از دسترسی به تحصیل را برای بخشی از کودکان بلوچ فراهم میکرد. بسیاری از این کودکان بلوچ فاقد مدارک سالهای گذشته بدون مشکل در مدارس درس میخواندند و از حق تحصیل خود، هرچند ناقص و موقتی، بهرهمند بودند.
با این حال، از ابتدای سال تحصیلی ۱۴۰۴–۱۴۰۵، این مسیر عملاً مسدود شده است. بنا بر گزارش اعتمادآنلاین در تاریخ ۱۲ مهر ۱۴۰۴ و به نقل از حسن بروشکی، مدیرکل پیشین آموزش و پرورش بلوچستان، در سالهای گذشته کودکانی که شناسنامه نداشتند با معرفینامه ثبتنام میشدند اما امسال این روند متوقف شده است. وی میگوید: تا سال قبل استانداری و فرمانداری به آنها نامه میداد و از این طریق ثبتنام میشدند اما حالا احتمالاً این ادارات، دیگر برخی از آنها را معرفی نمیکنند.”
همچنین، با توجه به ویدئوهای منتشر شده از دانش آموزان بازمانده از تحصیل و برخی فعالان بلوچ، دستور و بخشنامهی جدید آموزش و پرورش برای جلوگیری از ثبتنام این کودکان به شکل علنی و آشکار منتشر نشده است، بلکه به صورت ابلاغیهای تقریبا پنهانی و یا شفاهی، به مدیران مدارس کل بلوچستان ارسال شده است. این پنهانکاری باعث شده امکان پیگیری و اعتراض رسمی به طور واضحی برای خانوادهها وجود نداشته باشد. در نتیجه، بسیاری از کودکانی که سال گذشته بر سر کلاس درس مینشستند، امسال از تحصیل بازماندهاند و در معرض آسیبهای اجتماعی و فقر مضاعف قرار گرفتهاند.
آمار و گسترهی بازماندگان از تحصیل در بلوچستان
آمار دقیق و جامعی از شمار دانشآموزان بلوچ در تمامی مقاطع تحصیلی—شامل کودکان در حال تحصیل، بازماندگان از تحصیل، ترکتحصیلکردگان و کودکان بیشناسنامهی محروم از آموزش—در دسترس نیست. دادههای موجود عمدتاً برآوردی و تقریبی هستند؛ تا آنجا که حتی مسئولان اجرایی نیز به این خلأ آماری اذعان کرده و آن را به عنوان یک رویه پذیرفتهشده در نظام آماری آموزش و پرورشتوصیف میکنند.
بر اساس گزارشی از خبرگزاری مهر در تاریخ ۱۲ شهریور ۱۴۰۴، شمار بازماندگان از تحصیل در بلوچستان بیش از ۱۰۰ هزار نفر برآورد شده است. این گزارش با تأکید بر غیر دقیق بودن آمار، تصریح میکند که رقم واقعی احتمالاً بسیار بیشتر از این میزان است. در متن گزارش آمده است: “شمار بازماندگان از تحصیل در این استان بیش از ۱۰۰ هزار نفر برآورد میشود؛ عددی که به دلیل دشواریهای شناسایی از جمله نداشتن شناسنامه، ثبتنشدن اطلاعات بسیاری از دانشآموزان در ثبت احوال و حضور اتباع بیگانهی غیرمجاز، عدد دقیقی نیست و کمتر از واقعیت است. به تفکیک مقاطع تحصیلی، بیش از ۴۰ هزار کودک در دورهی ابتدایی (معادل ۳۳٪ از کل بازماندگان) بیش از ۳۳ هزار نفر در متوسطهی اول (۲۷٪) ونزدیک به ۴۰ هزار نفر در متوسطهی دوم (۳۳٪) از چرخهی آموزش در سیستان و بلوچستان بازماندهاند.”
نکته قابل توجه این است که بخش قابلتوجهی از آمار منتشرشده در سال جاری، تقریباً بدون تغییر نسبت به دادههای گزارششدهی خبرگزاری ایرنا در ۲۳ مهر ۱۴۰۳ است. در آن گزارش، به نقل از حسن بروشکی (مدیرکل آموزش و پرورش بلوچستان) آمده بود که در سال تحصیلی ۱۴۰۳، حدود ۴۰ هزار دانشآموز بازمانده از تحصیل در یک مقطع شناسایی شدهاند؛ رقمی که در سال تحصیلی ۱۴۰۲ برای همان مقطع حدود ۱۰ هزار نفر اعلام شده بود. این شباهت آماری و نبود شفافیت، ابهام و بیدقتی در نظام آماری آموزشی بلوچستان را بیش از پیش آشکار میسازد.
همچنین سرپرست وقت اداره کل آموزش و پرورش بلوچستان در سال ۱۳۹۸ اعلام کرده است که طی سالهای ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۸، تنها ۱۲ هزار دختر بلوچ بازمانده از تحصیل توانستهاند دوباره به کلاسهای درس بازگردند. از سال ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۸ نیز مجموعاً ۱۶۰ هزار نفر از دختران و پسران بازمانده از تحصیل به نظام آموزشی بازگردانده شدهاند. با این حال، در این آمارها به طور دقیق مشخص نیست چه تعداد از آنان تحصیلات خود را تا پایان ادامه داده و چه تعداد پس از بازگردانی به تحصیل، بار دیگر ترک تحصیل کردهاند.
فاروق اعظمی، عضو شورای عالی استانها، در آذرماه ۱۴۰۲ اظهار داشت: متأسفانه سالانه حدود ۳۰ درصد از دانشآموزان بلوچستان ترک تحصیل میکنند و این رقم، به آمار تقریبی ۱۵۰ هزار بازمانده از تحصیل که طی یک دهه گذشته گزارش شده، اضافه میشود.”
بر اساس آمارهای رسمی، در سال تحصیلی ۱۴۰۰–۱۳۹۹، بلوچستان ششمین استان پرجمعیت کشور از نظر تعداد دانشآموزان در حال تحصیل (بدون احتساب بازماندگان، ترکتحصیلکردگان و افراد فاقد شناسنامه) بوده است؛ پس از استانهای تهران، خراسان رضوی، خوزستان، اصفهان و فارس.
طبق اظهارات مدیرکل آموزش و پرورش بلوچستان، در سال تحصیلی جاری ۱۴۰۴، تعداد کل دانشآموزان این استان حدود ۸۶۲ هزار نفر در بیش از ۷۵۰۰ مدرسه و ۳۶ هزار کلاس درس با حضور بیش از ۶۲ هزار معلم برآورد شده است. این در حالی است که سال گذشته، حسن بروشکی تعداد دانشآموزان را ۹۰۸ هزار نفر اعلام کرده بود. کاهش ۴۶ هزار نفری آمار دانشآموزان بدون هیچ توضیحی از سوی مقامات بیان شده و میتواند نشانگر افزایش محرومیت از تحصیل در سال جدید در میان کودکان بلوچ باشد.
درباره دانشآموزان فاقد شناسنامهی بلوچ نیز، همانند دیگر آمارها، اطلاعات دقیق و شفافی در دست نیست. بر اساس اظهارات مسعود رضایی، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس، در سال ۱۴۰۲ شمار کل افراد بیشناسنامه در ایران، شامل بزرگسالان و کودکان، بیش از یک میلیون نفر برآورد شده است که از این میان بیش از ۴۰۰ هزار نفر کودک هستند. از این تعداد، تنها ۴۵۰۰ نفر بهصورت رسمی در آمار مربوط به بلوچستان ثبت شدهاند. این رقم بخشی از آمار رسمی ۵۰ تا ۱۰۰ هزار نفری بیشناسنامههای بلوچ، شامل کودکان و بزرگسالان، است که خبرگزاری ایلنا در تاریخ ۱۹ دیماه ۱۴۰۳ منتشر کرده است؛ آماری که فاصلهی چشمگیری با واقعیتهای میدانی و برآوردهای غیررسمی دارد.
موانع و علل بازماندگی تحصیلی دانشآموزان بلوچ
در بلوچستان، بازماندگی تحصیلی و ترک تحصیل دانشآموزان یکی از چالشهای جدی نظام آموزشی است که ابعاد مختلف اجتماعی و اقتصادی را تحت تأثیر قرار میدهد.
خبرگزاری ایرنا در تاریخ ۶ شهریور ۱۴۰۳ در یک گزارش از غلام رضا نجفی معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم دادگستری کل بلوچستان عنوان کرد حدود ۱۴۸ هزار و ۷۶۹ کودک و نوجوان ۷ تا ۱۸ ساله از آموزش همگانی محروم هستند. از این تعداد، ۸۱ هزار و ۳۲۵ نفر دختر و ۶۷ هزار و ۴۴۴ نفر پسر هستند. این به معنای آن است که حدود ۱۴ درصد کودکان و نوجوانان ساکن بلوچستان از تحصیل محروماند.
نکته قابل توجه این است که با احتساب ۱۴ درصد بازمانده از تحصیل که حدود ۱۴۸ هزار نفر اعلام شده، جمع کل دانشآموزان باید حدود یک میلیون و ۶۰ هزار نفر باشد؛ رقمی که با آمار رسمی ۹۰۸ هزار نفری سال گذشته و ۸۶۲ هزار نفری سال جاری همخوانی ندارد و نشاندهندهی تناقض در آمار رسمی است.
در ادامه گزراش ایرنا به نقل از نجفی آمده است که مشکل در مقطع متوسطه دوم بیش از سایر مقاطع دیده میشود؛ به طوری که ۲۴ درصد کودکان ۱۵ تا ۱۷ ساله ترک تحصیل کردهاند. این موضوع در بلندمدت میتواند منشاء بسیاری از آسیبهای اجتماعی و موانع توسعه پایدارباشد.
طبق دادههای آماری دیگر در این گزارش، ۴۲ هزار و ۸۴۵ نفر در مقطع ابتدایی، ۳۷ هزار و ۹۵۸ نفر در متوسطه اول و ۶۸ هزار و ۶۴ نفر در متوسطه دوم از چرخه آموزش بازماندهاند. این ارقام نشان میدهند که مسئله ترک تحصیل در تمام مقاطع تحصیلی وجود دارد و نیازمند توجه جامع است.
غلامرضا نجفی از طرحی با نام «نماد» سخن گفته که در راستای ارتقای وضعیت دانشآموزان طراحی شده است. با این حال، وی اقدامات انجام شده از جمله تشکیل پروندههای شخصیتی، برگزاری کارگاههای ویژه برای دانشآموزان، اولیا و کادر آموزشی، و غربالگری و آموزش مداخلات ارتقاییرا ناکافی دانسته و عنوان میکند که علیرغم انجام این اقدامات، مشکلات اساسی در حوزههای حمایتی، معاضدتی، درمانی و روانی-اجتماعی همچنان پابرجاست.
نجفی همچنین به کمبود منابع اعتباری، اهمال برخی مدیران و دستگاههای متولی، مشکلات هویتی دانشآموزان و برخی ضوابط دست و پاگیر و موانع مقرراتی اشاره کرده و تأکید میکند که این عوامل مانع تحقق کامل اهداف طرح نماد شدهاند. به گفته وی، مسئله ترک تحصیل و بازماندگی تحصیلی در بلوچستان، ترکیبی از چالشهای ساختاری، اقتصادی و هویتی است که بدون اصلاحات اساسی در نظام آموزشی و حمایت مؤثر اجتماعی، ادامه خواهد یافت.
خبرگزاری ایسنا در گزارشی کوتاه در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۳، علل بازماندگی و ترک تحصیل را به طور کلی در دو محور خانواده و حکومت دستهبندی کرده است. بر اساس این گزارش، فقر و کودک همسری از جمله مشکلاتی هستند که در سطح خانواده موجب محرومیت از تحصیل میشوند، در حالی که کمبود امکانات آموزشی کامل و ضعفهای سیستم آموزشی به عنوان عوامل مرتبط با حکومت در بازماندگی و ترک تحصیل دانشآموزان نقش دارند.
خبرگزاری تسنیم در مرداد ۱۴۰۱، بلوچستان را صدرنشین آمارهای نگرانکننده حوزه آموزشی کشورمعرفی کرد. این گزارش با اشاره به پراکندگی و ناهمگونی آمارهای آموزشی استان، تأکید میکند که این ابهامات باعث شده تا تصویری روشن و دقیق از میزان و علل بازماندگی، ترک تحصیل و بیسوادی وجود نداشته باشد. این ضعف آماری یکی از دلایل اصلی ناکارآمدی سیاستگذاریها و راهکارهای تصمیمگیران در این حوزه است؛ تصمیماتی که کودکان محروم از آموزش را همچنان در سایه غفلت و بیتدبیری مسئولان منتظر حل مشکلات خود نگه میدارد.
گزارش تسنیم فراتر از تحلیل ایسنا، حکومت و ساختارهای اداری را عامل ضعف تحصیلی در بلوچستان دانسته و مسئولان را مخاطب قرار داده است. این گزارش با بیان اینکه بیش از ۱۴۰ هزار دانشآموز در بلوچستان از تحصیل بازماندهاند، به نقد ساختار اداری پرداخته و میپرسد چرا آموزش و پرورش با وجود استفاده از نیروهای اجرایی، تجربههای مالی (اختصاص اعتبارات عادی و ویژه)، مدیریتی، تشکیلاتی (تأسیس نهادها و شوراها) و تقنینی (سیاستها، برنامهها و آییننامهها) طی سالها، هنوز نتوانسته بیسوادی را ریشهکن کرده یا تمام افراد لازمالتعلیم را به مدرسه بفرستد. سؤال اصلی این است که آیا مشکل به عوامل مدیریتی، ساختاری، قانونی، منابع و اعتبارات، سیاستها یا رویکردها مربوط است؟
خبرگزاری اعتماد در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۳، عوامل و مشکلات تحصیلی در بلوچستان را شامل کمبود فضاهای آموزشی، وسعت جغرافیایی، فقر اقتصادی و ورود سیلوار مهاجران از کشورهای همسایه دانسته و تأکید کرده است که این موارد از دلایلی هستند که سبب شده بلوچستان بهعنوان جوانترین استان کشور با معضل بازماندگی تحصیلی دست و پنجه نرم کند. در ادامه، این گزارش آمایش نامناسب مدارس را نیز بهعنوان یکی از مهمترین دلایل ترک تحصیل و بازماندگی کودکان بلوچ معرفی میکند.
وضعیت مدارس و فضای آموزشی بلوچستان
جمعیت دانشآموزی: طبق آمارهای مختلف بیش از یک میلیون نفر
تعداد مدارس: ۸۰۰۰ مدرسه
تعداد کلاسهای ساختهشده از ۱۴۰۰ تاکنون: حدود ۵۲۰۰ کلاس
میانگین فضای آموزشی برای هر دانشآموز: ۳٫۸ مترمربع (میانگین کشوری ۵٫۲ مترمربع/ سرانه استاندارد ۸.۳) آخرین آمار جمع آوری شده توسط کمپین حقوق بشر بلوچستان
این آمار نشان میدهد که با وجود روند رو به رشد ساختوساز مدارس و کلاسهای درس در بلوچستان و جایگاه این استان بهعنوان ششمین استان پرجمعیت کشور از نظر تعداد دانشآموزان در حال تحصیل، کمبود فضا و زیرساختهای آموزشی همچنان پابرجاست و سرعت ساخت مدارس هنوز با رشد جمعیت دانشآموزی همتراز نیست. به ویژه، مناطق روستاییکه بیشترین سهم ساختوساز را دارند، همچنان بیشترین کمبودها را تجربه میکنند. ایسنا در ۲۶ شهریور ۱۴۰۳ و ایرنا در ۲۸ شهریور ۱۴۰۰ تعداد کل مدارس قدیم و جدید بلوچستان را هشت هزار مدرسه عنوان کردهاند.
خبرگزاری ایسنا در تاریخ ۲۶ شهریور ۱۴۰۳ به نقل از داود گلی، سخنگوی آموزش و پرورش بلوچستان، با پیشبینی حضور بیش از ۹۰۸ هزار دانشآموز در تمامی مقاطع تحصیلی استان، تعداد مدارس بلوچستان را بدون تفکیک استاندارد و غیر استاندارد، کپری، خشتی، قدیمی و جدید، دولتی و غیر دولتی، هشت هزار مدرسه اعلام کرد. همچنین تعداد فرهنگیان فعال در این مقاطع ۶۲ هزار نفر عنوان شده است.
ایرنا در تاریخ ۷ آبان ۱۴۰۳ به نقل از میثم لک زایی، مدیرکل نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس بلوچستان، اعلام کرد که از سال ۱۴۰۰ تاکنون، ۱۵ درصد از مدارس استان با زیربنای ۴۵۰ هزار متر مربع ساخته شده است. او افزود که بلوچستان با تحویل پنج هزار و ۱۰۰ کلاس درس در سه سال و نیم گذشته، جایگاه نخست کشور را در این زمینه کسب کرده و مجموع فضاهای آموزشی استان از سال ۱۴۰۰ تا کنون به سه میلیون متر مربع رسیده است. همچنین بیش از یک هزار و ۴۵۰ کلاس درس با پیشرفت فیزیکی ۶۰ درصد و زیربنای ۲۵۰ هزار متر مربع در حال اجرا هستند.
در گزارش ۱۸ مهر ۱۴۰۳، میثم لک زایی، مدیرکل نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس بلوچستان، عنوان کرد که استان در زمینه توسعه فضاهای آموزشی به موفقیتهای چشمگیری دست یافته است. از ابتدای سال، ۷۱۰ کلاس درس به دانشآموزان تحویل شده و در حال حاضر یکهزار و ۴۵۰ کلاس درس با زیربنای ۲۵۰ هزار متر مربع در حال ساخت است که نویدبخش آیندهای روشن برای نسلهای آینده است.
در ۱۶ بهمن همان سال، وی اعلام کرد که ۳۵ پروژه آموزشی شامل ۱۰۸ کلاس درس با زیربنای ۱۱۲ هزار متر مربع در دهه فجر افتتاح شد و ۶۱۰ کلاس درس با زیربنای ۹۸ هزار متر مربع در استان تحویل و کلنگزنی خواهد شد. علاوه بر این، ۵۸ پروژه دیگر شامل ۵۰۲ کلاس درس با زیربنای ۸۷ هزار و ۶۱ متر مربع نیز کلنگزنی خواهد شد تا روند توسعه فضاهای آموزشی در استان سرعت بیشتری گیرد.
میثم لک زایی در گزارش سال ۱۴۰۲ نیز اعلام کرده بود که از ابتدای دولت سیزدهم تاکنون ۳ هزار و ۱۶۰ کلاس درس ساخته و تحویل آموزش و پرورش شده است و هزار و ۸۷۳ کلاس درس در دست ساخت است که در سال تحصیلی جدید ۸۷۲ کلاس درس به فضای آموزشی استان افزوده شده است.
وی همچنین توضیح داد که در سال گذشته با کمک خیرین و اعتبارات دولتی، ۱۷۰۰ کلاس درس احداث و به بهرهبرداری رسید. بیشترین مدارس ساختهشده (۷۶ درصد) مربوط به مقطع ابتدایی است که ۷۵ درصد آنها در مناطق روستایی استان قرار دارد. سرانه فضای آموزشی استان از ۳.۳ مترمربع در سال ۱۴۰۰ به ۳.۸ مترمربع در سال ۱۴۰۱ افزایش یافته است.
علاوه بر این تعداد، منابع نذکور عنوان کرده اند، توسط قرارگاه قدس، ساخت ۱۳۳ مدرسه با ۴۵۰ کلاس درس و زیربنای ۳۰ هزار و ۵۰۰ متر مربع در سراسر بلوچستان آغاز شده و برای این پروژهها ۲۰۰ میلیارد تومان هزینه شده است.
بر اساس گزارش روابطعمومی اداره کل نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس بلوچستان، از سال ۱۴۰۰ تاکنون ۵۲۰۰ کلاس درس بهرهبرداری شده و با توجه به رشد جمعیت دانشآموزی، ۲۲۰۰ میلیارد تومان اعتبار برای توسعه فضای آموزشی در سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ اختصاص یافته که شامل تکمیل پروژههای در دست اجرا و ساخت ۵۰۰ کلاس جدید است. با این حساب، ۳۲۰ هزار مترمربع به سرانه فضای آموزشی استان افزوده خواهد شد که گامی مهم در بهبود شرایط آموزشی استان محسوب میشود.
تبعیض زبانی در نظام آموزشی بلوچستان
سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) در ۱۷ نوامبر ۱۹۹۹، روز ۲۱ فوریه (مصادف با دوم اسفند) را بهعنوان روز جهانی زبان مادری تعیین کرد؛ مناسبتی که بهویژه برای گروههای ملی ساکن در ایران، که زبانشان در کشور به رسمیت شناخته نشده، اهمیت ویژهای دارد.
در تاریخ هشتم اسفند ۱۴۰۳، طرحی با عنوان “آموزش ادبیات و زبانهای اقوام ایرانی در مدارس” در مجلس شورای اسلامی به رأی گذاشته شد که با ۱۰۴ رأی موافق، ۱۳۰ رأی مخالف و ۵ رأی ممتنع رد شد. یورو نیوز در گزارشی که در ۱۸ اسفند ۱۴۰۳ منتشر شد، به نقل از شهرام دبیری، معاون پارلمانی مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری ایران، نوشت که مخالفت نماینده دولت با این طرح، برداشت شخصی او بوده و دولت پزشکیان موافق تدریس زبانهای مادری است.
همچنین در ۱۲ اسفند ۱۴۰۰، امیر کلان، نویسنده و استاد آموزش چندزبانه در دانشگاه مک گیل کانادا، در گفتوگویی با وبسایت زمانه عنوان کرد که آموزش به زبان مادری بخشی از آموزش ضد تبعیض است و استفاده از زبان مادری در پروسه یادگیری، نمود عینی این نوع آموزش به شمار میرود.
با این حال، شواهد نشان میدهد که حکومت ایران نه تنها از حق تحصیل به زبان مادری حمایت نمیکند، بلکه تنوع قومی و زبانی را تهدیدی برای موجودیت حکومت، امنیت ملی و تمامیت ارضی کشور تلقی کرده و علیه فعالان زبان بلوچی با خشونت برخورد میکند.
در تاریخ ۲۵ تیر ۱۴۰۴، دو فعال زبان بلوچی، سعید رئیسی (رند) و محسن رئیسی (رند)، بدون هیچ توضیح یا حکم قضایی، توسط نیروهای امنیتی به شکل خشونتآمیز بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.
سارا خوشخوی، فعال فرهنگی بلوچ و رئیس خانه احزاب، در گفتوگویی با یک خبرگزاری محلی وابسته به حکومت در ۲۲ خرداد ۱۴۰۰، درباره آموزش زبان بلوچی و زبان مادری به کودکان اظهار داشت که کودکان بلوچ، وقتی به مدرسه میروند، مجبور هستند با زبانی تحصیل کنند که حتی در مکالمه با آن مشکل دارند. این روش آموزشی مانع شکوفایی استعدادها و تواناییهای کودکان دوزبانه میشود.
مشکل اصلی دانشآموزان دوزبانه بلوچ، ناتوانی در درک دروس ریاضی، علوم و دیگر مباحث نیست، بلکه ناتوانی در برقراری ارتباط ادراکی با معلم است، زیرا نمیتوانند به زبانی که معلم صحبت میکند، تکلم کنند.
مطالعه و تحقیق پدیدارشناسی انجام شده توسط جواد جهاندیده، محبوبه عارفی و اباصلت خراسانی با عنوان «بازنمایی معنایی تجارب زیسته دانشآموزان دوزبانه (بلوچ) از آموزش به زبان فارسی» که در فروردین ۱۴۰۱ منتشر شد، نشان میدهد که اکثر دانشآموزان مصاحبهشده بیان کردند استفاده از زبان مادری در مدرسه به درک معنا و مفهوم درس و فهم بهتر مطالب کمک میکند. یکی از مصاحبهشوندگان گفت: باید در برخی موارد زبان بلوچی را به کار ببریم و با توضیح مطالب به کمک زبان بلوچی، واژههای نامأنوس را برای دانشآموزان قابل فهم کنیم.
این پژوهش همچنین به اجبار استفاده از زبان فارسی و تنبیه دانشآموزان در صورت بهکارگیری زبان بلوچی اشاره دارد. به نقل از یکی از دانشآموزان: گاهی اوقات معلمان ما که بیشترشان غیر بومی بودند، از ما میخواستند به زبان بلوچی صحبت نکنیم و فقط به زبان فارسی صحبت کنیم.
در بسیاری از موارد، عدم علاقه دانشآموزان به حضور در مدرسه ریشه در احساس بیگانگی با محیط آموزشی دارد. تدریس، توضیحات تکمیلی دروس و تعاملات عادی معلمان و مسئولان به زبان فارسی، بهویژه در سالهای ابتدایی تحصیل، باعث دوری و ترک تحصیل بسیاری از دانشآموزان بلوچ، به ویژه در مناطق غیرشهری و گاهی حتی در مناطق شهری، شده است.
مقایسه وضعیت تحصیلی بلوچستان با دیگر مناطق کشور
روزنامه اعتماد در ۱ بهمن ۱۴۰۲ درباره وضعیت نابرابری آموزشی در استانها گزارش داد که پایینترین میانگین نمرات متعلق به بلوچستان با معدل ۷.۸ است.
هممیهن در ۱۱ شهریور ۱۴۰۳ نوشت که در بین دانشآموزان بلوچی که از پایه ششم به هفتم میروند، حداقل ۴ تا ۵ نفر از هر ۲۰ نفر، هیچ توانایی خواندن و نوشتن ندارند. علاوه بر این، خوابگاههای دانشآموزی یا کمتعداد و یا تعطیل هستند و سرویس مدارس نیز حذف شده است.
این منبع در گفتگو با یک فعال فرهنگی بلوچ اظهار داشت که یکی از مشکلات اصلی در بلوچستان در مقایسه با دیگر استانها، نبود معلمان تخصصی است؛ بسیاری از مدارس، به ویژه در درسهای علوم پایه، دبیر تخصصی ندارند و درسهایی مانند زیست و شیمی توسط معلمانی تدریس میشوند که تنها لیسانس علوم تجربی دارند، یا درسهای تخصصی فیزیک توسط لیسانسه ریاضی تدریس میشود، حتی در مقطع متوسطه اول. در مناطق جنوبی بلوچستان، بیشتر از معلمان رسمی، سرباز معلمان، معلمان خرید خدمتی و معلمان نهضتی حضور دارند که از نظر کیفی در سطح پایینی هستند.
اگرچه ایسنا در ۲۶ شهریور ۱۴۰۳ به نقل از حسن بروشکی مدیرکل آموزش و پرورش سیستان و بلوچستان اعلام کرد که در حال حاضر در مجموعه آموزش و پرورش بلوچستان در بحث وضعیت نیروی انسانی با خروجی های دانشگاه فرهنگیان و همچنین جذب ۴ برابری نسبت به گذشته در بحث ماده ۲۸ و خرید خدمات آموزشی نیاز بلوچستان تا ۸۰ درصد برطرف شده است.”
اما کمبود معلم سالهاست در بلوچستانو در مقایسه با دیگر استانها بهعنوان یکی از جدیترین چالشهای آموزش در بلوچستان مطرح است؛ خبرگزاری هممیهن به نقل از یک فعال فرهنگی بلوچ در سال گذشته، این کسری را بیش از ۱۶ هزار نفر اعلام کرده بود که این بحران همچنان با کمی تغییر ارقام پابرجاست.
در مقایسه با دیگر استانها، علاوه بر کمبود معلم، فقر اقتصادی و کمبود فضای آموزشی نیز از دیگر عوامل مهمی هستند که وضعیت تحصیلی دانشآموزان بلوچ را نسبت به سایر استانها تحت تأثیر قرار دادهاند. قدس آنلاین در ۲۰ مهر ۱۴۰۳ گزارش داد که به گفته معینالدین سعیدی، نماینده مردم چابهار در مجلس شورای اسلامی، کمتر از ۴۰ نفر از هر ۱۰۰ دانشآموز در بلوچستان موفق به اخذ دیپلم میشوند و بیشترین میزان ترک تحصیل در میان دختران رخ میدهد. وی کمبود معلم و فضای آموزشی، وسعت جغرافیایی، فقر اقتصادی و ورود مهاجران از کشورهای همسایه را از جمله عوامل اصلی این وضعیت دانست، که سبب شده بلوچستان، به عنوان جوانترین استان کشور، با معضل گسترده بازماندگان از تحصیل مواجه باشد.
ابراهیم سحرخیز، معاون پیشین آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش، در همان گزارش، علاوه بر مشکلات اقتصادی خانوادهها، محدودیت دسترسی کودکان بلوچ به مدارس روزانه و شبانهروزی را در مقایسه با دیگر مناطق کشور از عوامل اصلی ضعف وضعیت تحصیلی دانست. وی توضیح داد که در برخی روستاها نبود مدارس متوسطه اول و دوم باعث میشود دانشآموزان، بهویژه دختران، برای ادامه تحصیل مجبور به رفتوآمد به روستاهای دیگر شوند و این مسئله اغلب منجر به ترک تحصیل آنان میشود. سحرخیز بر ضرورت گسترش مدارس شبانهروزی در مناطق محروم تأکید کرد تا بازماندگی دانشآموزان کاهش یابد و همزمان انسداد بیسوادی در دوره ابتدایی بهطور کامل برطرف شود، به طوری که در آینده علاوه بر کاهش هزینههای ناشی از آسیبهای اجتماعی و رفتارهای پرخطر افراد بیسواد، نیازی به سازمانهایی مانند نهضت سوادآموزی نباشد.
دیدگاهتان را بنویسید