
از ابتدای سال ۱۴۰۴، بلوچستان با موجی کمسابقه از کشف اجساد مواجه شده است؛ اجسادی که در پارکها، حاشیه جادهها، سواحل، فضاهای عمومی، کوهستانها و مناطق دورافتاده پیدا شدهاند. بررسی گزارشهای مختلف نشان میدهد بسیاری از جانباختگان پیش از مرگ مفقود بوده، ربوده شده یا تماس آخرشان با خانواده در شرایطی مشکوک انجام شده است. در بخش قابلتوجهی از پروندهها، هویت قربانیان نامعلوم است و نهادهای مسئول در زمینه جستوجو، امداد، شناسایی و اطلاعرسانی نقش فعالی نداشتهاند.
مجموعه این دادهها نشاندهنده شکلگیری یک وضعیت نگرانکننده در بلوچستان است؛ وضعیتی که با افزایش اجساد مجهولالهویه، سکوت نهادهای رسمی، رهاسازی پیکرها در فضاهای عمومی و فاصلهٔ زمانی طولانی بین مفقودی و کشف جسد همراه شده و شاخصهای ناپدیدسازی قهری، قتلهای فراقضایی و بیقانونی ساختاری را برجسته میکند. بررسی الگوهای مکانی و رفتاری نشان میدهد که خشونت در این منطقه پراکنده و تصادفی نیست، بلکه در قالب الگوی تکرارشوندهی «ربایش، مرگ مشکوک و رهاسازی» در حال بازتولید است.
در عین حال باید تأکید کرد که این گزارش و پیوست آن تنها مربوط به سال جاری ۱۴۰۴ است؛ بدیهی است که بررسی بازههای زمانی طولانیتر میتواند الگوهای پنهان دیگری را آشکار کند یا همین الگوها را با شدت و ابعاد متفاوتتری نشان دهد.
-الگوهای کلی کشف اجساد:
۱. در تمام گزارشهای منتشر شده توسط خبرگزاری های محتلف بلوچستان، یک الگوی بسیار برجسته تکرار میشود: بخش قابلتوجهی از اجساد هویت مشخصی ندارند، مدارک شناسایی همراهشان نیست و هیچ نهاد رسمی مسئولیت فوری شناسایی، اطلاعرسانی یا بررسی علت مرگ را بر عهده نمیگیرد. این پیکرها معمولاً در مکانهایی دور از بافت مسکونی یعنی بیابانها، مناطق ساحلی خلوت، نقاط صعبالعبور یا حاشیه جادههای کمتردد، رها میشوند؛ جایی که احتمال کشف آنها دیرتر و پیگیری قضایی دشوارتر است.
۲. اختلاف نقطه قتل با نقطه رهاسازی:
تقریباً در چهار پنجم موارد کشف اجساد، قتل تقریبا در جایی دیگر انجام شده و جسد در نقطهای عمومی یا دورافتاده رها شده است. از پارک حافظ چابهار گرفته تا فلکه کپات ایرانشهر، زیر پل ولایت، ورودی شرکت شندان، کوههای چراغان، کنار جاده خیرآباد، مسیر نیکشهر–قصرقند و سواحل چابهار و میناب، همه نشان میدهند که «رهاسازی» بخشی جداییناپذیر از فرآیند قتل است. این روش معمولاً برای ایجاد رعب عمومی، پاک کردن ردّ محل اصلی قتل، قطع ارتباط ظاهری میان قاتل و قربانی و نمایش بیواهمگی و بیپروایی نسبت به پیگرد قانونی به کار میرود؛ رفتاری که در جوامع فاقد امنیت و نظارت مؤثر، به الگویی اصلی و پایدار تبدیل میشود.
۳. ناپدیدشدگی طولانی اجساد:
در پروندههای متعدد مانند رضا خواجه (۱۷ روز بیخبری)، زلمه غلجایی (۲۸ روز مفقودی)، یونس رخشانی (۲ ماه ربوده شده)، زن مجهولالهویه مسیر نیکشهر–قصرقند که بهصورت اسکلتی کشف شد، و موارد دیگر، روند مشکوکی دیده میشود: فرد ابتدا ناپدید میشود، سپس پس از گذشت روزها یا ماهها، جسد او در منطقهای دورافتاده پیدا میشود. چنین الگوهایی نشان میدهد که قربانیان غالباً ربوده میشوند، قتل پس از یک دوره بیخبری رخ میدهد و جسد عمداً در جایی گذاشته میشود که دیرتر کشف شود. عدم نقشآفرینی نهادهای مسئول در مراحل جستوجو، امداد و خبررسانی نیز این روند را به شاخصهای ناپدیدسازی قهری و قتل فراقضایی نزدیک میکند.
۴. جغرافیای قتلها:
بررسی پراکندگی مکانی نشان میدهد که قتلها مطلقا تصادفی و پراکنده نیستند، بلکه خوشهایاند. پهره (ایرانشهر) با نقاطی مثل دامن، خیرآباد، فلکه کپات، شرکت شندان، زیر پل ولایت و خیابان استاد یادگاری بیشترین تعداد کشف اجساد را دارد و عملاً به مرکز قتلهای مشکوک تبدیل شده است. در چابهار رهاسازی اجساد بیشتر جنبه پیامرسانی دارد؛ از پارک حافظ تا پلاژ ساحلی و منطقه پلسر. مسیرهای نیکشهر–قصرقند و کوهستانهای سرباز محل کشف اجساد پوسیدهاند، و زابل، زهک و هیرمند شاهد موارد مشکوک در مناطق مرزی و رهاسازی در آب هستند. این توزیع نشان میدهد که مناطقی خاص تبدیل به «مرکز قتل» شدهاند و برخی اماکن برای پنهانسازی یا پیامرسانی ترجیح داده میشوند.
۵. شیوههای قتل و معنای آنها:
تنوع شیوههای قتل—از خفگی با طناب یا پارچه (جهانگیر رئیسی و نوجوان داخل ساک)، ضربات چاقو (زلمه غلجایی)، شلیک گلوله به سر (جسد ساحل میناب)، شکنجه و ضربوجرح شدید (یونس رخشانی) تا رهاسازی در آب (رضا خواجه، جسد میناب، بهزاد گمشادزهی)—نشان میدهد که عاملان این قتلها یک نفر یا یک گروه واحد نیستند. با این حال، «الگوی رهاسازی» تقریباً در همه آنها مشترک است. این تناقض ظاهری، در تحلیلهای امنیتی، نشاندهندهی وجود “ساختارهای متعدد خشونت در یک محیط مشترک فاقد امنیت و قانون” است؛ جایی که قتلها، شخصی یا لحظهای نیستند بلکه اغلب سازمانیافته یا گروهیاند و در یک فضای بدون پیگرد و نظارت شکل میگیرند.
-الگوهای مرتبط با انگیزهها:
۱. قتلهای ناشی از سرقت و راهزنی:
برخی قتلها، مانند قتل زلمه غلجایی، مستقیماً با سرقت اموال و فعالیت شبکههای راهزنی در محورهای کمتردد مانند سفیدآبه–تفتان مرتبط است. نبود گشت انتظامی و خلأ امنیتی، این مناطق را برای حمله، قتل و رهاسازی جسد ایدهآل کرده است.
۲. قتلهای مبتنی بر گروگانگیری:
پرونده یونس رخشانی نمونه روشن این گروه است: ربایش برای اخاذی، ضربوجرح شدید، قتل و رهاسازی همراه با برگهای که نام خانواده روی آن نوشته شده. این قتلها معمولاً توسط باندهای محلی انجام میشوند؛ باندهایی که گاه زیر چتر حمایت غیررسمی یا سکوت ساختاری مردان دولتی فعالیت میکنند.
۳. قتلهای پیامرسان:
برخی قتلها آشکارا با هدف ارسال پیام صورت گرفتهاند. رهاسازی پیکرها در پارک، ساحل، خیابانهای شلوغ، آویزان کردن جسد در میلک، یا رها کردن جسد در ساک در مسیرهای شهری، همگی با هدف نمایش قدرت، ایجاد ترس اجتماعی و القای بیقانونی انجام شدهاند. این دسته از قتلها معمولاً در فضاهای عمومی دیده میشوند تا اثر روانی بیشتری داشته باشند.
۴. قتلهای مرتبط با ناپدیدسازی قهری:
اجساد پوسیده، پیکرهای رها شده در نقاط غیرقابل دسترس، و زن مجهولالهویه کشفشده در صخرهها، همگی نشانه الگوی چهارماند: قتلهایی که پس از ناپدیدسازی، شکنجه یا بازداشت غیررسمی رخ دادهاند. این الگو معمولاً با انگیزه پاکسازی اجتماعی یا تسویهحسابهای پنهان مرتبط است.
– الگوهای مرتبط با قربانیان:
قربانیان اکثرا مردان جوان از طبقات محروم جامعهاند؛ از ۱۶ تا ۵۵ سال، عمدتاً با پوشش بلوچی، و در مشاغلی مانند کارگری، صیادی، کارهای روزمزد یا بدون شغل ثابت. این الگو نشان میدهد که قتلها تصادفی نیستند؛ بلکه جامعه هدف مشخصی وجود دارد: مردان بلوچ کمدرآمد که کمترین سطح حفاظت اجتماعی و سیاسی را دارند.
در کنار این، الگوی نگرانکنندهٔ جدیدی درباره مهاجران افغانستانی نیز دیده میشود: رحیم نورزهی، جسد فلکه کپات و پیکر ورودی شرکت شندان، همگی قربانیانی فاقد مدارک رسمی و مهاجراند. نبود امکان شکایت، ضعف شبکههای حمایتی و آسیبپذیری شدید این گروه باعث میشود که آنها به «قربانیان بیهویت» تبدیل شوند—کسانی که قتلشان کمترین هزینه و بیشترین بیپاسخماندگی را دارد.
-الگوهای رفتاری نهادهای رسمی:
۱. بیعملی ساختاری در مراحل جستوجو و امداد:
در برخی پروندهها، مانند مفقودی و مرگ رضا خواجه، هیچ نهاد رسمی—نه پلیس، نه هلالاحمر و نه نیروهای امدادی—در روند جستوجو حضور مؤثر نداشتند و تنها تیمهای مردمی عملیات را پیش بردند. این سطح از بیاعتنایی و عدم حضور در بحرانهای انسانی، مهمترین شاخص ضعف ساختاری و نقض مسئولیت حاکمیتی در حفاظت از جان مردم است. چنین رفتارهایی نشان میدهد که نظام رسمی (حکومت) در مرحله پیشگیری و واکنش اولیه غیرفعال است.
۲. واکنش دیرهنگام و وابسته به فشار عمومی:
در بسیاری از موارد، نیروهای انتظامی تنها پس از انتشار عمومی گزارشها یا تماس شهروندان وارد عمل میشوند؛ نه هنگام وقوع مفقودی یا مشاهده اولین نشانههای خطر. این الگو بیانگر خاموش بودن سیستم کشف جرم، نبود سازوکار امنیت عمومی فعال و شکلگیری فضایی است که در آن قتل برای عاملان کمهزینه و بدون پیامد عملیاتی میشود.
۳. شکلگیری «سیستم اجازهدهنده» برای خشونت:
ترکیب بیعملی، نبود نظارت، مصونیت عاملان، فقدان سامانه هشدار سریع و نبود پیگیری رسانهای کارآمد، محیطی ایجاد کرده که در آن انواع گروهها، از باندهای محلی و مجرمین سازمانیافته گرفته تا شبکههای مرتبط با قدرت و گروههای امنیتی غیررسمی، میتوانند آزادانه فعالیت کنند. این ساختار نهتنها مانع وقوع جرم نیست بلکه ناخواسته شرایطی فراهم میکند که خشونت در آن بازتولید شود، بدون آنکه نظام رسمی (حکومت) پاسخ روشن یا بازدارندهای ارائه دهد.
پیوست: فهرست زمانی و مشخصات دستکم ۲۲ مورد کشف جسد در بلوچستان – سال ۱۴۰۴
۱. رضا خواجه – ۱ فروردین ۱۴۰۴ – زهک / چاهنیمه
مشخصات: مرد، ۳۲ ساله، اهل حسینآباد نیمروز
وضعیت: ۱۷ روز مفقود؛ خودرو و اسلحه شکاری او پیداشده بود.
کشف: جسد در دریاچه چاهنیمه؛ بدون مشارکت ارگانهای رسمی.
احتمال: غرقشدگی مشکوک.
۲. مرد ناشناس – ۱۸ فروردین ۱۴۰۴ – هیرمند / نقطه صفر مرزی میلک
مشخصات: نامشخص.
کشف: آویزان از درخت؛ پا روی زمین.
احتمال: خودکشی یا قتل نامشخص.
۳. زن مجهولالهویه – ۲۹ فروردین ۱۴۰۴ – مسیر نیکشهر–قصرقند
مشخصات: لباس بلوچی، زن؛ هویت نامشخص.
کشف: پیکر اسکلتیشده در منطقه صخرهای.
احتمال: مرگ طولانیمدت / رهاسازی در منطقه صعبالعبور.
۴. محمدامین مارندگانی – ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۴ – ایرانشهر / روستای ڈمن (دامن)
مشخصات: مرد، ۲۳ ساله، ساکن ایرانشهر.
کشف: جسد در فضای باز اطراف دامن.
احتمال: علت نامشخص.
۵. جهانگیر رئیسی – ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۴ – چابهار / پارک حافظ
مشخصات: جوان ۲۱ ساله، اهل تیس/چهبار
کشف: جسد رهاشده؛ آثار خفگی با طناب/پارچه.
نوع قتل: قتل با خفگی
۶. ابراهیم ملایی – ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۴ – ایرانشهر / جاده خیرآباد
مشخصات: مرد، ۵۵ ساله، اهل چابهار
وضعیت: یک روز مفقودی
کشف: در کنار مسیر جادهای
احتمال: نامشخص
۷. مرد مجهولالهویه – ۵ مرداد ۱۴۰۴ – راسک
مشخصات: هویت نامشخص؛ دارای دو سیمکارت
کشف: جسد بدون اطلاعات از زمان مرگ
احتمال: نامشخص؛ دارای پوشش بلوچی
۸. زلمه غلجایی – ۹ مرداد ۱۴۰۴ – تفتان / اطراف دهپابید
مشخصات: مرد، اهل دزاپ (زاهدان)، متأهل
وضعیت: ۲۸ روز مفقودی
کشف: ضربات متعدد چاقو؛ خودرو و اموال سرقت شده
نوع قتل: قتل با انگیزه سرقت
۹. مرد مجهولالهویه – مسیر لاشار–چراغان – تاریخ: نیمه مرداد ۱۴۰۴
مشخصات: نامشخص. دارای پوشش بلوچی
کشف: جسد در ارتفاعات کوهستانی.
احتمال: مرگ مشکوک / طولانیمدت.
۱۰. مرد مجهولالهویه – ۱۴ مرداد ۱۴۰۴ – خاش
مشخصات: نامشخص
کشف: جسد سه روز قبل پیدا شده بود؛ منتقل شده به سردخانه.
احتمال: نامشخص
۱۱. مرد مجهولالهویه – ۱۵ مرداد ۱۴۰۴ – زابل / دهنو
مشخصات: فرد غریبه، ناشناخته برای اهالی
کشف: جسد در بیابانهای اطراف دهنو، دارای پوشش بلوچی
احتمال: قتل
۱۲. مرد مجهولالهویه – ۲۶ مرداد ۱۴۰۴ – چابهار / منطقه بلسر
مشخصات: هویت نامعلوم. دارای پوشش بلوچی
کشف: جسد در منطقه ساحلی–رملی بلسر.
احتمال: مرگ نامشخص
۱۳. مرد کشتهشده با گلوله – ۹ شهریور ۱۴۰۴ – میناب / خور تیاب
مشخصات: مرد، هویت نامشخص.
کشف: جسد روی آب؛ اصابت گلوله به سر.
نوع قتل: تیراندازی.
۱۴. بهزاد گمشادزهی – ۱۸ شهریور ۱۴۰۴ – چابهار / پلاژ ساحلی
مشخصات: مرد، ۳۵ ساله، اهل گُشت سراوان
کشف: جسد کنار دریا
احتمال: نامشخص
۱۵. رحیم نورزهی – ۳ آبان ۱۴۰۴ – پهره (ایرانشهر) / ورودی شرکت شندان
مشخصات: مرد، تبعه افغانستان
وضعیت: دو هفته قبل از کشف جسد ربوده شده
کشف: جسد بهشدت فاسد؛ رهاشده در ورودی مسجد
نوع قتل: قتل پس از ربایش
۱۶. پیکر یک مرد بلوچ – ۸ آبان ۱۴۰۴ – بمپور / ریگزارهای دهمیر
مشخصات کشف شده: محمدیوسف اربابی، ۶۴ ساله، اهل مهرستان
کشف: جسد در ریگزار؛ همراه مدارک و دارو
احتمال: علت مرگ نامعلوم.
۱۷. کشف پیکر یک جوان مجهولالهویه – ۸ آبان ۱۴۰۴ – جاده سوران
مشخصات: جوان بلوچ، هویت نامشخص
کشف: کنار جاده؛ منتقلشده به سردخانه سوران
احتمال: نحوه مرگ نامشخص
۱۸. تبعه افغان – ۱۶ آبان ۱۴۰۴ – پهره (ایرانشهر )/ فلکه کپات
مشخصات: مرد جوان، احتمالاً افغان
کشف: جسد کنار خیابان
احتمال: قتل و انتقال جسد به محل کشف
۱۹. نوجوان مجهولالهویه – ۱۶ آبان ۱۴۰۴ – پهره (ایرانشهر) / خیابان استاد یادگاری
مشخصات: پسر ۱۶–۱۷ ساله، با لباس بلوچی
کشف: جسد داخل ساک بسته و قفلشده
نوع قتل: قتل مشکوک با انتقال مخفیانه جسد
۲۰. یونس رخشانی – ۱۷ آبان ۱۴۰۴ – پهره (ایرانشهر)/ زیر پل مقابل دانشگاه ولایت
مشخصات: مرد، ۲۱ ساله، اهل فهرج، ساکن گوهرکوه.
وضعیت: ۲ ماه ربوده شده
کشف: جسد داخل پتو؛ آثار شکنجه و ضربوجرح؛ برگه مشخصات در جیب
نوع قتل: گروگانگیری، شکنجه و قتل
۲۱. جسد یک مرد مجهولالهویه – ۷ آذر ۱۴۰۴ – زاهدان / خیابان آزادی
مشخصات: مرد ناشناس، احتمالاً بلوچ، بدون مدارک
کشف: مشاهده مردم؛ منتقلشده به سردخانه
احتمال: علت مرگ نامشخص.
۲۲. کشف پیکر تکهتکهشده یک کودک – ۸ آذر ۱۴۰۴ – کنارک
مشخصات: کودک خردسال، هویت نامشخص.
کشف: داخل چند پلاستیک؛ اعضای بدن جدا شده.
احتمال: سگها پس از رهاسازی اعضا را جدا کردهاند؛ عامل نامعلوم
دیدگاهتان را بنویسید