
تاریخ واقعه: جمعه ۳ مرداد ماه ۱۴۰۴
مکان واقعه: محورهای کویری میان سه استان اصفهان، یزد و خراسان جنوبی
شرح واقعه: در جریان حمله زمینی و هوایی نیروهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی، یازده عضو یک خانواده بلوچ در محورهای کویری استان اصفهان با مشارکت نیروهای سه استان یزد، اصفهان و خراسانی جنوبی، کشته شدند. از میان این تعداد، چهار نفر برادر، چهار نفر برادرزاده و سه تن نیز از دیگر اعضای خانواده ای از طایفه قنبرزهی بودند.
وضعیت کشتهشدگان: پیکرها به مدت ۱۸ روز تحویل داده نشد و پس از این مدت، اجساد به خانوادهها تحویل و پس از تشییع در بلوچستان دفن شدند.
اسامی کشتهشدگان:
چهار برادر:
هاشم قنبرزهی، حسین قنبرزهی، عبدالخلیل قنبرزهی، رحمتالله قنبرزهی
همگی فرزندان حاجی نظر
چهار برادرزاده:
بصیر قنبرزهی و منصور قنبرزهی (فرزندان ناصر)
جواد قنبرزهی (فرزند عظیم)
فرشید قنبرزهی (فرزند عبدالسلام)
همگی نوههای حاجی نظر
سه خویشاوند دیگر:
عبدالرحمن قنبرزهی (فرزند نادر)
صفیالله قنبرزهی (فرزند سید محمد)
نوراحمد قنبرزهی (فرزند نوروز)
درباره قربانیان: بیشتر این افراد از کارگران محروم و سوختبرانی بودند که سالها با مشقت و خطر برای تأمین معیشت خانوادههایشان تلاش میکردند. اما در پی بحران شدید بیکاری و بسته شدن مسیرهای رسمی مرزی در بلوچستان، امکان اشتغال سالم و پایدار از آنان گرفته شد و بسیاری ناگزیر به پذیرش کارهای پرخطر مانند جابهجایی مواد مخدر برای دیگران شدند. همین شرایط آنان را به دام شبکههای قاچاق انداخت و سرانجام در جریان این حمله در دل کویر، جان خود را از دست دادند.
فرشید قنبرزهی، یکی از قربانیان، تازهدامادی بود که تنها یک ماه از ازدواجش میگذشت. پدر او، عبدالسلام، سالها پیش در اثر انفجار مین جان باخته بود. جواد قنبرزهی، دیگر کشتهشده، پدری جوان بود با نوزادی کمتر از یک ماه و در عین حال سرپرست مادر سالخورده و دو برادر معلول ـ یکی ناشنوا و دیگری نابینا.
واکنش مقامات رسمی: رسانه های حکومت این عملیات را یک عملیات مشترک با مشارکت نیروهای انتظامی و امنیتی سه استان اصفهان، یزد و خراسان جنوبی ذکر کردند. مقامات رسمی جمهوری اسلامی قربانیان را «اشرار مسلح و قاچاقچیان مواد مخدر» معرفی کردند. محمدرضا هاشمیفر، جانشین فرمانده انتظامی استان اصفهان، ادعا کرد در این عملیات بیش از چهار تُن مواد مخدر (تریاک، شیشه و هروئین) و همچنین سلاحهای سنگین از جمله تیربار و آرپیجی-۷ همراه با خودرو و موتورسیکلت کشف شده است.
با این حال، گزارش منتشر شده توسط رسانههای حکومت که از طریق یک گزراش اولیه ساخته شده توسط نیروهای این عملیات منتشر شده بود، صرفاً همراه با تصاویر و ویدئوهای نامشخص منتشر شد و هیچ نشانه روشنی از گستردگی ادعاشده درباره سلاح و مواد مخدر ارائه نشده است. برخی فعالان و خبرگزاری های بلوچ احتمال می دهند در این باره یک بزرگ نمایی بزرگ انجام شده باشد.
روایت یک منبع موثق درباره کشتار:
اطلاعاتی که در ادامه ذکر میشوند، توسط کمپین حقوق بشر بلوچستان و از طریق یک فرد موثق نزدیک به خانوادههای کشتهشدگان جمعآوری شده است. بر اساس این روایت، این افراد پس از گرفتار شدن در کمین نیروهای نظامی و انتظامی، کشته شدهاند. اجساد برخی از کشتهشدگان دارای آثار شلیک گلوله از پشت سر بوده است؛ در مورد یک نفر (جواد قنبرزهی) گلوله از ناحیه پشت سر به او اصابت و از حدقه چشم بیرون شده است به طوری که صورت او دچار آسیب شدیدی شده است. که احتمال می رود یا با سلاح سنگین از فاصله دور و یا با سلاح معمولی از فاصله نزدیک مورد اصابت گلوله قرار گرفته است.
خانوادههای افراد کشته شده، هنگام مراجعه به پزشکی قانونی اصفهان با تأخیر طولانی در تحویل اجساد مواجه شدهاند؛ اجساد به مدت حدود ۱۸ روز تحویل داده نشده و وقتی بالاخره تحویل داده شدهاند، نزدیکان به شدت متحیر و ناراحت شدهاند. چرا که برخی از جنازهها سوخته و دچار آسیب شدید از جمله قطعی سر از بدن بودهاند. چند جنازه بهطور مشهود دچار سوختگی یا از بین رفتن بافتهای صورت و دست و پا بودهاند. ویدئوها و تصاویر منتشرشده اولیه از سوی منابع حکومتی از برخی اجساد کشته شدگان، آنها را به ظاهر سالم نشان میدهد؛ برای همین خانوادهها انتظار نداشتند همان پیکرها هنگام تحویل، در وضعیتی وحشتناک از سوختگی شدید باشند؛ اما آنچه تحویل گرفتند، تصویری کاملاً متفاوت و تکاندهنده داشت.
اطلاعات دقیق درباره روش کشته شدن و نوع سلاحها در دست نیست و مشاهدات بر اساس اظهارات خانوادههاست. ظاهرا یکی از خودروها در جریان درگیری هدف شلیک از بالا قرار گرفته باشد، با پهپاد، یا یک پرتابه از طریق هلیکوپتر. برخی از اعضای این خانوادهها معتقدند سلاحهای سنگینی که در تصاویر حکومتی برای نسبت دادن به کشته شدگان نشان داده شدهاند متعلق به کشتهشدگان نبوده و احتمال صحنهسازی یا بزرگنمایی بسیار بالاست. با این حال، وجود سلاحهای سبک را انکار نکردهاند.
کشته شدگان دارای دو خودرو بودهاند؛ یک خودرو در ابتدا هدف حمله هوایی و شلیک از بالا قرار گرفته و همانجا به همراه سرنشینان متلاشی شده است. خودروی دوم توانسته فرار کند اما پس از تعقیبوگریز متوقف شده و تمامی یا برخی سرنشینان آن احتمالا بازداشت و اعدام صحرایی شدهاند. برای کسانی که در خودروی دوم کشته شدهاند شواهدی از شلیکهای مرگبار از پشت سر و همچنین شلیکهای مکرر به سینه مشاهده شده است؛ بنابراین اگرچه برخی جنازهها (سرنشینان خودروی دوم) آثار متلاشی شدن ناشی از برخورد مستقیم با مهمات سنگین را نداشتند اما آثار شلیک و سوختگی شدید روی بدنشان در زمان تحویل جنازه ها دیده شده است. این در حالی ست که در صحنه اولیه منتشر شده توسط حکومت جنازه هایی که با شلیک گلوله کشته شدند آثار سوختگی ندارند.
همگی کشتهشدگان کارگر، سوختبر و یا دارای مشاغل آزاد در کارهای روزمره بودهاند؛ این افراد پیش از این واقعه عمدتاً شغل قانونی و معیشتی داشتهاند و ادعاهای حکومت مبنی بر اینکه همهی آنها اعضای یک باند مسلح و دارای تسلیحات سنگین و چندین تُن مواد مخدر از انواع مختلف بودهاند، با آنچه خانوادهها از وضعیت معیشتی و شغلی قربانیان میدانند تفاوت دارد. خانوادهها همچنین عنوان کردهاند که در روند تحویل جنازهها برخوردهای متناقض و تأخیرهای مشکوکی صورت گرفته؛ بهویژه برای جنازه جواد قنبرزهی تاخیر و ممانعت بیشتری رخ داده است که نگرانی و پریشانی بستگان را افزایش داده است.
روایت خانوادهها نشان میدهد که نحوه کشتهشدن این افراد، فراتر از یک درگیری معمولی، بیانگر رویکردی امنیتی نسبت به مردم بلوچ است. به ویژه وقتی فهمیده می شود افراد کشته شده از خانواده های معمولی و فقیر بوده و صرفا به دلیل نبود زیر ساخت های شغلی به سوی این کار رفته اند.
در ادامه تصاویر و ویدئوهای لازم، مستند و پیوست شده اند.


دیدگاهتان را بنویسید